1464
1482
عنوان

😲وحشتناک ترین شب من

2026 بازدید | 117 پست

شب چهلم بود سر دیگ عموی شوهرم دعوت بودیم. قرار بود تا صبح اونجا باشیم . گذشت  و گذشت برادر شوهرم هی از شوهرم میپرسید کی میری خونه شوهرمم میگفت تا صبح هسم.برادر شوهرم ب بهانه سیگار کشیدن رفت و غیب شد ی یک ساعتی خبری ازش نبود.(خونه ما و برادر شوهرم کنار هم دیگس)تا ساعتای2 نصف شب بود شوهرم بهم گفت بریم خونه خستم فردا هم باید سرکار برم.تو مسیر راه بودیم که

فقط 32 هفته و 1 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

مامان خوشلا اگردنبال یه آتلیه متفاوت و هیجان انگیز 

با کلی کارای خاص هستین حتما یه سر به ما بزنید


1436

خب😐

جوکر:چرا باید بابته رفتاره خشنم معذرت بخوام؟                   اونایی که منو به اینجا رسوندن                                       هیچوقت ازم معذرت نخواستن.
1485
1474
1514
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1477
1510
1492
1479
1426
1515
1504
1439
1462
1402
224
1483
1506
29