1608
1605

پسرم به شدت لجباز شده و جدی اخم میکنه بش دست میزنیم جدی میگه نتون نتون دست نتون یعنی نکن برا خودش میشینی یه گوشه حرف میزنه از باباش یاد گرفته منو بغل کنه میگه نازی نازی اگه باباش منو بغل کنه یا بوس موهای منو میکشه و باباشو تق میکنه😂😂😂 خیلی شیطونه مث باباش با تلفن حرف میزنه دستاشو تکون میده😙😙شما هم بگید 

سیسمونی  نی نی لازم


اولین ، معتبرترین و کاملترین فروشگاه اینترنتی سیسمونی

همراه با مشاوره رایگان برای مادران

1522

من پسرم الان سه سالشه ولی دو سال و نیم که بود، وقتی صدای در کوچه میومد میدووووید به صاحبخونم از بالای پله ها می‌گفت حاج خانم میخوای کجا بری؟ کی برمیگردی؟ 😆

شده بود کلانتر محل 

گروه نارنجی خوشرنگ😁تاریخ شروع: ۹۸/۹/۱۶🧡وزن شروع ۸۳🧡وزن هدف۶۲ من یک مامان و همسر شاد، مهربون و خوش اندام هستم که می‌خوام دنیا رو مجبور کنم به کام من و همسر و پسرم بچرخه🧡🧡🧡خدایا متشکرم بابت همه چیز و دستم رو از الان به بعد، محکم‌تر بگیر و برو تا بریم😘😍😁
8

پسر کوچیکه من ی سالشه پاک کن پسر،بزرگمو برمیداره میگم بیار بده من میاد وایمسته جلوم چشاشو گنده میکنه میگه جیز ینی منو میترسونه😂😂😂بزرگه هم خیلی شیطونه ولی یشتر حرص میده یا کوچیکه میره جاهای کوچولو پیدا میکنه قایم میشه بعد جیغ میزنه اینجا گیر کردم میرم درش میارم😂

  

دختر من چهارده ماهس مرتب دستشو میوشه به سرش میره در حموم میشینه میگه بریم حموم الکی قهر میکنه دستاشو میذاره رو چشماش ولی لای یکی از دستاشو باز میذاره ببینه ما چیکار میکنیم .گوشی  و برمیداره مثل من از این اتاق به اون اتاق با گوشی حرف میزنه .همش عروسکاشو بغل میکنه میگه ببریم دستشویی بشوریم جیش کردن .اگه گشنه باشه یا چیزی برای خوردن بخاد انگشتشو میبره تو دهنش صدای خوردن در میاره

عزیزی که داری امضای منو میخونی برای سلامتی مادرم یه صلوات میفرستی😍😍😍😍

چند شب پیش داشتم شام میخوردم پسر از آشپزخونه از باباش یه کم آب گرفته بود یکهو یخ کردم یواش آمده بود پشت سرم ریخت و ریخت توی لباسم.

دیشب میخواست بخوابه بهش میگم بگو مامان با جیغ و خنده ده بار گفت بابا.

یه شاخه بامبو داریم پدر زبون بسته رو در آورده بهش پیاز میده و دوغ 

روی میزها آب می ریزه بعد خودش دستمال می کشه و مثل کرم میزنه به صورتش.



پسر خواهرم تهران زندگی میکنن اومده بودن شیراز خونه بابام اینا یه حلزون نمیدونم از کجا پیدا کرده بود بعد این مرد قبرش کرده بود تو باغچه وقتی رفته بود تهران تلفنی به خاله کوچیکش تاکید میکرد ک برو سر قبر حلزونم 

