1507
1482
عنوان

😲وحشتناک ترین شب من

2014 بازدید | 117 پست

شب چهلم بود سر دیگ عموی شوهرم دعوت بودیم. قرار بود تا صبح اونجا باشیم . گذشت  و گذشت برادر شوهرم هی از شوهرم میپرسید کی میری خونه شوهرمم میگفت تا صبح هسم.برادر شوهرم ب بهانه سیگار کشیدن رفت و غیب شد ی یک ساعتی خبری ازش نبود.(خونه ما و برادر شوهرم کنار هم دیگس)تا ساعتای2 نصف شب بود شوهرم بهم گفت بریم خونه خستم فردا هم باید سرکار برم.تو مسیر راه بودیم که

فقط 32 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

مامان خوشلا اگردنبال یه آتلیه متفاوت و هیجان انگیز 

با کلی کارای خاص هستین حتما یه سر به ما بزنید


1484

خب😐

جوکر:چرا باید بابته رفتاره خشنم معذرت بخوام؟                   اونایی که منو به اینجا رسوندن                                       هیچوقت ازم معذرت نخواستن.
1432
1476
1508
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1333
1477
1492
1506
1479
1426
1483
1439
1402
1504
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
29
داغ ترین های تاپیک های امروز