1711
1714

سلام دوستان

میخام داستان بارداری و زایمانمو براتون بگم شاید کسی توی دلش امید نشست و با خوندن ماجرای من دلش آروم شد و به رحمت خدا امیدوار

من کاربر قدیمی ام اما با اون کاربریم نمیام سایت چون تاپیکای تلخ از دست دادن بچم تو اونه و من حس خوبی ندارم بهش


من یه پسر شش ساله دارم که نه بارداریم و نه سزارینم هیچچچچ گونه مشکلی نداشتم بشدت دوس داشتم بچه دوم نم بیارم اما همسرم راضی نمیشد تا اینکه پسرم چهارساله شد و چون شهر غریبیم و تنهایی رو حس کرد بهونه خواهر برادر گرفت منم بزور همسرمو راضی کردمو و آزمایشای روتین قبل بارداری رو دادمو اقدام کردیم و همون ماه اول باردار شدم و چون همزمان با ایام عید بود و من سابقه عقب انداختن زیاد داشتم شک نکردم که باردارمو و تا دلتون بخهاد کل ایام عید رو تو جشن و مهمونی و گکشت و گذار بودم بعد تعطیلات بدنبال دلدرد عجیب کلی زعفرون دم کردمو فرداش یه کم خونریزی کردمو و تموم شد رفتمپ یواشکی بیبی چک گرفتمو دیدم درکمال ناباوری مثبته خلاصه ازمایش و سونو هم بارداریمو تایید کردنو بشدت تو پر همسرم خورد که چرا اینقد زود😑 گذشت و من ویار وحشتناکم شروع شد و با پسرم که مهد میرفت خیلی بهم سخت میگذشت چندنفر از اقوام هم همزمان با من باردار بودنو حال من از همه بدتر بود گاهی ترشحات با رگه های خونی داشتم اما چون بارداری اولمم همینجور بودم اهمیت ندادم و متاسفانه تحت نظطر دکتر نبودم وبا جفت پایین یه مسافرت رفتیم و من عفونت شدید گرفتمو سرخود پماد و اپلیکاتور استفاده کردمو و لکه بینی هام شروع شد و آغاز مشکلات بعدی😢😢

هفته شونزده اولش گفتن بچه دختره و منو همنسرم تو آسمونا بودیم بعد نیم ساعت دکتر گف نه پسره و بازم یکم دمغ شدیم اما بازم بخاطر پسرم خوشحال بودم که داداش دوس داشت ولی لکه بینی ولم نمیکرد و من همش درحال سک سک تو بیمارستانا و دکترا بودم و هرچی متخصص بود رفتمو سونو هزاران بار دادمو نتونستن مشکلمو تشخیص بدن تا اینکه به اصرار خودم که تو گوگل با سونو داپلر آشنا شده بودم سونو دادمو فهمیدم که دوتا لخته خون بزرگ پشت جفتمه 😢😢

دکترا همه ازم قطع امنید کردن و من خونریزی شدید کردمو لخته های بزرگ دفع کردمو و بزووور رفتم بیمارستان منیلاد بستری شدم( اینم بگم که من چون تحخت نظر بودم میلاد دیگه مطب نمیرفتم و متاسفانه دکتر ماندانا سبحانی بخاطر بی اهمیتی اش باعث اتفاقات تلخ بارداریم شد)

خلاصه یک هفته میلاد بستری بودمو و تمام این مدت پسرم و همسرم تو محوطه میلاد میخوابیدنو و جگر من برای پسرم کباب میشد بی کسی اون روزا هیچوقت فراموشم نمیشه 😔😔😔

توی میلاد نتونستن کماری برام بکنن و اونقد انگولکم کردن تا کیسه آبم توی هفته ۲۱ پاره شد و ختم بارداری دادن😔😔

ولی حتی گولم زدن و گفتن برو امام خمینی دستگاه دارن بچتو نجات میدن من با دردمندیب هترچه تمام رفتم اونجا و خواستن منو بخورن که کجحای دنیا بچهن پنج ماهه رو نگه میدارن و ختم بارداری ... اونام گولم دادن و گفتن اینجا هزینت زیاد میشه برو همون میلاد بچه رو بنداز و من باز رفتم میلاد و توی اورژانس باهام دعوا کردن که بیخود برو همون امام خمینی و بازم منو پسرمو همسرم رفتیمو و با بدبختی باز منو پذیرش کردن و بردنم زایشگاه و وسط اون همه زائو که هرلحخظه باشادی بچشونو بغل میکردن من بعد پنج ساعت درد کشیدن پسر کوچولومو زنده دنیا آوردم اما عمرش بدنیا نبود و یه نفس کشید و رفت 😔😔

روزای سخت استراحت مطلقم تموم شد😰 اینم کاکل پسرم👦 خدایاشکرت🙏💝😇

بعدش کورتاژ و مشکلات دیگه و ...

