1464
1411
عنوان

لینک حذف پست و تاپیک درخواستی کاربران

| مشاهده متن کامل بحث + 149526 بازدید | 25477 پست

مناسب‌ترین تورها ویژه فصل پاییز در علی‌بابا

1436

https://www.ninisite.com/discussion/topic/3374138/مادرم-با-رفتاراش-خیلی-حرصم-

میده

لطفا این تاپیکموحذف کنید


دعاکردم که تنهامال من شی ،توتعبیرقشنگ فال من شی ، اگربازم دلت بادیگرونه،چشات دنبال ازمابهترونه،بزار بایادتو دلخوش بمونم فقط خاطره هات بامن بمونه...
8

https://www.ninisite.com/discussion/topic/3372500/گیر-دادن-مامانم-خستم-کرده?

حذف

postId=108502274

ای پدری که با کار هات و رفتار هات همه رو اذیت میکنی با بد دهنیت همه رو اسی کردی با خسیسیت همه رو بدبخت کردی و همشم میگی ادم ظالم توریش نمیشه اگر یک ساعت از عمرم باقی باشه کارات جبران میکنم
1474

https://www.ninisite.com/discussion/topic/3261440/به-محض-اینوه-یه-جا-میریم-مهمونی-شوهرم-میگه-پاشو-برو-ب-خانما-کمک-کن

واردکننده انواع و اقسام پارچه‌های جنس خوب با قیمت عالی... آدرس کانال تلگرام Parchesara121@ ... سفارش تایپ و پاورپوینت با مناسب‌ترین قیمت پذیرفته میشود

حذف لطفا

تبریک

1
5
10
15
20
25
30
35
40
فرزندم،دلبندم، عزیزتر از جانم از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم... امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آغوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها و سالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم... شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...! این روزها فهمیدم باید از تک تک لحظه هایم لذت ببرم
1508
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1477
1511

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

واریکوسل

آرامیش | 1 دقیقه پیش
1492
1426
1462
1479
1439
1402
1483
1504
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
29
داغ ترین های تاپیک های امروز