1464
1459

از  سوتی های خاستگاریتون بگین بخندیم😂😂من فعلا مجردم به بار به خاستگار اومد مادرش و زندایی بود که منو مامانم رو تو بازار دید شماره گرفت اومدن دقیقا پسفردای اربعین پارسال تو ماه صفر😣😣اومدن روزی بود که زنموی مامانم رو دفن میکردن من بدبخت صبح بیدار شدم رفتم حموم اومدم خونه رو جارو کردم گردگیری و اینا با یه عالمه استرس 😭😭😭بعد ملایم آرایش کردم لباس پوشیدم که مامانم و مامان بزرگ پدریم از راه رسید این مامان بزرگه رسید و رو اعصابم رژه میرفت رسما اولش که گیر داد لباستو عوض کن به کت و دامن خیلی خوشگل پوشیده بودم مجبورم کرد یه بولیز سبز و سیاه پوشیدم😢😢😢حالا بعدشم رفتن مراسم تعذیه اینا رفتن و خاستگار رسید من مونده بودم بشینم پیششون یا چه غلطی کنم 😔😔😔😔آنقدر استرس داشتم که نگو آخرش هم ردشون کردیم رفت😂😂😂😂😂حالا شما تعریف کنید

فلک در دفتر سرنوشتم قلم زد،چه اوقات خوشی داشتم به هم زد،الهی ای فلک چرخت نگردد،که چرخت آرزوهایم را به هم زد..........😢😢😳😳😔😔😩😩😞😞😢😢😢لطفا برای حاجترواییم یه دونه صلوات بفرستین 

موقعی ک گفتن عروس خانوم بیاد ببینیمش من رفتم بنشینم سرم خورد تو سر بچه جاریم 😂😂😂

فقط 1 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
خدا شکرت ک نی نی بهم دادی..  لطفا برای پدرم با دلای پاکتون دعا کنین شفا پیدا کنن ..ممنونم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1333
1477
1426
1462
1470
224
29
1439
1468
1415