اینکه چی بسرم اومد بماند چقده بغض کردمو غصه خوردم بماند... دیدن درد و رنج همسرم و بهونه های پسرم که داداش کجاس پس دلمو آتیش میزد😔😔😔

سه روز بعدش همسرم از شدت ناراحتی تصادف وحشتناکی کرد و خدا بهمون رحم کرد زنده موند... همسرم بخاطر من و مراقبتایی که تو بارداری ازم میکرد مجبور شد کارشو ول کنه و... مشکلات اقتصادی هم به حال بد زندگیمون اضافه شد...

گذشت و اطرفیانی که باردار بودن با من یکی یکی فارغ شدن و من دست خالی... درسته یه بچه داشتم اما دوستان از دست دادن فرزند وحشتناکه تمام تابستون خونه ما گریه و ماتم بود جلوی پسرم حفظ ظاهر میکردم اما خب بشدت عتصبی و پرخاشگر شده بودم چه شبها که تا صبح منو همسرم بغل هم گریه نکردیم از همه چیز متنفر بودم دلم فقط تنهایی میخاست و بس

گذشت و به اصرار همسرم برای سلامت خودم رفتم تحت نظر دکتر ،ابدا بچه نمیخاستم ولی بعد شش ماه که دکتر عزیزم با کلی دلداری تشویقم کرد اقدام کنیم اقدام کردیم و بازم همون ماه اول در اوج ناامیدی بخاطر عفونت مداوم و افسردگی و استرسم باردار شدمو اما اینبار نه من تونستم خوشحال باشم نه همسرم به پسرمم چیزی نگفتیم

توی بارداری سوم  لکه و خونریزی و جفت پایین و نارسایی سرویکس و هماتوم و سرکلاژ و استراحت مطلق و ...

روزهای وحشتناکمی رو گذروندم هربار ناامید شدمو بازم بهعش دل بستم ایام عید هفته دوازده که گفتن پسره قند توی دلمون آب شسد و امید توی وجودمون جوونه زد

پسرم رو پاهاش بند نبود هر روز با داداشش حرف میزد که نکنه بازم بری داداش😔

همسرم یه کار پاره وقت گیر اورده بود و هم زن خونه بود و هم منرد خونه ... البته ناگفته نماند اینبار مامان و خواهر و حتی جاری و خواهرشوهر  و ... همه دلشون بحالم سوخت و تنهام نذاشتن اما خب جور اصلی زندگی رو دوش همسرم بود که مثل یه رفیق خوب تنهام نذاشت و من تا ۲۶ هفته رسوندمو و دردادم شروع شد و تموم زندگیمون استرس بود و استرس روزها یکسال میگذشت و رسوندم به سی و گفتن نیم سانت باز شدم با وجود سرکلاژ و دکترم همش امید پشت امید تا رسوندم به ۳۳ و بستری شدم دارو گرفتم و دردام کمتر شد و بازم با السترس و دلهره رسوندم تا ۳۶ هفته و شش روز و کیسه آبم پاره شد و اورژانسی گل پسرم بدنیا اومد 😭😭😭😭😭😭

بخاطر مشکلات گوارشی یازده روز بستری شد و من خیلی مقاومت کردم تا شیرم خشک نشه و بالاخره من توی دوازدهمین روز تولدش بغلش کردم و قلب ناآرومم آروم شد و رنگ تازه ای به زندگیمون پاشیده شد😭😭😭😭


الان یکماه از اون روز میگذره و کنارم خوابن گل پسرام خدایاشکرت

دوستان من هزینه زیادی دادم از لحاظ روحی

ولی میارزید من آدم دیگه ای شدم خیلی از قشنگیای زندگیمو الان دارم میبینم شاکر خدا هستم مطمئنم اون اتفاق بخاطر رشد من بوده حس میکنم چیزی از دست ندادم و گل پسرم اون دنیا بالاخره میاد تو‌ آغوشم ....


لطفا اگر بچه دار نمیشید یا مثل من این درد رو‌ کشیدید از رحمت خدا غافل نشید حتما یجایی دستتونو میگیره بهش اعتماد کنید😍😍😍😍😍


دوستان خلاصه نوشتم ببخشید اگر طولانی شد حس کردم باید وقتی از حال بدمون میگیم از خوشیامونم بگیم

روزای سخت استراحت مطلقم تموم شد😰 اینم کاکل پسرم👦 خدایاشکرت🙏💝😇

لایک کنید مرا

یدونه پسر دارم من کاکل به سر دارم من یه روز عصای دستمه خودم خبر دارم من                  گلابہ تو گلاب پاش خدا مواظبش باش                  سپردمش دست خودت همیشه حافظش باش     ایشلاه که داماد بشه هرچی دلش میخواد بشه   توی روز سختی هیچکی پسر نمیشه           خسته‌گی جز باخنده یه پسر بدر نمیشه                چشم و چراغ بابا مرد کوچیکه مادر تیکر 🎈🎉تولد⏳🎁 گل پسرمه♥️

مشکل لک بینی از چی بود ؟!

