1464
1459

کارتون‌های پرورش کودک دو زبانه رو از سایت نی نی کارتون خرید کن

چند روزه توی سایت هم تخفیف گذاشتن

برای خرید با تخفیف کلیک کنید

مامانم حموم بوده زیر دوش که کف سرشو میشوره چشماش بستس وقتی باز میکنه میبینه یه بچه چهارزانو داره از ...

وای من ازین زیاد شنیدم جرات نمیکنم برم حموم

میشه واسه خوشبختی منو و خودت صلوات بفرستید 
1436
یه گربه داشتم همیشه بهم خیره میشدیه بار دقیق شدم که داره به چی من نگاه میکنه که فهمیدم به من خیره نم ...

😶😶😭😭😭😭😭

حس خوووبیه🤗ببینی یه نفر همه رو بخاطر تو پس زده🤩واسه ی رسوندن خودش به تو همه  ی راهو نفس نفس زده😍😍حس خووووبیه♥️♥️
1432

بعدها اون خانومه گفت ك كارش چيه واينا وموكل داره 

كلم چسبيد به سقف تازه دوزاريم افتاد قضيه اون شب چي بود بعد جالبيش اينجا بود ميرفتيم خونشون ميگفتم الان كجان ميگفت ته پذيرايين😱😱😱😱😱

خاطره كه يادم نمياد ولي ي چيز عجيب شنيدم تازگيا

شوهرم ي دوست داره كه بعد ازي مدت ميبينتش اين دوستش قبلا تو بازار پولشو ازدست ميده 

اينم تعريف كرده واسه شوهرم كه:

ي دعانويس يا ايينه بين بوده كه ميره پيشش ببينه ميتونه به پولش برسه يا نه كه بهش ميگه الان نميرسي چيزي بهت نميدن دراينده دور ميرسي

بعد بهش گفته فلان شهرستان خونه پدري دارين درسته؟كه مال ورثه س ؟اينم ميگم اره خاليه فعلا 

بهش ميگه توش گنج هست ١٠تاسكه 

بعد همونجا ي اقايي رو ميبينه كت وشلواري وخيلي شيك وپيك ميگه اين اقا رو ميبيني همينو من بهش گفتم فلان خونه گنج دارن برو به ادرسي كه تو خونه تون ميگم بكن تا به گنج برسي ولي قبل برداشتن گنج بايد به من زنگ بزني 

طرف ميره گنج پيذا ميكنه ولي به من زنگ نميزنه گنج جلوي چشمش غيب ميشه حالا شش ماهه ميره ومياد كه طلسم گنج بهش بگم ولي سركارش گذاشتم فعلا نميگن بهش 

واسه من خيلي عجيب بود اخه مگه ميشه همچين چيزي😧😧😧😧😧

چقدر دنياي ماورا عجيبه 

تازه به شوهرمنم پيشنهاد ميداد كه اونم ي سر بره😐

تو یکی از جنگلای شمال جاده داره ها نه اینکه خیلی دیگه پرت باشه ولی تاریکی کامل زیاد کسی ام بلد نیست اونجارو بابا زد کنار یکم بخوابه نصف شب بود بعد ماها همه خواب بودیم چشاش باز میشه ی چیز سفید جلوش رو فرمون نشسته با مشت میزنه از پنجره پرت میشه بیرون راه میوفته 

بعد اون تا سه سال رو من بختک میوفتاد 

ی صلوات برای حل مشکلم مهمونم کنید😞....روزی که از تو جداشم روز مرگ خنده هامه 😭😭😭
1474

وايييي بابابزرگمم هميشه شباكه ميخوابيد دوسه ساعت بعدش بيدارميشداروم اروم حرف ميزدخوش امد ميگفت باچراغ قوه نور مينداخت ميگفت صاحب زميني كه الان خونه ماشده شباميادسرميزنه بادخترش 

بازهم نميدونم جن وروح بودن ياچون بابابزرمم سنش بالابوده توهم ميزده

كاربرقديمــيم✋🏻🙋🏻‍♀️
بنام خدا وحشتناک ترین خاطره من بر میگرده به هجوم آوردن خونواده شوهر بدون خبر نصف شب پشت در با دوتا م ...

وای منم ترسیدم 😨😨😨

یار دبستانی من با من و همراه منی چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه ترکه بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما
بگو بخدا😥

🙄دیگه گربه اس دیگه 

میدونی رفتم که بخرمش اصلا بدجور به دلم نشست انگار با بقیه حیوونا فرق داشت گربه ام سیاهه سیاهه فقط یه چشمش ابیه یکیش سبز...

به چشماش نگاه کنی انگار مسخ میشی

نمیدونم شایدم واقعا جنه که تبدیل شده به گربه 🙄

با خدا باش پادشاهی کن😇
1457
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1333
1405
1462
1470
1426
224
1468
1439
29
1415
داغ ترین های تاپیک های امروز