1421
1363

من شیش هفتا دستمال و چندتا لباس و تعدادی لباس زیر داشتم میخواستم بشورم یوقت خراب نشه چدن کمه تعدادش اخه ماشین لباس شوییم ۷ کیلوییه مارک الجی

وا چه ربطی داره، نهایت تا هفت کیلو میتونی بندازی کمش مهم نیست،بیشتر نشه

فقط 4 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
فرزندم،دلبندم، عزیزتر از جانم از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم... امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آغوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها و سالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم... شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...! این روزها فهمیدم باید از تک تک لحظه هایم لذت ببرم

خانوم هایی که  میخوان  زیباتر و جوان  تر از  همیشه  به  نظر بیان اینجا 


میتونید  از تخفیفات  پاییزه  هیجان  انگیزی استفاده  کنید


1401

نه خراب نمیشه اصلا میگن گاهی وقتا لباسشویی خالی رو باید روشن کنی کار کنه یه ساعت تا داخلش تمیز شه

فقط 1 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
اولین کسی که صبح ها به او فکر میکنید فردی مهم است یا او را دوست دارید یا از او متنفرید)

عزیزم هر ازگاهی ایرادی نداره.

ولی کلا بهتره ک لباس رو اندازه بریزی نه خیلی کم و نه خیلی زیاد.

زن عموی من خانوادش ون 4 نفره هست دو تا دختر و عموم و خودش.

واسه هر کدوم جدا روشن میکنه وسواس داره،پارسال لباسشویی خراب شد تعمیر کار ک اومده بود گفته بود احتمالا خیلی کم لباس میریزین هربار ک این مشکل به وجود اومده

1394
1396
1364
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1408
1333
1382
1388
1426
1380
1365
1407
1402
224
1439
29
1415
داغ ترین های تاپیک های امروز