1464
1411
عنوان

داستان زندگی من

| مشاهده متن کامل بحث + 216876 بازدید | 744 پست

سلام من سال ۸۷ تا عید ۹۰ با یه نفر دوست بودم همه زندگیمو همه عشقمو همه انرژیمو پای اون گذاشتم بی حد و اندازه دوسش داشتم خیلی خاطرات باهم داشتیم کارمند بانک بود فک میکردم بهترین پسر روزی زمین واسه منه با اینکه اصلا اخلاق نداشت بیخودی قهر میکرد دو هفته سرد رفتار میکرد من منت می‌کشیدم چون واقعا دوسش داشتم و اصلا طاقت دوریشو نداشتم یهویی عید سال ۹۰ گفت من فردا عقد میکنم تصور کنید من چه حالی داشتم افسرده شدم به همه بد بین شدم و اصلا دیگه بفکر دوستی و ازدواج نبودم تا اینکه با همسرم آشنا شدم همسرم ارشد میخواد ولی بدون شغل به اندازه اون سرمایه داشت پدرش به همه بچه هاش خونه داده با همسرم درسته مشکلات داشتم ولی همیشه اون عاشق تر بوده و اصلا نمیتونه قهر باشه و روزی هزار بار خداروشکر میکنم اون رابطه بهم خورد اینو اضافه کنم دوست قبلیم بعد چند سال منو تو خیابون دید گفت از یکماه بعد عقد دربدر دنبالتم هر روز میومدم در خونتون منتظرت که بیای بیرون و ببینمت خیلی پشیمون بود حتی تا پای طلاق هم رفته و اینکه واسه بچه دار شدن خیلی اذیت شدن و مشکل از خودش بود می‌گفت پدر مادرم بهم گفتن آه دوستت داشته که اینقدر درگیر مشکلاتی بهرحال هم همسرم هم خونوادش از دوستم و‌خونوادش با فرهنگ ترن و‌شعورشون بالاتره و اصلا قابل مقایسه نیستن امیدوارم داستان من هم واسه شما مفید باشه 

عشق چیزی نیس ک بخوای ب زور نگهش داری یا با پول بخریش اگه اون تورو میخوا با فقر بودنتم کنار میومد من ۱۵سالم بود نامزد کردم شوهرم هیچی نداشت بجز ی انگشتر سه گرمی ن سربازی رفته بود ن کار حسابیم داشت ولی چون میخواستمش همه جوره قبولش کردم الان سه ساله ازدواج کردیم از زندگیمونم راضیم 

خانوم ما نصف این مدتو بچه بودیم 40سالم نیست که 28 سالمه


داداش گلم ماجرای تلخ زندگیتو خوندم 

بااسم کاربریت بغضم گرفت و تا اخر حرفات اشک ریختم 

شکست عشقی مرد و زن نداره 

عشق واقعی همیشه یه طرفه س 

یک نفر تو این رابطه میسوزه زجر میکشه وحس میکنه کمرش شکسته کامل درکت میکنم و میفهممت

چون خودمم دارم بااهمین درد زندگی میکنم و کاری ازم برنمیاد .. .

فقط ی چیزو بگم عشق شما بواسطه شغلش و محیط کاریش چون همه خانوم هستن و گفتی موفق هم هست در کارش نگاه ب همکاراش میکنه و دلش میخاد مث بقیه باشه خدا نکنه چن تا رفیق بد سررراه کسی بیان خواه ناخواه همنشینی اثر میکنه دختر و پسر هم نداره ... 

تو این چند سال ک بودین باهم کلی روزایه سخت داشتین تنها رفیقشم خودت بودی اما وارد جامعه که شد چنتا همچنس خودشو ک دید تازه بخودش اومده من چرا مثل بقیه نباشم من چرا نرم ازادانه بچرخم و بکسی حساب پس ندم عشق تو واقعی بود و اون دختر بهت عادت کرده بوده چون سنتون کم بوده فکر میکرده عاشقته ولی در اصل نبوده الان ک ۲۸ سالشه فهمیده چیزایه دیگه ای از زندگی میخواد ک با بودن همسر امکانش نیست .‌ چون ازدواج یعنی تعهد 

ازدواج یعنی همراه شدن با یه نفر دیگ تو سختیا مشکلات و غم و شادی ... .ولی دنیایی ک الان این دختر میخواد و خودش اغراق کرده یعنی ازاد باشم بی هیچ سوال جوابی هرکاری دلم خاست انجام بدم بدون اقا بالاسری 

میدونسته جقدر دوسش داری 

میدونسته اگه ازدواج کنه باید طبق اصول قدم برداره و حرکت کنه ... 

اماااااااااااااا اینو نمیخاد چون لیاقت نداره چ زن هایی هستن ارزو دارن مردشون طرفشون براشون یه قدم کوچک برداره ولی میشه حسرت براشون ..‌ 

الکی نمیتونم شعار بدم پاشو خودتو جم و جور کن خوش باش خوش بگذرون فراموش میشه 

نخیررر هیجوقت فراموش نمیشه چون عشق واقعی یک بار اتفاق میفته و در اصل عشق یعنی نرسیدن نداشتن .. 

