1507
1482

نمیدونم از کجا شروع کنم و بگم البته اینم بگم دیروز دوباره یاد کاراش افتادم و کلی گریه کردم 

بیخیال این که تو بچگی باعث ناراحتی خیلی میشد از جریان مزخرفی ک مامانم دیر سر جشن تکلیف و نداشتن چادر نماز برا گرفتن عکس و... میگذریم اینا چیزی نیستن و بخان واقعا حرص بخورم 

همیشه میگفت تو هیچی نمیشی و عقلت کمه وای ک چ روزای منو مسخره میکرد بهم میخندید سر هر جریانی میگفت ن تو عقلت نمیرسه ب

با اینکه دبیرستان رشته ام ریاضی بود و همیشه از هندسه تحلیلی و جبر و حسابان کمترین نمره ای ک می گرفتم 19 بود کلی معلممون بهم افتخار میکرد با اینکه پیش دانشگاهی دوران عقد بودم و خیلی زیاد نمیخوندم ولی نمره هام خیلی خوب بود ودرسای حل کردنی و تحلیلی مثل فیزیک نمره هام زیر 19 نبود اما همیشه مادرم مسخره ام میکرد نمیدونم فازش چی بود همزمان شوهرم و پسر عموی خودم اومدن خواستگاریم و واقعا شوهرم از لحاظ تیپ و قیافه و صد البته اخلاق از پسر عموی خودم بهتر بوداما مامانم گریه میکرد و میگفت پسر عموی خودم رو انانتخاب کنم بگذریم ک خدا خواست و با پافشاری پدرم رضایت خودم شوهرم رو انتخاب کردم ک دهن کل فامیل باز موند خیلیا هنوزم بهم حسادت میکنن واقعا شوهرم تو فامیل از هر لحاظ تک بوده و هست 

بچه ها هستین تا بقیه شو بگم دلم سبک بشه 

کاربریم اسم خواننده ترکی مورد علاقمه....میشه برام دعا کنید خونه دار بشم همینی ک توش نشستیم رو خیلی دوست دارم بشه خونه خودم لطفا بگید بسم الله الرحمن الرحیم ..خدایا به خودت سپردم 

مناسب‌ترین تورها ویژه فصل پاییز در علی‌بابا

1473
1334

گذشت و من باردار شدم دوران خیلی سختی بود چهار ماه تموم مدام حالت تهوع داشتم یکبار هم مادرم نیومده خونه ام بخاد حداقل یبار برام غذا درست کنه یا کمکم بده 

اما خاله ام ک باردار بود مدام میبرد دکتر چکاب وا از خوردنی ها تو خونه بهش میداد و یک بار نشد ب من بگه چیزی میخای اون موقع ها اوضاع مالی شورم نزدیک سال یهودی داغون شد سر جریانی 

کاربریم اسم خواننده ترکی مورد علاقمه....میشه برام دعا کنید خونه دار بشم همینی ک توش نشستیم رو خیلی دوست دارم بشه خونه خودم لطفا بگید بسم الله الرحمن الرحیم ..خدایا به خودت سپردم 
1403
1457
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1333
1477
1492
1506
1426
1479
1402
1439
1483
1504
224
29