1464
1411
عنوان

😲وحشتناک ترین شب من

2014 بازدید | 117 پست

شب چهلم بود سر دیگ عموی شوهرم دعوت بودیم. قرار بود تا صبح اونجا باشیم . گذشت  و گذشت برادر شوهرم هی از شوهرم میپرسید کی میری خونه شوهرمم میگفت تا صبح هسم.برادر شوهرم ب بهانه سیگار کشیدن رفت و غیب شد ی یک ساعتی خبری ازش نبود.(خونه ما و برادر شوهرم کنار هم دیگس)تا ساعتای2 نصف شب بود شوهرم بهم گفت بریم خونه خستم فردا هم باید سرکار برم.تو مسیر راه بودیم که

فقط 32 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

مناسب‌ترین تورها ویژه فصل پاییز در علی‌بابا

1473

خب😐

جوکر:چرا باید بابته رفتاره خشنم معذرت بخوام؟                   اونایی که منو به اینجا رسوندن                                       هیچوقت ازم معذرت نخواستن.
8
1474
1508
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1333
1477
1492
1426
1479
1506
1402
1504
1483
1439
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
29