1507
1411
عنوان

😲وحشتناک ترین شب من

2031 بازدید | 117 پست

شب چهلم بود سر دیگ عموی شوهرم دعوت بودیم. قرار بود تا صبح اونجا باشیم . گذشت  و گذشت برادر شوهرم هی از شوهرم میپرسید کی میری خونه شوهرمم میگفت تا صبح هسم.برادر شوهرم ب بهانه سیگار کشیدن رفت و غیب شد ی یک ساعتی خبری ازش نبود.(خونه ما و برادر شوهرم کنار هم دیگس)تا ساعتای2 نصف شب بود شوهرم بهم گفت بریم خونه خستم فردا هم باید سرکار برم.تو مسیر راه بودیم که

فقط 32 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

مناسب‌ترین تورها ویژه فصل پاییز در علی‌بابا

1436

خب😐

جوکر:چرا باید بابته رفتاره خشنم معذرت بخوام؟                   اونایی که منو به اینجا رسوندن                                       هیچوقت ازم معذرت نخواستن.
8
1396
1514
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1477
1511
1492
1426
1515
1479
1504
1462
1439
1402
224
1483
29
1506
داغ ترین های تاپیک های امروز