1421
1363
عنوان

شوهرم جدیدن میگه مهمون تو ام 😳😳

966 بازدید | 74 پست

جدیدن وقتی میریم بیرون رستوران شام یا ناهار، شوهرم میگه مهمون تو ام 😳جالبه از قبلش هم میگه

همون جا هم میگه

اول به رو خودم نمیووردم

بعد واضح تر و بولد تر گفت

حالا باید مهمونش کنم فردا ناهار 😳😳😳😳

مردی گفتن... زنی گفتن

یکی نیست بگه مگه از مال دنیا کم داری چرا این حرفو میزنی😳😳

میترسم ادامه دار شه این اخلاقش

کار ندارم خوبه یا بد

من خوشم نمیاد... تمام


ادامه شو پایین میگم

بچه ها نمیدونم چرا اینجور شده

یه بار باش تو رستوران حرف میزدیم

از یه چیزی حرف زدمو گفتم ما نمیتونیم باهم باشیم

بعدم پله ها رستورانو اخرش موقع برگشت تند تند اومدم پایین و کارت خودمو دادم صندوق که حساب کنم

بعد اونجا کارت منو با بدبختی بهم برگردوند

اونوخ خودش کارت همراهش از قضا نبود و خاست کارت به کارت کنه واسه رستوران

رستورانیه قبول نکرد گفت کارت مستقیم بکشید

اونوخ دگ از مجبوری شوهرم از کارت من استفاده کرد

(حالا وضعیت ما قهر به شدت)

اومدیم سوار ماشین بشیم

تو همون موقع رانندگی پول رو زد به کارتم و گفت با مرد میری بیرون ازین چیزا نداری


حالا امشب برگشته میگه فردا میخام ناهار مهمونم کنی😳😳

میدونستین پوشک پول-آپ نم پس نمیده و باعث میشه ادرار با سطح پوست کودک تماس پیدا نکنه؟

یکی از خصوصیات پوشک مای بیبی جذب بالاست 

برای اطلاعات بیشتر اینستاگرام ما رو دنبال کنید

1401

یه دفعه بکن اگه پرو شد بیا تاپیک بزن گلم واسه چاره 

مریض بعدی😂😂😂😂😘😘😘😘😘😘

فقط 28 هفته و 1 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
یکی تویی و یکی من.....با این ماه که هنوز هم این شهر راتحمل میکند....حتی اگر ماهم نبود من قانعم...به یک تو و یک من... مگر میان تو و ماه فرقی هم هست....ای کاش بود...  اونوقت شاید همه چیز جز تو معنایی داشت... تمام شعر های که میخوانم.........تمام لبخند های من........تمام گناه های با لذت...... تمام زندگی........چیز دیگری هم اگر جز تو بود...... فدای یک تبسمت....  تیکررررر رژیییمه قرار تا عید شش کیلو دیگه کم کنم و برسم به ۴۷هورااااا
1394
1396

حقیقتش من خیلی بدم میاد 



من جای شما بودم مستقیم واضح با عصبانیت جوری که بهش بربخوره میگم حتی شوخیشم جالب نیست لازم ببینم که تا الان ندیدم میگم مهمونمی




 بی تو عباس رقیه رفت بر اسیری‌اش/ ضربه‌هایی بخورد بر دندان‌های شیری‌اش/ خیزران و سر زینب، سجاد و مریضی‌اش/ شام و رقاصه‌و تشت و صحبت کنیزی‌اش/عباس تا تو رفتی دشمنت نیرو گرفت/ یار زینب دست بر زانو گرفت/تا تو رفتی دست دشمن باز شد/ پای گلچین هم به گلشن باز شد/ تا تو رفتی چشم دشمن شور شد/ گفت سوغاتی ما هم جور شد/ عباس تا تو بودی خیمه‌ها آرام بود/ دشمنت در کربلا ناکام بود/ تا تو رفتی دشمنت شاداب شد/ تا تو رفتی تازیانه باب شد/ عباستا تو رفتی حرمله تحریک شد/ وقت ذبح کودکان نزدیک شد/ عباستا تو رفتی شاه دین بیچاره شد/ مادر اصغر دگر آواره شد/ تا تو رفتی عباس، حرمت زینب شکست/ خاک روی معجر زینب نشست/ تا تو رفتی خیمه بد اقبال شد/ دلبر تو راهی گودال شد/ تا تو رفتی ناله زد هل من معین/ خورد با صورت غریبانه زمین/ ناکسی چکمه به پا خنجر به دست/ آمد و برسینه‌ی مولا نشست/ تا تو رفتی پیرمرد هم شیر شد/ چون عصایش دست او شمشیر شد/ تا تو رفتی گوشها پاره شدند/ دختران بی‌کس و آواره شدند/ تا تو رفتی معجران غارت شدند/ کوفیان همه بی‌غیرت شدند/ تا تو رفتی کوچه سنگ باران شد/ سر به روی نیزه‌ها مهمان شد...               عباس           کوفیان چه شورو هیزند و همه بی‌چشم‌رو/ زینبت را ببرند بازارو کوچه، کو به کو......                       "اَلحَمدُلله الَّذی جَعَل اَعدائَنامِنَ الحُمَقاء" صحیفه‌ی سجادیه      شیعه‌ی حیدری‌ام الحمدالله
1391
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1408
1405
1384
1380
1426
1388
1365
1407
1402
224
29
1382
1415