1464
1482

مامان خوشلا اگردنبال یه آتلیه متفاوت و هیجان انگیز 

با کلی کارای خاص هستین حتما یه سر به ما بزنید


گفت تو اگه خوب بودی فامیل میگرفتت

بعدش گفت مامانم بهم گفته بود اینو 😐

گاهی وقتها بجای جر و بحث کردن فقط به طرف نگاه میکنم و تعجب میکنم که این حجم وسیع بی عقلی و نفهمی چطور توی کله ای به این کوچکی جا شده است !
1436

روز عقد وقتی از آرایشگاه اومدم بیرون با کلی ذوق رفتم جلوش اصلا نگاهم نکرد روشو کرد اونور گفت قیافه خودت خیلی بهتر بود 

نمیدونید چقدررررررر ناراحت شدم الان عکس های آتلیه رو که نگاه میکنیم بهم میگه چرا اونروز اصلا نمیخندیدی تو که همیشه لبخند رو لبته 

منم موضوع رو بهش گفتم و کلی ازم عذر خواهی کرد گفت واقعا حق داری دیگه دوستم تداشتی باشی ولی عشقم داره هر ثانیه بهش بیشتر میشه😍

تو دوران عقد همون اوایل گفت چرا چشمات مثه خواهرات نیس اونا خووشگلترن خیلی دلم شکست

فقط 3 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
دخترم هنوز اسم نداره.اسم دختر بهم پیشنهاد بدید
1432
تو هم میگفتی اگه تو خوب بودی فامیل بهت زن میداد😐

من زبون نداشتم اون موقع

فقط گریه کردمو خواستگارای فامیلو براش دونه دونه نام بردم 😐😑

گاهی وقتها بجای جر و بحث کردن فقط به طرف نگاه میکنم و تعجب میکنم که این حجم وسیع بی عقلی و نفهمی چطور توی کله ای به این کوچکی جا شده است !
تو دوران عقد همون اوایل گفت چرا چشمات مثه خواهرات نیس اونا خووشگلترن خیلی دلم شکست

ماهیچ ما نگاه😶

من همونیم که ناخواسته باردار شده بود🥴 تمام آینده رو فقط برای پسرش برنامه ریزی کرده بود و نمیتونست عضو جدیدو بپذیره😓 افسردگی گرفته بود هیچ جوری با بارداریش کنار نمیومد😖 دنبال دارو و روش های سقط بود😭،الان همون جنین ناخواسته به دنیا اومده 😊یه دختر به زیبایی و سفیدی فرشته ها🥰.اون روی شوهرمو با اومدن دخترمون بعد از ۸ سال زندگی مشترک تازه دیدم 😆جوری قربون صدقه ی دخترمون میره و تو آغوش میگیرتش که باورم نمیشه این مرد همون شوهر  خجالتی و کم عاطفه است که  به زبون اوردن احساساتش خیلی براش سخت بود😮،باشه. هر روز میگم خدایا هزار مرتبه شکرت که این فرشته کوچولورو به ما دادی(مادر بزرگ یکی از شاگردای دوسال پیشم بعد از دوسال بی اطلاعی از هم خواب دیده بود توی تاریکی توی یه خونه چراغ سبز روشن بوده از ادما میپرسیده این خونه کیه بهش میگفتن خونه خانم معلم طاهاست.مادر بزرگ طاها صبح بلند میشه به دخترش زنگ میزنه میگه مامان امروز حتما به معلم پسرت زنگ بزن احوالشو بپرس این خوابو دیدم حتما چیزی هست.تو اوج ناراحتی من و تصمیم جدیم برای سقط این خانم با تعریف کردن خواب مادر ساداتش منو از حماقتی که میخواستم بکنم منصرف کرد.دعای خیرم همیشه بدرقه راه عزیزان مادر بزرگ طاها خواهد بود.🌹💝(اگر به قدر یک جمله تونستید کسی را از خواب غفلت بیدار کنید دریغ نکنید شاید یک جمله شما زندگی بخشید به کسی💝💝💝💝) )الهی لحظه لحظه ی  زندگی تک تکتون  پر از اتفاقای ناخواسته شیرین و پر از ارامش مث شیرینی اتفاق ناخواسته ی ما باشه.        خداوندا به اندازه تمام هستی شکرت .                    
تو دوران عقد همون اوایل گفت چرا چشمات مثه خواهرات نیس اونا خووشگلترن خیلی دلم شکست

واقعا همچین حرفی زد؟؟ 

شما چیکار کردی؟؟؟؟؟

عشق راهی ست برای بازگشت به خانه!بعد از کار،بعد از جنگ،بعد از زندان،بعد از سفر،بعد از...من فکر میکنم فقط عشق میتواند پایان رنج ها باشد💜

بعداز پنج سال گفت من بهت احتیاجی ندارم ولی تو ب من احتیاج داری من اگه بهت پول ندم...

