1676
1605
عنوان

😲وحشتناک ترین شب من

2044 بازدید | 117 پست

شب چهلم بود سر دیگ عموی شوهرم دعوت بودیم. قرار بود تا صبح اونجا باشیم . گذشت  و گذشت برادر شوهرم هی از شوهرم میپرسید کی میری خونه شوهرمم میگفت تا صبح هسم.برادر شوهرم ب بهانه سیگار کشیدن رفت و غیب شد ی یک ساعتی خبری ازش نبود.(خونه ما و برادر شوهرم کنار هم دیگس)تا ساعتای2 نصف شب بود شوهرم بهم گفت بریم خونه خستم فردا هم باید سرکار برم.تو مسیر راه بودیم که

فقط 16 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

مامانا اگه دنبال یه آتلیه خوب هستین برای بارداری و نوزادی و غیره ...

ما ینجا کلی دکور قشنگ داریم به ما سر بزنید

1677
1665
1645
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1606
1638
1675
1667
1658
1657
1402
1663
پربازدیدترین تاپیک های امروز
29
1462
داغ ترین های تاپیک های امروز