فقط داداش عزیزم بقول چن تا از بچه هااا فعلا خودتو ازش بگیررر بزار بره ببینه راهی ک انتخاب کرده براش احترام نمیاره جز تباهی جز ندامت چیزی همراه نداره 

من روزی رو میبینم ک برمیگرده ولی دیر شده دیگه 

چون رابطه رمز گوشی نیست ک ۲،یا ۳ بار فرصت داشته باشی ک امتحانش کنی ... 

خودتو با بی تفاوتیت با نبودنت ازش بگیر 

قوی باش خودتو نباز بخودت برس نزار افسرده بشی نزار تو سن ۲۸ سالگی عشق زمینگیرت کنه 

بزار نگاه کنه بخودش فش بده چرا ترکت کرد چرا ازدستت داد .. عشق نافرجام زخم عمیقیه ک هیچووووقت مداوا نمیشه یا حسرت نداشتنشو میخوری 

یا لعن و نفرین بخودت ک چرا عمرمو پلش گزاشتم در هرصورت شعاره اگه بگم فراموش میشه .از خدا برات ارامش میخوام صبر میخوام روزایه خوب میخوام 

منکه سوختم و دارم هرروز میسوزم از نداشتنش و فکر و خیابش و رویاهایی ک توی خاب هم هستن .دیشب خواب دیرم باهم تلفنی حرف میزدیم صبح ک بیدار شدم تا جند ساعت بیصدا فقط گریه کردم انگار واقعی بود ولیی رویایی بود خوش با تلخی زیاد... 

الان تو این موقعیت تنها قدمی ک میتونی برداری و درسته بهش بفهمونی منم تا جایی هستم غرورم کاسه اش نیست از دستت بارها بیفته بشکنه و بگی باز میپزه برام نخیر از این خبرا نیست 

من باورم اینه .‌‌ عاشقی میکنم با عشقم در خیالم حتی تنهاییی اما کسی ک رفت دیگ رفت و هیچ اعتمادی نیست ک اگ وارد زندگی میشدیم ایا باز نمیرفت 

خداروشکر اون روی یکه رو قبل وارد شدن ب زندگی نشونت داد .. بهیچ وجه نزار بفهمه هستی باید بیخبر باشه ازت بزار اون بیفته دنبالت و ردی از خودت نزار حتی ی مدت خططو خاموش کن با ی خط دیگ باش .. 

ب خودت کمک کن ک حال امروز من و امثال من نصیبت تشه ک بد دردیه بدددددددد 🌹

اگه دنبال لباس با قیمتهای باور نکردنی هستین 

حتما به ما سر بزنید

استارتر اون برمیگرده ولی بعد از اینکه با چند نفر دوست بشه ببین آیا میتونی بعد چند ماه دیگه یا شاید یه هفته دیگه با علامت سوال هایی که واسه اون روزای نبودنش وایت پیش میاد باهاش ادامه بدی اکه آره پس منتظر باش اگه نه هم بیخیال باش و کم کم فراموشش کن سخته ولی میشه و یروزی میفهمی عشق واقعیه اون دوستی ۱۱ ساله نبوده 

یه راهنمایی خواهرانه اکه این شخص برگشت و خاستی باهاش ادامه بدی مهریه خیلی پایین بگیر چون احتمال داره دوباره بره عشق و علاقه جدا منطق و واقعیت جای خودش 

باید میگفتی عزیزم دوسداری لاشی بشی بفرماااااا ولی گرگا دریدنت برنگردی پیش من ...فک کرده لاشی شدن چ کار شاخیه حالا چقد بی عقل و احمقه. یادشعر یاس افتادم همون داداشیا تو رو دوشیدنت لباسو کندن وبازم پوشیدنت من باتنهایی تو با تن هایی ک تو رو ولت میکنن تواوج تنهایی..    برو زن بگیر باو سگ ر ی د تو هرجی عشقه

همونlia73 سابقم
1436

چه عجیب 

یه مدت دیگه هم تلاش کن ببین دردش چیه

شاید یه مشکل توی خانواده ش پیش اومده که نمیخواد بفهمی و خجالت میکشه عنوان کنه

اگه مطمئن شدی بهونه میاره و از رابطه سرد شده جوری بذارش کنار که انگار از اول نبوده 

1444

استارتر یه مدت چندماهه به خودت و خودش فرصت بده،تو این فاصله یه مشاور یا روانشناس زوج درمانگر پیدا کن خودت برو پیشش،بعد از مشاورت بخواه باهاش تماس میگیرن اونم جداگانه یه باهم هرطور که مشاورتون صلاح بدونه مشاوره بشید،تا بتونید درست تصمیم بگیرید،زود قضیه رو تموم نکنید به خودتون زمان بدید،سعی کن متقاعدش کنی یه مدت زمان بده تا بتونید اروم اروم باهم حلش کنید حتا اگر قراره جدا بشید بازهم چندماه زمان بدید،بهش بگید این رابطه ۱۱ساله ارزش چندماه صبرکردن و تلاش کردن رو داره عجله نکنه

