1542
1480

😊

درناکترین مرگ پسرنوح داشته:                                             تصورکن داری غرق میشی                                           خر از کشتی بابات برات                                             دست تکون میده!😐

انواع دمنوش‌های گیاهی و ترکیب آنها

کلیک کنید

1546

*يكی را دوست دارم
ولی افسوس او هرگز نميداند
نگاهش ميكنم شايد
بخواند از نگاه من
كه او را دوست مي دارم
ولی افسوس او هرگز نميداند*

*به برگ گل نوشتم من
تو را دوست می دارم
ولی افسوس او گل را
به زلف كودكی آويخت تا او را بخنداند*

 

*به مهتاب گفتم ای مهتاب
سر راهت به كوی او
سلام من رسان و گو
تو را من دوست می دارم
ولی افسوس چون مهتاب به روی بسترش لغزيد
يكی ابر سيه آمد كه روی ماه تابان را بپوشانيد*

 

*صبا را ديدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست مي دارم
ولی افسوس و صد افسوس
ز ابر تيره برقی جست
كه قاصد را ميان ره بسوزانيد
كنون وامانده از هر جا
دگر با خود كنم نجوا
يكی را دوست مي دارم
ولی افسوس او هرگز نميداند

منم 

شازده ننت درخواست دوستی نده چون اعصاب ندارم آبرو برات نمیزارم😂  😂😂😂😂😂درضمن اونایی که میگن پروفایلت خیلی با حاله بهشون میگم قابلتون رو نداره😍😍 نه شوخی کردم کپی نکنین😂😂😂😂
8


مجسمه ی زیبایم

میتراشمت

میسرایمت

ستودنی هستی

حتی از آنکه همیشه دوستش داشتم

بت من است

چرا آن وقت ها آن را بت ساختم

بت من اینست

براستی که ستودنیست

رنگ در رنگ و‌ به هر رنگ هزارانش طیف           نغمه در نغمه و هر نغمه به یاد یاران

یکی را دوست میدارم❤❤

یکی را دوست میدارم ولی افسوس او هرگز نمی داند


نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم


ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند


به برگ گل نوشتم من که او را دوست می دارم


ولی افسوس او گل را به زلف کودکی اویخت تا اورا بخنداند


صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت


بگو از من به دلدارم تو را من دوست می دارم


ولی ناگه ولی ناگه ز ابر تیره  برقی جست و روی ماه تابان را بپوشانید


ولی افسوس او هرگز نمی داند


نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم


ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند


به برگ گل نوشتم من که او را دوست می دارم


ولی افسوس او گل را به زلف کودکی اویخت تا اورا بخنداند


صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت


بگو از من به دلدارم تو را من دوست می دارم


ولی ناگه ولی ناگه ز ابر تیره  برقی جست و روی ماه تابان را بپوشانید


1563

به او بگویید دوستش دارم ..

به او که از سرآغاز دوست داشتنش 

به خود رسیده ام!

حالا دیگر نه از بارش باران بی امان بغضم می گیرد 

نه از غروبهای دلگیر جمعه خفقان می گیرم !

باور کنید!

من با او به باران و آئینه 

به عشق و بیقراری دل

و شبهای پر ستاره سلام گفته ام !

من دیگر نه از دوری میترسم 

و نه از نگاه سردُ بی باورش 

و نه از کوچه پس کوچه های نرسیدن وخواستنش..! .

من ایمان دارم به روزهای خوب ،

به قرارهای شبانه خود و ماه ام ،

به گفتنی های ناگفته و

عشقی نهان در نهان پستوی خانه دل 

و خورشیدی که با نگاه پر رمز و رازش

مرا هرروز به دوست داشتنش امیدوارتر می کند .


من با او به باور دل و خود رسیده ام 

به دوست دارمهای نگفته و نشنیده ای 

که با عریانی واژه ها بیان نمی شوند !


من ...

نه ...

شما به او بگویید دوستش دارم !

1547
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1580
1604
1550
1594
1426
1479
1588
1593
1587
1506
224
29
1462