1874
1924

بچه ها پیش اومده خیلیامون یه جایی یه زمانایی احساس عجز و ناراحتیمون به حدی زیاده که کم میاریم

یکی با حرف دیگران یکی بی پولی یکی مریضیو... 

چه میکنید اروم میشید بیایید بگین بقیه هم استفاده کنند

من خودم 100بار ذکر استغفرالله ربی و اتوبه الیه میگم

ایت الله بهجت گفتن هر وقت هر جا کم اوردی 100بار بگو 

واقعا هم تاثیر داره نسبتا 


اگه نگران عصب کشی دندون کوچولوهاتون هستین با خیال راحت به ما اعتماد کنید

1922

منم میگم اَستغفرااله

یعنی وقتی شوهرم اینو ازم میشنوه میدونه خیلی کفری و عصبی ام دیگ هیچی نمی و فقط نگاه میکنه

وقتی کم میارم سرمو ميندازم پایین و میگم خداااا

به بیخیالا بگو صبر کنن منم اومدم 

من الان خیلی ناراحتم .نمیدونم چکار کنم .

خدایا مارا به غصه های معمولی مان برگردان...به قسط های عقب افتاده ،ترافیک های طولانی،خیابان های شلوغ، دغدغه های زیاد،هدف های سخت،خستگی های مفرط...به همان روزها که همدیگر را قضاوت میکردیم وبه قضاوت های هم توجهی نمی کردیم.به همان روزها که دنیا اینقدر آلوده نبود،که آلوده بود وحاد نبود ،که آلوده  بود واز آلودگیش نمی مردیم...که دلواپس حال عزیزانمان  بودیم نه جانشان !ما را برگردان به روزهایی که سلامتی اینقدر گریز پا نبود ،که میشد لابه لای همین مشکلات و دغدغه های ریز ودرشت،با خیالی آسوده فنجانی  برداشت ،چایی ریخت ...کنار پنجره ای ایستادودر کمال اطمینان و آرامش نفسی عمیق کشید .که می شد کسی را به آغوش کشید وآرام شد .میشد دستان کسی را گرفت وبدون هراس تمام شهر را قدم زد وغصه ها و درد ها را فراموش کرد .دلمان لک زده برای یک آغوش، یک لبخند ،یک خیال تخت...دلمان لک زده برای یک زندگی آرام و معمولی ...خدایا در آغوشمان بگیر که خسته ایم ...خودت حال زمین را خوب کن 

من فقط  با خودم میگم (( این نیز بگذرد))

اولش که کم میاریم خیلی ناراحت میشیم به مرور زمان ناراحتیه کم میشه یا  فراموش میشه و بی تفاوت میشیم نسبت به اون موضوع .

پس وقتی قراره چند وقت دیگه موضوع برام عادی بشه چه بهتر از همون اول بی تفاوت بمونم 

پس همیشه میگم : این نیز بگذرد ..

البته تمرین می خواد آدم یهو این مدلی نمیشه

خدایا به وکلا قدرتی بخش تا حقیقت را قربانی مصلحت نکنند
1911
این ذکر رو 100بار بگو دلت اروم میشه

ان شاءالله

خدایا مارا به غصه های معمولی مان برگردان...به قسط های عقب افتاده ،ترافیک های طولانی،خیابان های شلوغ، دغدغه های زیاد،هدف های سخت،خستگی های مفرط...به همان روزها که همدیگر را قضاوت میکردیم وبه قضاوت های هم توجهی نمی کردیم.به همان روزها که دنیا اینقدر آلوده نبود،که آلوده بود وحاد نبود ،که آلوده  بود واز آلودگیش نمی مردیم...که دلواپس حال عزیزانمان  بودیم نه جانشان !ما را برگردان به روزهایی که سلامتی اینقدر گریز پا نبود ،که میشد لابه لای همین مشکلات و دغدغه های ریز ودرشت،با خیالی آسوده فنجانی  برداشت ،چایی ریخت ...کنار پنجره ای ایستادودر کمال اطمینان و آرامش نفسی عمیق کشید .که می شد کسی را به آغوش کشید وآرام شد .میشد دستان کسی را گرفت وبدون هراس تمام شهر را قدم زد وغصه ها و درد ها را فراموش کرد .دلمان لک زده برای یک آغوش، یک لبخند ،یک خیال تخت...دلمان لک زده برای یک زندگی آرام و معمولی ...خدایا در آغوشمان بگیر که خسته ایم ...خودت حال زمین را خوب کن 
من فقط  با خودم میگم (( این نیز بگذرد)) اولش که کم میاریم خیلی ناراحت میشیم به مرور زمان ناراح ...

دقیقا منم جدیدا سکوت میکنم و هیچ عکس العملی نشون نمیدم فقط تو خودم میرم که شوهرم خیلی ناراحت میشه

من چالش زیاد داشتم تو زندگیم از بی پولی بگیر تا بیماری 

من با چالشهام رشد کردم

یعنی اولش عصبانی شدم بعد غر زدم بعد حرص خوردم ولی به مرور به راز خلقت پی بردم

من فهمیدم که چون از خداییم و به خدا برمیگردیم پس باید تراشیده بشیم و رشد کنیم و هر کسی با یه سری چالش ها میتونه رشد کنه برای همینه که هر کسی یه سری چالشها داره که شاید با دیگری متفاوت باشه

من فهمیدم که من برای رهایی از جسم و آزاد شدن باید به چندین سوال که هنگام خلقت توی سرنوشتم قرار گرفته جواب بدم که این سوالها همون چالشهای زندگیم هستن

پس در نهایت جواب شما رو دوست دارم اینجوری بدم که

من عاشق زندگی هستم به همراه تمام چالش هاش

من حتما یه روزی جسمم رو ترک میکنم و به انرژی برتر که آفریننده ی منه میپیوندم

ببخشید طولانی شد.

1826
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1762

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

یادت نمیاد

elahe1992 | 31 ثانیه پیش
1914
1492
1933
1909
1872
1763
1931
1919
1927
1766