1421
1389

ععع چرا چیزی یادم نمیاد 

تويي كه فكر ميكني خوشمزه اي ! شعور داشته باش تو تاپيكي كه طرح مشكل شده مزه پروني نكن!!! مگه دلقكي!؟ كه تو تاپيكا وظيفه عوض كردن جو رو بر عهده گرفتي!؟؟؟؟؟شخصيت داشته باش 

حسش نیس

اگه بخوام یک خلاصه از خودم بگم دوست دارم اینجوری بگم؛ از یک دنیای زیبا و پر از ناز و نعمت پرت شدم تو دنیایی که به خیال خودم مانند کتاب ها قراره رویایی باشه(ازدواج).ولی فهمیدم هیچ چیزی مثل رویاها نیست ،رویاها به همون جای خودشون تعلق دارن و ما داریم تو دنیای واقعی زندگی میکنیم دنیایی که غم داره شادی داره خنده داره گریه داره ،دنیایی که مانند یک ترازو هست گاهی ترازوی غم و گریه سنگین تره و گاهی ترازوی شادی و خنده .بعد از گذشت یک مدت از ازدواجمون با کلی ذوق با همسرم تصمیم گرفتیم یک عضو سوم به رابطه دونفرمون اضافه کنیم یا بقول همسرم یک زیرمجموعه کوچولو 😁...اما دوسال از اون روزا میگذره 😞، تو این دوسال ترازوی غم😔 و گریه😭 و غصه😞 تو زندگیمون سنگین تر بوده و دنیامون رنگش خاکستری شده 💔 ،چونکه زیرمجموعه کوچولوی ما هنوز نیومده ...تو این دوسال تنها چیزی که بغلمون پر کرده فقط مشتی از اوراق: معرفی نامه ها /ازمایش ها /نسخه ها و.. هست و یک جمله تلخ دکتر که تا ابد تو گوشمون هست :شما به صورت طبیعی به هیچ عنوان قادر به بچه دار شدن نیستید. اواخر برج ۱ سیکلiui  شروع کردیم و در کمال ناباوری ۳ روز زودتر از موعدم پریود شدم و توی ناامیدی غرق شدم. تو همون روزها دکترم سیکل میکرو (یا به اصطلاح عموم ivf) شروع کرد ...روزهای سختی میگذروندم سختی من موقعی به اوج رسید که متوجه شدم هایپر شدم و ۱۰ روز بالجبار شرایط بحرانیم بیمارستان بودم و کمترین خواستم مرگ بود، بس که درد داشتم و درد .الان خوبم و زنده ام منتظر زیرمجموعه کوچولوی خودمم که دکتر گفته به زودی قراره توی بطنم احساسش کنم .دوستان دعام کنید برام انرژی مثبت بفرستید ❤❤از خدا بخواید که کوچولومون زودتر بهمون اضافه بشه و دنیامون رنگی کنه. و چندتا نکته: دوستان این کاربری دوم منه ؛کاربری اولم مال سال ۹۶ بود.و نکته بعد؛ نام کاربریم، فقط فقط از سر حرص تایپ کردم اووف و درکمال ناباوری تاییدش کرد 🤐و درمورد تصویر پروفایل ؛من مدیون حضرت زهرا هستم و هرموقع کامنتی میزارم که باعث میشه پروفایلمو و نام مبارک حضرت ببینم احساس ارامش میکنم پس لطفا ازم نخواید که عوضش کنم❤

من شوهرم پسر خالمه بعد من رفتع بودم حموم از حموم ک اومدم نمیدونستم اومده خونمون با صدای خیلی بلند داشتم لب کارون... رو میخوندم یهو دیدم یکی وسط سالن غش کردم همونجا زدم زیر گریه که روز بعدش اومدن خواستگاری😁

مناسب‌ترین تورها ویژه فصل پاییز در علی‌بابا

تو محضر بودیم برای عقد یه بنده خدایی  ,فیلمبردار داشت با کلی حس اروم این ور اون ورمیرفت  وفیلم میگرفت ،یهو پاش گرفت ب یه چی میخواست پخش شه با دوربینش😂😂😂منم اصلا نمیتونم نخندم 

 اعتماد به نفس بعضیارو درخت کاج داشت الان هلو گوشتی صادر میکرد به کشور های اروپایی  
1432
من شوهرم پسر خالمه بعد من رفتع بودم حموم از حموم ک اومدم نمیدونستم اومده خونمون با صدای خیلی بلند دا ...