خدایا خیلی دوستت دارم میدونم که تو هم دوستم داری 😘😘😘 مامان عزیزم دلم برات تنگ میشه تا همیشه کاش وقتی بودی بیشتر بهت میگفتم دوستت دارم بهت میگفتم قدرتو میدونم برام عزیزی ، خدایا حالا که اونجا پیش توئه از طرف من ببوسش😞

مامانا در مسابقه نان کید با جایزه های هیجان انگیز شرکت کنین

مشکل لک بینی از چی بود ؟!

دقیق معلوم نشد اما اپلیکاتور که زدم بعدش لک دیدم جفتمم پایین بود البته

روزای سخت استراحت مطلقم تموم شد😰 اینم کاکل پسرم👦 خدایاشکرت🙏💝😇
1713
دقیق معلوم نشد اما اپلیکاتور که زدم بعدش لک دیدم جفتمم پایین بود البته

چجوری میفهمن جفت پایینه ؟ یعنی از چند هفته ای مشخص میشه ؟ علایم خاصی داره؟ 

خدایا خیلی دوستت دارم میدونم که تو هم دوستم داری 😘😘😘 مامان عزیزم دلم برات تنگ میشه تا همیشه کاش وقتی بودی بیشتر بهت میگفتم دوستت دارم بهت میگفتم قدرتو میدونم برام عزیزی ، خدایا حالا که اونجا پیش توئه از طرف من ببوسش😞

خداروشکر که روی خوش زندگی رو بعد این همه سختی دیدید. علت سقطتون توی 21 هفته چی بود؟ 

گل پسرم دوستت دارم و هیچوقت از یادم نمیبرمت...بدجور دلتنگ تکوناتم خوشگلم...😔هعععععععععععععععی 
چجوری میفهمن جفت پایینه ؟ یعنی از چند هفته ای مشخص میشه ؟ علایم خاصی داره؟ 

با سونومن ت عربال اول فهمیدن

روزای سخت استراحت مطلقم تموم شد😰 اینم کاکل پسرم👦 خدایاشکرت🙏💝😇
خداروشکر که روی خوش زندگی رو بعد این همه سختی دیدید. علت سقطتون توی 21 هفته چی بود؟ 

ممنونم دلیل اصلی رو خودمم نفهمیدم ولا

روزای سخت استراحت مطلقم تموم شد😰 اینم کاکل پسرم👦 خدایاشکرت🙏💝😇
دوستان من تازه واردم. میخواستم ببینم وقتی پیامی میدم همه میتونن شماره منو ببینن یا خیر؟؟؟  کسی ...

نه کسی نمیتونه گلم راحت باش

روزای سخت استراحت مطلقم تموم شد😰 اینم کاکل پسرم👦 خدایاشکرت🙏💝😇
1710

واقعیتش منم همین 5 مهر پسرمو توی 22 هفته سقط کردم. بدون هیچ علتی. یهو دهانه رحمم باز شد و سقط شد. تا لحظه آخر قلبش میزد و هیچ مشکلی نداشت. خیلی درد بزرگیه واسم. فردا میشه 2 ماه که از پیشم رفته.... 😔😔😔

گل پسرم دوستت دارم و هیچوقت از یادم نمیبرمت...بدجور دلتنگ تکوناتم خوشگلم...😔هعععععععععععععععی 

استارتر عزیز شما سراغ طب اسلامی نرفتین جایگزین سرکلاژ؟؟؟؟ هیچ اطلاعی دارین کسی که رفته باشه طب اسلامی واسه جایگزینی سرکلاژ؟؟؟؟؟ 

گل پسرم دوستت دارم و هیچوقت از یادم نمیبرمت...بدجور دلتنگ تکوناتم خوشگلم...😔هعععععععععععععععی 

اشکم در اومد ‌ منم تو دوراهی همین دو روز پیش تو ۵ هفتگی سقط کردم . ولی از لحاظ روحی خیلی داغون . هیچی چیزی درد من نمیکنه . البته خدا بهم دوتا فرشته داده ‌ که خیلی کوچیک هستن بچه سوم برام سخت بود. ولی الان خیلی درمانده ام شاید خیلی ها بهم بخندن ۵ هفته که چیزی تشکیل نشده . ولی من خیلی عذاب کشیدم با اینکه با رضایت همدیگه بود😔.البته هنوز برای من ام مجدد نرفتم باید هفته دیگه بدم . ولی صد در صد با این همه خونریزی من . چیزی نمونده

خدا فرزندان تو حفظ کنه. 