ی بار چهارده سالگی خیلی ناراحت شدم

ی بار این قضیه

بعد فهمیدم این یعنی همون دل شکستن

الیس الله بکاف عبده خداجونم با من اونجوری کن که تو شایسته اونی نه که من سزاوارش چراکه تو بینهایت و مهربونی
1396

گفت کاش تو اینقدر ادعا عاشق پیشه ها رو در نمیاوردی😐

من همونیم که ناخواسته باردار شده بود🥴 تمام آینده رو فقط برای پسرش برنامه ریزی کرده بود و نمیتونست عضو جدیدو بپذیره😓 افسردگی گرفته بود هیچ جوری با بارداریش کنار نمیومد😖 دنبال دارو و روش های سقط بود😭،الان همون جنین ناخواسته به دنیا اومده 😊یه دختر به زیبایی و سفیدی فرشته ها🥰.اون روی شوهرمو با اومدن دخترمون بعد از ۸ سال زندگی مشترک تازه دیدم 😆جوری قربون صدقه ی دخترمون میره و تو آغوش میگیرتش که باورم نمیشه این مرد همون شوهر  خجالتی و کم عاطفه است که  به زبون اوردن احساساتش خیلی براش سخت بود😮،باشه. هر روز میگم خدایا هزار مرتبه شکرت که این فرشته کوچولورو به ما دادی(مادر بزرگ یکی از شاگردای دوسال پیشم بعد از دوسال بی اطلاعی از هم خواب دیده بود توی تاریکی توی یه خونه چراغ سبز روشن بوده از ادما میپرسیده این خونه کیه بهش میگفتن خونه خانم معلم طاهاست.مادر بزرگ طاها صبح بلند میشه به دخترش زنگ میزنه میگه مامان امروز حتما به معلم پسرت زنگ بزن احوالشو بپرس این خوابو دیدم حتما چیزی هست.تو اوج ناراحتی من و تصمیم جدیم برای سقط این خانم با تعریف کردن خواب مادر ساداتش منو از حماقتی که میخواستم بکنم منصرف کرد.دعای خیرم همیشه بدرقه راه عزیزان مادر بزرگ طاها خواهد بود.🌹💝(اگر به قدر یک جمله تونستید کسی را از خواب غفلت بیدار کنید دریغ نکنید شاید یک جمله شما زندگی بخشید به کسی💝💝💝💝) )الهی لحظه لحظه ی  زندگی تک تکتون  پر از اتفاقای ناخواسته شیرین و پر از ارامش مث شیرینی اتفاق ناخواسته ی ما باشه.        خداوندا به اندازه تمام هستی شکرت .                    

بچه دومم ناخواسته باردار شدم داشتم باهاش دعوا ميكردم گفت مطمئني از منه؟ 😐

خندم گرفت گفتم فيلم زياد ميبينيا جوگير 

وقتي از يه نفر ميرنجي، حتي اگه بگي بخشيديش، يه چيزي ته دلت ميمونه. كينه نيست، جاي يه زخمه. يه چيزي كه نميزاره اوضاع مثل قبل بشه. يه چيزي اين وسط از بين رفته و جاي خاليش تا هميشه درد ميكنه يه چيز سنگين مثل "حـُــرمــتـــ"
واقعا همچین حرفی زد؟؟  شما چیکار کردی؟؟؟؟؟

بغض کردم و گریه اونم کلی معذرت خواهی 

درصورتیکه من خیلی دیر گریه ام میگیره یهو تو شوک رفتم

فقط 3 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
دخترم هنوز اسم نداره.اسم دختر بهم پیشنهاد بدید
1514
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1477
1510
1492
1479
1515
1426
1504
1402
1462
1439
224
1506
1483
29
داغ ترین های تاپیک های امروز