1608
1605

اول خودم میگم من با دوستام رفته بودیم طبیعت گردی ک شوهرم هم با دوستاش بود بعد دوستم بهشون تعارف کرد بیاین چایی بخورین اومدن نشستیم دور هم چایی خوردیم ک دوستم با دوست شوهرم دوست شد بعد ک چند دفه رفتن بیرون منو هم میبردن من ک اصلا تو فاز اینکه با شوهرم دوست شم نبودم بعدش چن دفه رفتیم بیرون از دوستم شمارمو گرفتوووو شروع شد الانم دی میشه ۳ سال ک شوهرمه 

خانم ها اگر کسی دنبال دکتر نازایی خاذق و خوب میگرده 

ما کمکتون می کنیم ، یا اگه دنبال اهدای تخمک هستن

هم میتونید با این شماره تماس بگیرید09122770014

یا اینستا ما رو دنبال کنید

1522

تو یاهومسنجر کلی چت دعواگونه و کل کل.بعد اتفاقی همو دیدیم و عاشق شدیم و ۳سال جنگیدیم واسه باهم بودن و الان ۱۰ ساله که ازدواج کردیم

😍ایمان دارم به زودی با لطف خداجون و امام رضا خانوادمون سه نفره میشه 

فامیلمون بود ولی اصلا محلش نمیداام چون دوسال ازم بزرگتر بود و فکدمیکردم هنو عقلش کمه البته ازشم بدم میومد

یه روز با خودم فک کردم اینم مورد بدی نمیتونه باشه ک فرداش اومدن خاستگاری 😑😐😑😐هنو نزاشتن من رویا پردازی کنم دربارش

فقط 5 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
سلام ملیکم
8
1601

معرفی شدیم به هم

دختر داییم زن دایی شوهرمه 

البته خواهرش منو معرفی کرد یعنی خواهر زن دایی شوهرم 

جالبه عروسی خواهرم بهم گفت شوهر میکنی منم به شوخی گفتم یه کیس عالی میخوام مشخصات شوهرم و داد گفتم نه بعد چند ماه بهم زنگ زد گفت یکی هست خواسته دختر بهش معرفی کنم ..... هم و دیدیم از هم خوشمون اومد بعد با خواهرش اومد یه شب بابام ببینه ش بعدم ......الان ۷ ساله شوهرمه

سخت هست که کوه درد باشی و دیگران به ارامش ظاهرت حسادت کنند
1611
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1606
1510
1610
1426
1479
1594
1588
1593
1506
1587
1550
224
29
1462