1507
1521
منم ی بار فرستادنمون تو اتاق ک حرف بزنیم انقدی استرس داشتم اول اون رفت تو پشت سرش من رفتم وقتی وارد ...

😅😅😅😅😅😅😅خوب فضا رو آماده کردیا‌..

میشه برای بچه دار شدنم یک صلوات برام بفرستی؟😍😍

یکبارم به یکی از خواستگار هام گفتم من واسه ایندم هدف ها و ایده هایی دارم و کارهایی می خوام بکنم که الان نمیتونم بهتون بگم ولی حتما میرم دنبالشون از شمام می خوام سد راهم نشین (خام بودم 😂😂😂😂😂)... سریع فرار کردن

فقط 10 هفته و 1 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد... خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

به نام خدا کسی رو نذاشتم به مرحله ی خواستگاری برسه فقط یکی اونم بابای نی نیمه سوتی خاصی نداشتم فقط شیرینی رو که داد دستم هول شدم گفتم چرا زحمت کشیدین چخبر بود این همه شیرینی اووردین😐

عشق یعنی وقتی که دستاتو میگیرم...مطمئن باشم که از خوشی میمیرم😍

مامان خوشلا اگردنبال یه آتلیه متفاوت و هیجان انگیز 

با کلی کارای خاص هستین حتما یه سر به ما بزنید


جلسه خواستگاری (شوهرمه الان)

گفتن دختر وپسر پاشین برید تو اتاق حرفاتونو بزنید ماهم رفتیم من نشستم لب تخت اون نشست رو صندلی حلو میز کامپیوتر حرف زدین و حرف زدیم البته بیشتر من اون فقط نگام میکرد آخراش بود انگشت اشارمو به حالت تهدید گرفتم جلوش که مثلا از فلان کار بدم میاد انجامش ندی به وقت 

شوهرم انگشتمو گرفت دستش بوسید😐🤗❤😍

خداوندا مرا به وسیله ی فرزند و عزیزانم مورد آزمایش قرار مده🙏      برای عاقبت بخیری پسرم صلوات میفرستی مهربونم❤  
1473

مجلس خاستگاری رسمی بود یهویی مامانم اومد تو اشپزخونه به من گفت دخترم به همه کارت دادی(کارد)یهویی داداشم گفت اره مامان خیالت راحت همه دارن با کارتاشون بازی میکنن حالا من میخندیدم میگفتم نمیتونم چای بیارم مامانم تو اشپزخونه انقدر حرص خورده بود قرمز شده بود مامانمو نگاه میکردم بیشتر خندم میگرفت

کسی رو که میخوادد بره دویدنو یادش بدید.                  یه لقمه نون و پنیرم واسش بزارید که وسط.                 راه ضعف نکنه برگرده  
منم ی بار فرستادنمون تو اتاق ک حرف بزنیم انقدی استرس داشتم اول اون رفت تو پشت سرش من رفتم وقتی وارد ...

واااای از بس خندیدم سرفه گرفتم😂😂😂😂😂

نمیخوام به آخرش فکر کنم......

ما برا برادر شوهرم رفتیم خواستگاری بعد بابای جاریم گفت نمیتونم رو مبل بشینم رفت بشینه رو زمین خشتکش پاره شد     شورتش قرمز بود پیداشد بنده خدا از خجالت اب شد ،توراه برگشت خونه که بودیم شوهرم به برادر شوهرم گفت لامصب با این سنش نمیخورد همچین شورتی بپوشه راسته میگن دود از کنده بلند میشه

آقایی که باهاش دوست بودم اومده بود خونه خواهرم واسه آشنایی،کلی هم معذب و خجالت و اینا


خواهرزادم ۳ یا ۴ سالش بود رفته بود کنارش نشسته بود که مثلا دلبری کنه داشت با زیردستی که جلو پسرِ بودو میوه خورده بود ور میرفت

خواهرم بهش گفت بیا پیش من مامان،فلانی (اسمش) اذیت نکن

خواهرزادم بهش گفت کاریش ندارم مامان دارم با تخماش بازی میکنم.


😱🤤😑😩😓

گویند کسان بهشت با حور خوشست'من گویم که آب انگور خوشست'این نقد بگیرو دست از آن نسیه بدار'کاواز دهل شنیدن از دور خوشست
1485
من خواستگارم گوزید، البته تو جمع نبودیم خودمون دوتا بودیم، ردش کردم، پفیوز ب هیچ جاشم نبود جلوی من و ...




ای چقدر بیشعوره بی فرهنگ بوده 😂😂😂😂😂

من رویای آتش میبینم؛ آن رویاها با اسب گره خورده است که هرگز خسته نمی شود.
1474

واس داییم رفتن خواستگاری تو روستا... اون بنده خداهام رختخواباشونو تو پذیرایی جمع کرده بودن تا سقف... 

بابابزرگ 70سالم تکیه داده بود بهش همش ریخت روش، نیم ساعت فقط داشتن آواربرداری میکردن🤭

1508
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1477
1511

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

بیاید کمک

nminoo | 11 ثانیه پیش

منو نمی فهمه

هیس7777 | 22 ثانیه پیش
1492
1479
1515
1426
1402
1439
1504
1462
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
1519
29
1506