1464
1411

دوروز پیش که شوهرم زد تو صورتم تهدیدش کردم که عروسی خواهرت نمیام و شب محل خدمتم میمونم، یه ساک هم آماده کردم و توش لباسو کفشو... رو برای آرایشگاه برداشتم، اما طوری وانمود کردم که اون ساک،وسایل اقامت یک شبه ی من در محل خدمتمه...پریروز رفتم محل خدمتم، وقتی مدرسه تموم شد و از محل خدمتم رسیدم شهرمون به راننده گفتم منو در گل فروشی که تاج گلمو سفارش دادم پیاده کنه، سریع تاج گلمو گرفتم،البته بزرگ درستش کرده بود، به مرده گفتم این که خیییلی بزرگه، مرده ۴ برابر من هیکل داشت، تاجو گذاشت رو سرشو گفت نه بابا ببینین چه خوشگله! از خنده داشتم میمردم😂🤣 با اون ریشش و اون تاج گل خیییلی مضحک شده بود، اما خندمو کنترل کردمو تاجو گرفتم

نسیم را گفتم،اگر حقیقت خورشید را حجابی هست، همیشه در پسِ هر ابر، آفتابی هست، همیشه پشت دیوار های بلندِ نومیدی،امید هستو افق های بی کران روشن🤩

و تاکسی گرفتم رفتم پارک نزدیک آرایشگاه، وضوگرفتم مسواک زدم و نماز ظهرو عصرمو خوندم( برای اینکه:۱، در آرایشگاه بسته بود. ۲، میخواستم شوهرم یکم بترسه که من نمیخوام برم عروسی آبجیش) اما باورتون میشه تا شب حتی یه زنگ بهم نزد؟ که آخر خودم بهش زنگ زدم😞 بعد خودش گفت میدونستم میای... خلاصه بعد از نماز رفتم آرایشگاه، آرایشگر خیلی خوبی بود، وقتی میکاپم تموم شد و یه لنز خاگستری عسلی خوشرنگ هم گذاشته بود، یه نگاه کردم تو آیینه ، خدای من اصلا باورم نمیشد...یعنی این منم؟! خییییلی خوشگل و عوض شده بودم، بخدا باورم نمیشد،

نسیم را گفتم،اگر حقیقت خورشید را حجابی هست، همیشه در پسِ هر ابر، آفتابی هست، همیشه پشت دیوار های بلندِ نومیدی،امید هستو افق های بی کران روشن🤩

خب

😍ما قدبلندا واژه ای به نام "این" نداریم چون از  ارتفاعی که ما نگاه میکنیم همه چی "اونه"😍😁آقایوننننننن داداشام،گوفته باشم،اینجه باس ماس.. یعنی کلش باس ماس. این تاپیک  و اون تاپیک لایک و کامنت ماس ماس.یعنی سااایت کلوهومش ماس ماس.. آبجیا فدا مدا  

کارتون‌های پرورش کودک دو زبانه رو از سایت نی نی کارتون خرید کن

چند روزه توی سایت هم تخفیف گذاشتن

برای خرید با تخفیف کلیک کنید

1484

بعد رفتم لباسمو بپوشم که شینیون رو شروع کنه، درضمن نی نی سایتیا همه بهم گفته بودن ساری هندی نپوش، تو خیلی بی سلیقه ایو عقب مونده ایو لباس سفید یا نباتی بپوشو تاج گل طبیعی نذارو‌...اما من کار خودمو کردم در این مورد چون بنظر خودم بد سلیقه نیستم، اتفاقا آرایشگر هم مثل همه ی نی نی سایتیا وقتی فهمید میخوام ساری بپوشم و تاج گل طبیعی بذارم مسخرم کرد، اما وقتی ساریمو پوشیدم واقعا زیبا شده بودم، رنگ زرشکی لباس و گلای خوشگل قرمز روی سرم با اون میکاپ واقعا عوضم کرده بود، به حدی که تو مراسم همه ی چشما سمت من بود و حتی میشنیدم که میگفتن چقد لباسش خوشگله، حتی چند نفر پرسیدن کدوم آرایشگاه رفتی؟ لباستو از کجا خریدی چه خوشگله،

نسیم را گفتم،اگر حقیقت خورشید را حجابی هست، همیشه در پسِ هر ابر، آفتابی هست، همیشه پشت دیوار های بلندِ نومیدی،امید هستو افق های بی کران روشن🤩
محل خدمت منظورت چیه؟ سربازی    

😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

لیاقت میخواهد واژه "ما" شدن....لیاقت میخواهد "شریک" شدن....تو خوش باش به همین "باهم" بودن های امروزت....من خوشم به خلوت تنهایی ام....تو بخند به امروز‌‌‌‌....من میخندم به فرداهایت....
8

واقعا اگه نباتی یا سفید میپوشیدم تو اون جمع افتضاح بودم، اما الان بجای اینکه نگاه عروس کنن نگاها سمت من بود، خانواده ی شوهرم واقعا اذیتم کرده بودن و همین خواهرشوهرم که دیشب عروسیش بود میگفت آتلیه نرین، عکس زیاد نگیرین، عکس خانوادگی نگیرین، خونه تزئیم کردن چه مسخره بازیه و خلاصه شوهرمم خیییلی بخاطر این حرفا اذیتم کرد، اما دیشب شوهرم و خانوادش هزااار تا عکس خانوادگی گرفتن و شوهرم همش میگفت حالا که عکاس آتلیه هست بیا مادوتا هم جدا بریم با عروس داماد عکس بگیریم، گفتم چطور برا ما عکس خانوادگی پول زیادی بود!😔

نسیم را گفتم،اگر حقیقت خورشید را حجابی هست، همیشه در پسِ هر ابر، آفتابی هست، همیشه پشت دیوار های بلندِ نومیدی،امید هستو افق های بی کران روشن🤩
1476

خواهرشوهرم همه عکساشو تو باغ گرفته بود، بهترین عکاسو فیلمبردار، بعد زمانی که رفتیم تو خونش بهم جلو همه گفت برو یخچالو ببین چیکار کردیم برا خودت تزئین کردن یاد بگیر، درحالیکه همین خانوم موقع خواستگاریش با سینی پلاستیکی به شوهرش چای تعارف کرد، میوه های خواستگاریش همه پلاسیده بودن، شیرینی زنجبیلی خشک و کیک یزدی رو کنار هم چیده بود به عنوان شیرینی...افتضاح بود...من بهش آداب معاشرت یاد دادم، من و خانوادم خیییلی چیزارو بهش یاددادیم، اما دیشب هم زهرشو ریخت... راستی من آتلیه نوبت گرفتم و با شوهرم رفتیم چندتا عکس خوشگل گرفتیم، اما آخر مراسم شوهرم جلوی مهمونا خوردم کرد، دلیلشم برا این بود که از آبجیش خوشگلتر شده بودم و از حرص داشت میترکید،

نسیم را گفتم،اگر حقیقت خورشید را حجابی هست، همیشه در پسِ هر ابر، آفتابی هست، همیشه پشت دیوار های بلندِ نومیدی،امید هستو افق های بی کران روشن🤩
بعد رفتم لباسمو بپوشم که شینیون رو شروع کنه، درضمن نی نی سایتیا همه بهم گفته بودن ساری هندی نپوش، تو ...

چ خوب خب؟متفاوت شده بودی

پدر،بی تکرارم!جاودانه بمان برایم😍😘
1508
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1477
1511
1492
1462
1426
1479
1402
1483
1504
1439
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
29
داغ ترین های تاپیک های امروز