استارتر نسخه زندگی هر ادمی با دیگری فرق میکنه،اینجا به هیج وجه جای مناسبی واسه مشورت گرفتن برای زندگی نیست،همه نظر شخصی میدن و تخصصی ندارن،زندگی و عشق مهمتراز این حرفاس،برو پیش اهل و متخصص و کاربلد اینکار،امیدوارم بهترینها برات اتفاق بیوفته

استارتر بهترین کار به قول دوستمون اینکه غیب بشی

تا زمانی که هستی و منتش رو میکشی خیالش راحته که هستی همین که بری و غیب بشی به خودش میاد حداقل بهش فرصت بده دلتنگت بشه

یه چیز دیگه هم هست که شاید از نظر شما مسخره باشه ولی من بهش اعتقاد دارم اونم چشم زخمه همیشه  شب و روز چهار قل و ایت الکرسی فراموش نشه

ان شاءالله هر چی خیره برات پیش  بیاد

اللهم صل الله محمد و ال محمد
ادم لج بازیه از طرفی اطرافیان خیلی روش تاثیر میزارن جو گیر هم هست احساس میکنم یه غرور کاذب همراه ...

حالا هر، چقدر وارسی ديونه تر،میشی جوری ک دور از،جون خيانت هم کنه میگه عیب نداره فقط برگرده 

1474
گفت من میخوام منطقی فکر کنم منو تو به درد هم نمیخوریم من اینی نیستم که میبینی من تموم این سالا نق ...

استاتر شما ب این دختر یه حرفی زده که خیلی سوخته خیلی.

وسط حرفات یه پیزی بهش پروندی مطمئن باش‌.

بخاطر همین این حرفلرو زده و خیلی دلش شکسته.

 _ به چی فکر میکنی؟                                                           + به تو چه؟                                                                  _خب باشه!                                                              البته میتونی چه اخرش رو حذف کنی
مرسی که انقدر مهربونید ایشالا خدا خودش یه راه جلو پامون بزاره

عزیزم شاید همین که این خانوم رفته یه راهیه که خدا جلو پات گذاشته و لطف بزرگیه که تو از حکمتش خبر نداری. همه این ۱۱ سالو هم اون به پای تو بوده هم تو به پای اون دیکه بعد اونهمه سختی وقتی راضی به رفتن شده توام ولش کن. اینکه رفته باشگاه و میره سرکارو مادرش گعته بعدا دچار مشکل میشی خودشم گفته میخوام آزاد باشم اینا نشون اینه چشم و گوشش باز شده و حتی بابت این ۱۱ سال زمانم پشیمونه چون گفته جوونی کنم کاری که تو رابطه با تو نکردم. احتمالا جایی رفته یا با آدمایی آشنا شده یا از یه دوره سنی وارد یه دوره دیگه شده پیش خودش نگاه کرده دوستام خوشبختن خارج میرن نمیدونم آزادن منم اومدم از سن کم  خودم درگیر یه رابطه کردم. عزیزم من ۳۳ سالمه و نزدیک ۶ ساله ازدواج کردم بنا به تجربه میگم این خانوم برگرده هم دیگه راه رفتن بلده و چون فازش عوض شده و میدونه موقعیت های بهتر براش پیش میادو میتونه لذت بره الان از زندگی قطعا برگرده زندگی شما عاشقانه نخواهد بود. بزار بره دیگه بهش زنگ و اس نزن یه مدت سوگواری کن مثل عزیزی که از دست رفته و برو باشگاه و سرکارو به زندگیت برس سخته ولی ادم هست یه مادر ۳۴ سال زحمت پسرش میکشه تو سن جوونی بعد اونهمه زحمت و جوون خودش پای بچش گذاشتت بر اثر یه حادثه مجبوره تن پاک بچش بکنه زیر خاک این که دیگه از اون بدتر نیست پس تمومش کن و خودتو بسپر به خدا.

خانومایی که زندگی زناشوییتون سرد شده حتماااا یه سر به تاپیک اسکرین شات پیام های  منو شوهرم بزنید و فایل صوتی کلید مرد دکتر حبشی رو دانلود کنید و گوش کنیدو عمل کنید بهش و عشقو برگردونید به خونه هاتون❤ برای همه چیز درمانی هست به جز مرگ پس هرگز نا امید نشید❤😍❤
میگه من با تو بدبخت میشم تو به درد من نمیخوری مامانم گفته این پسره خانوادش با ما فرق میکنه بعدا ا ...

امکان داره که اطرافیانش سرو گوش شو باز کرده باشن....ببین استارتر اگه واقعا حرفات راسته و برای سرگرم کردن نبوده ...عید دیره  همین روزا مادر تو بفرست با مادرش حرف بزنه  برا خواستگاری باهاشون قرار بذارین...اگه واقعا میخوایش باید هرچی زودتر پا پیش بذاری...اگه این داستان واقعیت داشته باشه البته.

1331
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1333
1405
1426
1462
1470
224
1439
29
1468
پربازدیدترین تاپیک های امروز
1415

داغ ترین های تاپیک های 2 روز گذشته