1608
1480
عنوان

بدترین سوتی جلوی همسرتون

| مشاهده متن کامل بحث + 5954 بازدید | 162 پست

لعنت به این باد معده ابرو برام نزاشته ی سری حامله بودم قبل خواب حالم بهم خورد و بالا اوردم بعد شوهرم حسابی ناراحت بود بابت حالم اومد منو بغل کرد و قربون صدقه ام میرفت خیلی فاز عشقولانه و رمانتیک بود منم تو بغلش رو تخت دو تامونم بیدار بودیم نمی دونم چطور شد بی خبر بادی باصدای بلند از من دراومد نمی دونین چه خجالتی کشیدم اب شدم دلم می خواست فرار کنم شوهرمم به روم نیاورد ولی خیلی بد بود منم بغلش اصلا نفسم حبس شد تپش قلب گرفتمخودشم فهمید😓😓😭😭

وااای  اولین عیدد دیدنیمو سوتی گندی دادمم...قرار شد بریم. خونه بابابزرگش عید دیدنی...منم تاحالاندیده بودمشون چون اولین بار بود حالا کل خاندانشونم بودن...یه پیرزن دم در دیدم رفتم سمتش روبوسی کردمو اینا...شوهرم و خانوادش با تعجب نگاه میکردن😭فک کردم مادربزگه شوهرمه...نگو زن همسایه بود اومده بوده نون بگیره...نابود شدم جلو خاندان😤😶

مامانا اگه دنبال یه آتلیه خوب هستین برای بارداری و نوزادی و غیره ...

ما ینجا کلی دکور قشنگ داریم به ما سر بزنید

لعنت به این باد معده ابرو برام نزاشته ی سری حامله بودم قبل خواب حالم بهم خورد و بالا اوردم بعد شوهرم ...

وای نگووووو ۰ وحشتناک خدانیاره

عاشق شدم ! عاشق مهربونیش  
1546
حالا اگه من بودم زارت میزدم زیر خنده 😂😂😂😂 دمت گرم سنگینی نگاهو حس کردی و نخندیدی

خخخ شرایط سختی  بود واقعااا😣😂فک کنم صدا به قیافم نمیخورد بچم. شاخ دراورده بود نگاه میکرد😳😂

بچه ها مو خودم تاحالا جلو شوهرم سوتی ندادم

ولی یه بار مجردیم رفتم مشهد با کاروان اونجا با یه دختره دوست شدم و از قضا هم اتاقی شدیم ینی بچه ها دم و دقیقه باد ول میکرد با صددی بلنند. میشت میکند پامیشد میکند چای میخوردیم میکند واااااای دیگه حالم داشت ازش به هم میخورد و میگفت من مریضم دست خودم نیس. واقعا راس میگفت شاید مریضی داشته بیچاره کلا کات کردم باهاش چون نمیشد باهاش جایی رفت😂😂😂

واسه شفای همه بیماران صلوات... خاصه داداشم جوونن گلم عشقم که تو 24 سالگی ام اس گرفته... تو رو خدا هر کی دید صلوات بگه براش... غم نبینین

خونوادگی رفتیم قم زیارت .موقع برگشت تو یکی از رستورانای بین راهی من و خواهرم رفتیم دستشویی .خواهرم رفت داخل منم دستمو میشستم دوتا خواهر دیگه هم داشتن خودشونو مرتب میکردن یهو انگار دستشویی نارنجک  انداختن بعدش رگباری .من جلو خودمو گرفتم نخندم ولی یکی از دخترا کف دستشویی رو از خنده دیگه گاز میگرفت از اونطرف خواهرم اومد بیرون با صدای بلندددد شروع کرد به خندیدن یهو خانم آرپیچی زن بیرون اومد یکی از دخترا گفت مامان زودتر بریم

8
😂😂😂😂وااای خدا مث من یعنی سکته میکنم نفسم حبس میشه تو سینم بعد نگاه میکنم مطمئن میشم خابه نفس راح ...

منم خودمو میزنم ب خواب

یه بار ولی انقد تابلوشد پاشدم گفتم ببخشید اونم هیچی نگفت بغلم کرد

1563
مال من +۱۸ میگمش اواین بار رابطه م ق ع د ی داشتیم یعنی ببخشیدا تا زد 💩 اومد بیرون اصلا از خجالت م ...

واااا چ بد بعدم مگ‌رابطه مقعدی گناه نیس نکن عزیزم

عاشق شدم ! عاشق مهربونیش  
تازه اول خونه دازیم بود یادم رفته بود دسته جارو برقیم تلسکوپیه همونطوری کمر خم جارو میزدم اومد دستشو ...

منم اولای خانه داریم جارو نزده بودم خونمو شوهرم جارو زده بود چندبار، یه بار خودم اومدم جارو کنم یهو دیدم خاموش شد به شوهرم گفتم نمیدونم چرا یهو جارو خاموش شد گفت خنگ دکمه روشن خاموشش رو دستشه ندیدی دستت خورده خاموش شده گفتم عه چه فابلیتایی داره جاروم خودم نمیدونستم😁

بعضی تجربه ها انقد بزرگن که DNA ات رو تغییر میدن
خودمو میزنم ب اون راه ولی ی بار تابلوشد پاشدم گفتم ببخشید هیچی نگفت بغلم کرد😂😂😁

⁦😂😂😂😂😂ببخشید ک گوزیدم

خانوم باید یا وکیل باشه یا نقاش من هردوتاش و هستم ببین دیگه چقدر خوبم 🤪😂پیچ نقاشی مو تو اینستا فالو کنید art_naghash_bashi   انواع سفارش پذیرفته میشود 😍

من یه سوتی توعمرم دادم البته خیلی سوتی میدم جلو شوهرم این اصلا خیلی مزخرف بود پاااااک ضایع شدم ...یدفه زنگ زدم اطلاعات دارویی درمورد یه قرص چیزی بپرسم قرص برای شوهرم بود ..اپراتور پرسید که قرص رو برای شما تجویز کردن گفتم نه برای من تجاوز نکردن یهو فهمیدم چه سوتی بدی دادم اومدم جمعش کنم هول شدم گفتن برای همسرم تجاویز کردن یعنی منو بگو تا سه ماه تلفن میگرفتم دستم یاد اون حرفم میوفتادم اب میشدم همش میگفتم خدایا الان اون مردی که پشت تلفن بوده چجوری خودشو نگهداشته نخندیده همش فک میکردم جلو رومه از خجالت اب میشدم شوهرمم مرده بود ازخنده 

اکانتم اسم پسرمه...
1578
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1606
1580
1550
1479
1594
1426
1588
1593
1587
1506
224
1462
29
داغ ترین های تاپیک های امروز