1464
1459
عنوان

چقدر خسته شدم از این موضوع

111 بازدید | 14 پست

من هفت ساله ازدواج کردم و تمام این مدت من با خانواده شوهرم تو یه خونه مشترک زندگی کردم.نمیگم بی فایده بود بودن باهاشون ولی خب ضررش بیشتر از فایده هاش بود(تاپیکای قبل توضیح دادم)حالا که بالاخره بعد هفت سال وبعد کلی دعوا وبعد کلی که من تحقیر شدم وخم وراست شدم جلو اون سه تاهم عروسی که هرکدوم توخونه خودشه قرار شد که این ماه که خونمون خالی بشه بریم توش.اما من خیلی ناراحت بودم.چون پدرومادر وعمه شوهرم تنها میمونن توخونه.اما خودمو قانع کردم که منم حقی دارم.ولی درونم غوغاس.الان چندروزیه که خونه خواهرم رفتن سفر ومنوشوهرم وبچه هام میریم خونشون میخوابیم که خالی نباشه خونه.تقریبا مزه استقلالو چشیدم.انصافا چقدر ادم راحته.اما وقتی غروب چن ساعتی دوباره میایم خونه پدرشوهرم واون سه تا ادم بزرگ رو تنها میبینم خیلی غصه میخورم.دلم میشکنه.همش فکر میکنم این امتحانه.البته من نه میخوام کاملا ولشون کنم ونه میخوام باهاشون قطع رابطه کنم.فقط میخوام خودمو شوهرم رو پاخودمون بایستیم.خانواده شوهرم خیلی به من توهین کردن.تاجایی که برادرا شوهرم ایستادن تو روی پدرومادرشون به خاطر من وخدمت ناچیزی که واسشون داشتم.خیلی دلم از پدرومادرهمسرم شکسته شوهرمم اصلا وابدا تدبیر نداره.

حالا نمیدونم چطور خودمو اروم کنم.خیلی غصشونو میخورم.اون سه تا جاری نامرد هم فقط وقتی دعوت میشن میان.هیچ خیری ندارن.جز بزرگه اونم فایدش مالیه.

اینا تقریبا همیشه تنهان.فقط برادراشوهرم روزانه چند بار میان اونم اکثرا یابه خاطر خوردنه یااستراحت کردن.

کسی نیس شب بهشون بگه بیاید ببرمتون بیرون(پدرشوهرم رانندکی نمیکنه)گاهی میگم بزار بمونم واسه اون دنیام ی چیزی بسازم.ولی وقتی باهتم بد کردن.وقتی کاراشون وتفرقه هاشون افسردم میکنه وباعث میشه بتبچم وشکهرم بد بشم.وقتی کاری میکنن شوهرم باهام بد بشه.ولی بازم دلم نمیاد😔

اگه دنبال لباس با قیمتهای باور نکردنی هستین 

حتما به ما سر بزنید

انشالله بحق پنج تن خدا به قلب صافت نگاه کنه و عاقبت بخیر بشی 👌👌👌👋👋👋😘😘😘

ما فک میکنیم بهشت و جهنم فقط اون دنیاس,  ولی خیلیش همین دنیاس,  وقتی اینقدد نیتت خوبه,  مطمئن باش حتی اگه جدا بشی هم بازم نمیزاری اونا احساس دلتنگی کنن, 

مطمئن باش حتما حتما عاقبت بخیر میشی 😘😘😘

کاربر قدیمی هستم 
1436

من کسی رو میشناسم از مادر پیرش نگهداری میکرد باوجودیکه خودش مریض احوال بود, بقیه خواهر و برادرها هر کدوم به یه بهانه ای کمک نمیکردن, ولی شوهرشم ادم خوبی بود و کمکش میکرد,  از نظر مالی خیلی پولدار نیستن,  ولی اینقققد زندگی خوبی دارن, روابط زن و شوهر خوب, بچه هاشون سربراه و عاقل بودن , عروس و داماد خوب گیرشون اومد, مالشون پربرکت, تو سن بالا سرحال و خوبن و... خلاصه واقعا همین دنیا مزدشو گرفتن 

