1619
1605
عنوان

چه کار کنم شوهرم برگرده+اسکرین

15420 بازدید | 379 پست

دیشب سر یک چیز الکی بحثمون شد درحد چند دقیقه من کوتاه اومدم و معذرت خواستم صبح زود رفت الانم پیام داده نمیام دیگه

هیچ مشکلی نداشتیم حتی سر سوزن نمی دونم چش شده یک دفعه ای بهم ریخته شدید. تاحالا اینجوری ندیده بودمش

هر جور می خوای باش فقط دورنگ نباش

مامانا اگه دنبال یه آتلیه خوب هستین برای بارداری و نوزادی و غیره ...

ما ینجا کلی دکور قشنگ داریم به ما سر بزنید

1613

مردها هم چقد نازک نارنجی شدن

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان دل گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد،این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!❤️❤️
1620

پروش نکن خواهر میشینه رو سرت نمیتونی بیارش پایین هاااا 

فقط 21 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
تیکر آرزومه انشاءلله تا این به اخر برسه من به آرزوم رسیدم خدا جوووونم میدونم صدامو میشنویی چون ی نشونه برام فرستادی خدای مهربونم دستمو بگیر تا این تیکر به اخر نرسیده حاجتمو ازت بگیرم خدا جوووونم خدای مهربووونم کمکم کن میدونم ایمان دارم توکل به خودت خواهرای گلم میشه واسه رسیدن به آرزوم ی صلوات بفرستی واسه بابام فاتحه بخونی ممنونم ازت 💖💖💖

دعا و استغفار که استغفار نفوذ کلام رو زیاد میکنه، بعدم منت کشی دلبرانه... کوچیک نمیشی این رفتار بزرگوارانه یک بانو هست برای حفظ زندگیش به بهترین شکل!

بی شک امتحانتان میکنیم با مقداری، ناامنی، گرسنگی، ضرر مالی، بلای جانی و خسارت در محصول.البته به اهل صبر مژده بده، همان کسانی که هرگاه مصیبتی برایشان پیش بیاید میگویند(باکی نیست چراکه)ما از خداییم و به سوی او برمی‌گردیم. سوره بقره آیه ۱۵۵ و۱۵۶.
1626
به خاطر دوستش دیشب بحثمون شد هرچی خواست گفت منم ساکت شدم تا آروم شد 

پس ون باید از تو معذرت خواهی میکرد نه تو 

فقط 21 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
تیکر آرزومه انشاءلله تا این به اخر برسه من به آرزوم رسیدم خدا جوووونم میدونم صدامو میشنویی چون ی نشونه برام فرستادی خدای مهربونم دستمو بگیر تا این تیکر به اخر نرسیده حاجتمو ازت بگیرم خدا جوووونم خدای مهربووونم کمکم کن میدونم ایمان دارم توکل به خودت خواهرای گلم میشه واسه رسیدن به آرزوم ی صلوات بفرستی واسه بابام فاتحه بخونی ممنونم ازت 💖💖💖
فک می کنم کوه رفته دسترس نیست هروقت ناارومه می رفت کوه


هروقت برگشت خودتو سرسنگین بگیر نشون بده ناراحتی ولی نه با حرف خواست جرو بحث کنه هیچی نگو برو تو اتاق اصلا شخصیت خودتو نیار پایین که بخوای بحث و دادو بیداد بشه یا بری نازشو بخری

دوس دارم روزی برسه که یکیو داشته باشم بهش بگم دخترم...
1615
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1606
1638

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

1633
1479
1640
1426
1642
1617
1646
1623
224
29
1462
1636
داغ ترین های تاپیک های امروز