خدا همهه ماهایی که سقط کردیم هم ببخشه

اشکم در اومد ‌ منم تو دوراهی همین دو روز پیش تو ۵ هفتگی سقط کردم . ولی از لحاظ روحی خیلی داغون . هیچ ...



چطوری دلتون اومد فقط؟؟؟  اون لحظه سقط نبودین که ببینید چجوری خدارو التماس میکردیم که معجزه کنه فقط بچمون بمونه..... اونوقت بعضی ها به راحتی پاره تنشونو...... هعععععی حکمتش چیه نمیدونم

گل پسرم دوستت دارم و هیچوقت از یادم نمیبرمت...بدجور دلتنگ تکوناتم خوشگلم...😔هعععععععععععععععی 
چطوری دلتون اومد فقط؟؟؟  اون لحظه سقط نبودین که ببینید چجوری خدارو التماس میکردیم که معجزه کنه ...

بله میدونم که خیلی ها در حسرت هستن . همیشه از خدا میخوام که دامن همه زنان سبز کنه . 

اما واقعا تو شرایط زندگی خیلی ها نیستیم . . . .‌

منم دکتر بهم گفته بود تخمدان هات از کار افتاده با ناباوری تمام فهمیدم که عقب انداختم . الانم که به کلی از لحاظ روحی داغون هستم ‌ 

1436
بله میدونم که خیلی ها در حسرت هستن . همیشه از خدا میخوام که دامن همه زنان سبز کنه .  اما واقعا ...


خدا ارحم الراحمینه. 

گل پسرم دوستت دارم و هیچوقت از یادم نمیبرمت...بدجور دلتنگ تکوناتم خوشگلم...😔هعععععععععععععععی 
واقعیتش منم همین 5 مهر پسرمو توی 22 هفته سقط کردم. بدون هیچ علتی. یهو دهانه رحمم باز شد و سقط شد. تا ...

خیلی متاسفم عزیزم 

درد واقعا بزرگیه کاملادرکتون میکنم هرچند اون بچه رو هیچوقتفراموش نمیکنی اما خودتو اماده کن و بلطف خدا ایشالا مجدد باردار میشی و اون غم رو راحت تر خواهی پذیرفت

روزای سخت استراحت مطلقم تموم شد😰 اینم کاکل پسرم👦 خدایاشکرت🙏💝😇
استارتر عزیز شما سراغ طب اسلامی نرفتین جایگزین سرکلاژ؟؟؟؟ هیچ اطلاعی دارین کسی که رفته باشه طب اسلام ...

نه چیزی نشنیدم در این مورد اما اینم بگم دکتری که این سری تحت نظرش بودم آدم بشدت مذهبی هست و اهل این حرفا حتی بمن ریحانه بهشتی رو معرفی کرد و بمحض اینکه اجازه اقدام داد گفت که احتمال نود درصد سرکلاژ باید بشم که شدم هم 

اینم بگم که سرکلاژ عمل فوق العاده راحتیه

روزای سخت استراحت مطلقم تموم شد😰 اینم کاکل پسرم👦 خدایاشکرت🙏💝😇
اشکم در اومد ‌ منم تو دوراهی همین دو روز پیش تو ۵ هفتگی سقط کردم . ولی از لحاظ روحی خیلی داغون . هیچ ...

خیلی تصمیم سختی گرفتید 

امیدوارم خدا همه مونو ببخشه 

فرزند چه پنج هفته چه جوون رشید اولاد آدمه و از دست دادنش واقعا دردناکه

امیدوارم بزودی حال دلتون خوب شه

روزای سخت استراحت مطلقم تموم شد😰 اینم کاکل پسرم👦 خدایاشکرت🙏💝😇
خیلی متاسفم عزیزم  درد واقعا بزرگیه کاملادرکتون میکنم هرچند اون بچه رو هیچوقتفراموش نمیکنی اما ...

هرروز دارم بهش فکر میکنم.... بچه اولم بود.... خیلی دوسش داشتم... هیچوقت فراموشش نمیکنم. اصلا نمیدونم کی اقدام کنم. میترسم. دکترم گفته دی ماه اقدام کن. ولی میترسم. 

گل پسرم دوستت دارم و هیچوقت از یادم نمیبرمت...بدجور دلتنگ تکوناتم خوشگلم...😔هعععععععععععععععی 
1712
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1705
1708
1722
1462
1681
1667
29
پربازدیدترین تاپیک های امروز