😂

 اعتماد به نفس بعضیارو درخت کاج داشت الان هلو گوشتی صادر میکرد به کشور های اروپایی  
من شوهرم پسر خالمه بعد من رفتع بودم حموم از حموم ک اومدم نمیدونستم اومده خونمون با صدای خیلی بلند دا ...

از حموم اومدي بيرون ديده و پسنديده

لبخند بزن بگذر همه بدانند از ديروز قوي تر هستي 😊🌈🎊

همین دیروز رفتم سونو قبل گفته بودن بچم احتمالا دختره دیروز گفتن صد در صد پسره هنوز تو شوکم 😓😓 دلم میخواست کسی که سونو میکنه رو خفه کنم 

به خدا اعتماد کنیم چون اون بهترینهارو برامون میخواد اما حیف ما نمیدانیم و مشکل از جانب خدا میدونیم 
1376
من شوهرم پسر خالمه بعد من رفتع بودم حموم از حموم ک اومدم نمیدونستم اومده خونمون با صدای خیلی بلند دا ...

لب کارونه کار خودشو کرده 😂😂

به خدا اعتماد کنیم چون اون بهترینهارو برامون میخواد اما حیف ما نمیدانیم و مشکل از جانب خدا میدونیم 

۱۳ بدر بود مامانم به من و پسر داییم  گف برین ظرفارو بشورین استکان و اینا بود اون کف میزد من اب میکشیدم ک اخری رو اب کشیدم اون منتظر بود دستاشو بشوره ک من یه مشت اب ریختم رو صورت مبارکش 😂😂اونم یه لیوان ک توش اب بودو برداش میخواس بریز روم منم عقب عقب داشتم میرفتم هی میگفتم نریزیااا توروخداا😐😐اونم هی میومد جلو تر من عقب تر ک پام گیر کرد به شلنگی ک از کپسول به کباب پز کشیده بودن ... شاااارااپ با ک...و... ن افتادم 😶😶😶😶😶😶بعد حالا غش میکرد از خنده ولی لامصب خیلی دردم گرف

خانومای جیگر دعا کنین کنکورمو خوب بدم 😘😘الهم صل اله محمد وال محمد 😎
1387

دوستم نماز نمیخوند بعد دبیر دینی داشت درمورد نماز و اینا صحبت میکرد سال دوم دبیرستان رشته تجربی یکی دوبار بچها دبیرو مسخره کردن بعد که داشت حرف میزد گفت بعضیا جوراب سفید دارن واسه نماز دوستمم که جفتم بود جورابش رو از کفش کشید بیرون گفت اینام جورابا نماز منن رنگ جوراباش سفید بود منم کلی خندیدم دبیر گیر داد باید بگی به چی خندیدی من جواب ندادم دوستم گفت هیچی خانم جورابا نمازم رو نشونش دادم 

عوضی نگفت که نماز نمیخونم منم دوباره زدم زیر خنده 

کلا با این دوستم اپن سال خیلی داستان  داشتیم.


یا همیشه حوصله ام سر میرفت سر کلاس میگفتم دستشویی دارم میگفتن چرا زنگ تغریح نمیری میگفتم اون موقع نذاشتم الان دارم کل بچها رو شاد میکردم خنگا هر دفعه ام به حرفم میخندیدن 

دوران نامزدی برای دختران چه دورانی است؟دورانی که هیچ کس مخارجتو به عهده نمیگیره ، ولی سر اینکه کی اختیاردارته دعواس😐😂😅

یه‌بار رفته بودیم شهرستان ۱۳سالم اینا بود با پسرعموم و دختر عمم هرروز یواشکی ماشین خانواده یکیمون رو بر می‌داشتیم می‌رفتیم باغ راننده هم من بودم جایی که دره بود پشتش و فضا کم بود نمی‌تونستم دنده عقب بگیرم و با عکس‌العمل سریع در بزنم می‌ترسیدم بیوفتیم تو دره پیاده می‌شدیم ماشین رو خلاص می‌کردیم هول میدادیم اون‌بر بعد سوار می‌شدیم میرفتیم ۳و۴ بارم این کار رو انجام دادیم بعد فهمیدن کلی کتکمون زدن

الان که فکر می‌کنم میبینم خیلب احمق بودیم😐😅

هم صدای بغض ابرها گریه کردم من خدایا❤این همه آدم تو دنیا بود چرا من؟ من که قلبم خیلی تنها بود
1339
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1408
1405
1384
1380
1426
1388
1365
1407
1402
1375
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
29
1415
1382
داغ ترین های تاپیک های امروز