فقط 28 هفته و 1 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
تیکر منم یه روز واقعی میشه میدونم😍من زندگی سختی داشتم از بچگی،وقتی نامزد کردم وارد یه مرحله جدید از سختی زندگیم شدم چون فکر میکردم از چاله در اومدم افتادم تو چاه!چون فکر میکردم تو انتخابم اشتباه کردم ،اما اشتباه فکر میکردم نامزدم عاشقانه پای تمام بد خلقی هام ایستاد حتی حاضر شد خودشو بکشه تا من از دستش راحت شم!!! چون میگفت نمیتونم زنده باشم و‌تو مال من نباشی⁦❤️⁩تو حرم امام حسین (ع) از آقا خواستم که اگه با این مرد خوشبختم و اونم با من خوشبخته مهرشو بندازه به دلم و انداخت!!!ازدواج کردیم و سختیای زندگیم تموم شد الان خوشبخته خوشبختم فقط بچه میتونه خوشبختیمو کامل تر کنه ،حالا که تا اینجا اومدی و امضامو خوندی برای مامان شدنم صلوات میفرستی؟خیلی حیفه شوهرم بابا نشه 😔لطفا برامون دعا کن مامان بابا بشیم⁦❤️⁩
1601

به پسرم دیشب موقع خواب میخواستم انگلیسی یاد بدم اخه همه کارتونارو زبان اصلی نگا میکنه بعضی جیزارو انگلیسی میگه دیشب میگفتم  واتس یور نیم ؟بعد میگفتم بگو آی ام نیما چند باز گفت دید سخته گفت مامان مامان دوست نه 🤣ینی دوست ندارم فارسی رو درست نمیتونه بگه اونوقت من میخوام انگلیسی بحرفه 🤦‍♀️

خدایی هدف از لایک چیه ؟لایک نکن آقا نکن 😕مرسی اَه☺️یه آره مینویسی بعد ۳۰۰تا لایک میخوره لایکم هم نکنید میدونم خوندید زرنگ خانوما 🧡🙋‍♀️
پسر کوچیکه من ی سالشه پاک کن پسر،بزرگمو برمیداره میگم بیار بده من میاد وایمسته جلوم چشاشو گنده میکنه ...

بچه ها تو یه سنی تمام رفتاراشون عین همه دختر منم این رفتار قایم شدن و گیر کردن رو همیشه داره یا برداشتن وسایل داداشش

عزیزی که داری امضای منو میخونی برای سلامتی مادرم یه صلوات میفرستی😍😍😍😍
من پسرم الان سه سالشه ولی دو سال و نیم که بود، وقتی صدای در کوچه میومد میدووووید به صاحبخونم از بالا ...

😂😂😂 خدا حفظش کنه

فقط 28 هفته و 1 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
تیکر منم یه روز واقعی میشه میدونم😍من زندگی سختی داشتم از بچگی،وقتی نامزد کردم وارد یه مرحله جدید از سختی زندگیم شدم چون فکر میکردم از چاله در اومدم افتادم تو چاه!چون فکر میکردم تو انتخابم اشتباه کردم ،اما اشتباه فکر میکردم نامزدم عاشقانه پای تمام بد خلقی هام ایستاد حتی حاضر شد خودشو بکشه تا من از دستش راحت شم!!! چون میگفت نمیتونم زنده باشم و‌تو مال من نباشی⁦❤️⁩تو حرم امام حسین (ع) از آقا خواستم که اگه با این مرد خوشبختم و اونم با من خوشبخته مهرشو بندازه به دلم و انداخت!!!ازدواج کردیم و سختیای زندگیم تموم شد الان خوشبخته خوشبختم فقط بچه میتونه خوشبختیمو کامل تر کنه ،حالا که تا اینجا اومدی و امضامو خوندی برای مامان شدنم صلوات میفرستی؟خیلی حیفه شوهرم بابا نشه 😔لطفا برامون دعا کن مامان بابا بشیم⁦❤️⁩
1523
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1606
1510
1610
1479
1594
1426
1588
1593
1587
1506
پربازدیدترین تاپیک های امروز
1550
224
1462
29
داغ ترین های تاپیک های امروز