بخدا کلید اسرار نیست,  از اشناهای نزدیکمون هستن 

کاربر قدیمی هستم 

اگه پیششون بمونی که بهتر, ولی بنظرم میتونی در حالی که مستقل میشی هم بهشون برسی , بعضی شبا برید پیششون بخابید, بعضی. شبا اونارو بیارید خونتون,  اگه بچه هات خیلی کوچیک نیستن بعضی شبا اونا برن پیششون بخابن, بعضی عصرها ببریدشون گردش که هم خوش باشن و هم خسته بشن زود بخابن, براشون شبکه های مختلف تلوزیون رو راه اندازی کنید و یادشون بدید استفاده کنن تا سرگرم بشن,  اگه خواهر و برادرهای شوهرت هم حتی یه کوچولو همکاری میکنن,  بگید بهشون هر کدومشون ماهی یکی دوبار بیان شب پیششون بخابن,  حالا خودشون,  بچه هاشون 

کاربر قدیمی هستم 
انشالله بحق پنج تن خدا به قلب صافت نگاه کنه و عاقبت بخیر بشی 👌👌👌👋👋👋😘😘😘 ما فک میکنیم بهشت و ...

ممنون گلم.بخدا خیلی ناراحتشونم.نمیدونم چکار کنم.اوتا خودشونم از دوتا پسر فضول من خیلی اذیتن.به هودم قول دادم اگه مستقل شدم حداقل ی روز درمیون پیششون باشم.حداقل...

من کسی رو میشناسم از مادر پیرش نگهداری میکرد باوجودیکه خودش مریض احوال بود, بقیه خواهر و برادرها هر ...

من مشکل اصلیم اینه ک خانواده شوهرم ی جورایی منو از خودشون طرد کردن.چن ساله بمون گفتن برید ولی ما نرفتیم وموندیم.الان ولی تصمیممون جدی شد چون برخورد اونام خیلی بدتر شد.بااین وجود من به قضیه که فک میکنم بخدا قلبم دردمیکنه

1444
اگه پیششون بمونی که بهتر, ولی بنظرم میتونی در حالی که مستقل میشی هم بهشون برسی , بعضی شبا برید پیششو ...

ما که برناممون همیناس دقیقا.ولی برادرای شوهرمو نمیدونم.امیدوارم اگه مامستقل بشیم اونام بهتربشن

مستقل که باشی بهتره. موقع خواب هم برای خودتون راحت تره که جدا باشید هم اونا از بچه ها اذیت نمیشن.چونکه یه نفر که نیست بگیم توی خونه تنهاست ماشاا... سه نفرهستند. اما همه ی صب تا شب که  بیدارن میتونین گاهی وقتا سر بزنید اگه تحویل گرفتنخدارو شکر کن  باز هم برید هر وقت هم اگه دور از جون بی احترامی کردن خدارو شکر کن که مستقل هستی و مجبور نیستی دائم پیششون باشی میتونی کمتر بری . اما همیشه سعی کنید موقع خواب خونه ی خودتون باشید موقع غذا اگه رغبت نشون دادن گاهی میتونید برید .خونه ی جدا اسلامی تره . هم از لحاظ خوابیدن پدر مادر  و بچه ها دیگه یک جا نیستید.هم اینکه محرم نامحرم رعایت میشه .تا اینکه از اتاق توی خونه ی پدر شوهر پاتو بذاری بیرون ببینی برادر شوهرت نشسته  مجبوری همیشه اماده باشی اونوقت توی خونه هم باید مثل بیرون پوشیده باشی .بچه ها هم توی خونه ی مستقل خانواده براشون معنا پیدا میکنه و والدین خودش رو مسول میبینه و به اونا اعتماد میکنه .برنامه ی زندگیتون دست خودتونه. دوری و دوستی . وقتی چند ساعت توی روز اونا رو ببینید  کمتر حرف و حدیث پیش میاد تا اینکه شبانه روز باهم باشید. شوهرتون هم احساس مسولیت بیشتری نسبت به شما و بچه ها پیدا میکنه.نظرم رو گفتم .انشاا... بهترین تصمیم رو بگیری وخوشبخت و عاقبت به خیر باشید.

مستقل که باشی بهتره. موقع خواب هم برای خودتون راحت تره که جدا باشید هم اونا از بچه ها اذیت نمیشن.چون ...

حق باشماست عزیزم.ممنون....دارم هرروز باخودم کلنحارمیرم وخودم روقانع میکنم.ان شالله هرچی خیره پیش بیا 

1474
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1333
1477
1462
1426
1470
224
1468
29
1439
1415