1428
1389
عنوان

خاطره ي بامزه بگيم حالمون خوب بشه...

222 بازدید | 21 پست

با عمم رفته بوديم مسافرت سوار اتوبوس بوديم عمم در حال چرت زدن بود كه اتوبوس پيچيد و عمم مثل درخت افتاد وسط اتوبوس 😖بعد بلند شده بود ميخنديد ميگفت چي شد؟😄چند تا خانم بودن انقدر خنديدن گفتن تو عمرمون انقدر نخديده بوديم🙈

بقيه خاطراتم +١٨ هستن😁

با اتوبوس رفته بودیم مشهد ببخشید حالت تهوع داشتم معده آمو خالی کردم توو کیسه فریزیر بچه بودم ها بعد نایلون پر پر از پنجره خاستم پرت کنم بیرون باد زد محتویات کیسه فریزیر قشنگ وا رفت صندلی عقبی من که دو تا آقا بودن قشنگ پخش و پلا شد توو صورتشون. ..ببخشید

محتاج صلوات تک تکتون برا آرامش دلم.


مامان باباهای عزیز میدونین پول آپ مای بیبی چیه؟

یک پوشک شورتی نازک و نرم، باقدرت جذب بالا. که کش مخصوص 360 درجه دور کمر آن، آزادی وابتکار عمل بیشتری به دلبند شما می ده

برای اطلاعات بیشتر ما رو دنبال کنید


با اتوبوس رفته بودیم مشهد ببخشید حالت تهوع داشتم معده آمو خالی کردم توو کیسه فریزیر بچه بودم ها بعد ...

استارتر گفته خاطره ای که حالمون خوب شهههه🤮🤮🤮🤮

خواهش میکنم منم تو تاپیکای انفجاری صدا کنیییید 😍😍🏃‍♀️🏃‍♀️
1401

چند روز پیش رفته بودیم روضه چای آوردن برامون یه خانمه قند تعارف کرد بهمون یه خانمه هم اونورتر داشت نقل تعارف میکرد نقلاش از این رنگیا بود طرفشم شیشه ای بود قشنگ از توش معلوم بودن دخترمم توبغلم نشسته بود (۱۹ ماهشه) یهو چشمش خورد ب خانمه با دست اشاره می‌کرد به خانمه میگقت بَیا بَیا 😂😂 شلوغ بود هی قیافشو جدیتر میکرد و صداشو بلندتر میکرد میگف بَیا بَیا 😂😂 (به بیا میگه بَیا)

خاصم چون خودم خواستم 😊 خدایا صبرم ده 😊 من یه دخترم که عاشق پدر و مادرمم 😍 من یه خواهرم که عاشق خواهر و برادرامم 😍 من یه زنم که عاشق شوهرمم 😍 من یه مادرم که عاشق بچه هامم 😍 من یه خاله ام که عاشق خواهرزاده هامم 😍 من یه عمه ام که عاشق برادرزاده هامم 😍 من یه زنم که عاشق خودمم 😍

بایکی ازپسرای دانشگاه دعوام شده بود حواسم نبود رفتم توی دستشویی مردونه وغرمیزدم که پسرا چقدرعوضین .بلدنیستن احترام بذارن .کسی درست رفتارکردن بایه خانوموبهشون یادنداده .اومدم بیرون که توی روشویی دستاموبشورم دیدم چندتامردکپ کرده بهم نگاه میکردن .

یه بارم سرصبح که رفتم مدرسه توی کلاس که رسیدم دوستمودیدخواستم بگم سلام هول شدم گفتم بسم الله الرحمن الرحیم 

Amor mio arash
با اتوبوس رفته بودیم مشهد ببخشید حالت تهوع داشتم معده آمو خالی کردم توو کیسه فریزیر بچه بودم ها بعد ...

اگ میشه پاک کن پستتو

خاصم چون خودم خواستم 😊 خدایا صبرم ده 😊 من یه دخترم که عاشق پدر و مادرمم 😍 من یه خواهرم که عاشق خواهر و برادرامم 😍 من یه زنم که عاشق شوهرمم 😍 من یه مادرم که عاشق بچه هامم 😍 من یه خاله ام که عاشق خواهرزاده هامم 😍 من یه عمه ام که عاشق برادرزاده هامم 😍 من یه زنم که عاشق خودمم 😍

زنگ‌زدم اداره برق که چرا کارمندتون اومده و ظهر پنج شنبه برق مارو قطع کرده؟من تا صبح شنبه چیکار کنم؟

مرده گفتم چهارلیتری داری؟

تا گفت فهمیدم که میخواد دستم بندازه

گفتم چطور

گفت از همسایه ات برق بگیر.

گفتم همسایه ام نیس اما همسایه شما هم حساب میشم الان میام ازت برق میکشم و قطع کردم و مشغول پوشیدن مانتوم شدم

زنگ زد و گفت شما الان زنگ زدین اداره؟!

گفتم اره و الان دارم میام که ازتون برق بکشم

قسم روی قسم که من نگفتم ۴ لیتری.من گفتم پیچ گوشتی چهارپخ فقط چون لکنت زبون دارم شما اینجوری شنیدین


خلاااصه با دست سنگین و احترام و عذرخواهی اومدن برقمونو وصل کردن و رفتن

1394
بایکی ازپسرای دانشگاه دعوام شده بود حواسم نبود رفتم توی دستشویی مردونه وغرمیزدم که پسرا چقدرعوضین .ب ...

منم از این سوتیا مثل آخریه که تعریف کردی زیاد دادم . 

مثلا یه بار دوستم یه چیزی گفت بعد من نصف حرفو تو ذلم زدم آخرشو بلند گفتم اونم همینجوری گیج نگاهم می کرد . یا یه بار داشتم با دوستم حرف میزدم اشتباهی به جای پدربزرگم گفتم پدر شوهرم منو رسوند کلاس بعد انقدر جدی بودم اون خودشم هیچی نگفت .

1387

من برا اولین بار رفتم کافی شاپ نمیدونستم بعضی کافی شاپا تاریکه دوستم درو باز کرد خییلی تاریک بود منم گفتم فاعزه اینجا تعطیله بیا بریم😂😂😂😂دوستم درو بست غش کردیم ازخنده بعد رفتم تو میبینم یه عالمه ادم تو تاریکی نشستن مثلا فضا رویایی بود😂

یه بار تو پاساژ با عمم دنبال دکمه بودیم واسه لباس دخترم چون عمم خیاطه بعد رفتیم تو یه خرازی لباس که در آوردم ببینم چی بش میاد خانمه گفت چقدر خوشکله یه دفعه دخترم گفت عمه حانمم دوزیده  به عمم اشاره می‌کرد هی تکرار هم می‌کرد منظورش این بود عمه خانم دوخته وااای عمم قرمز شده بود از مغازه در اومد نموند تو مغازه 

منم غش کرده بودم از خنده احساس میکنم عمم خیلی دوست داشت دخترمو خفه کنه 🤣

خدایا برا همه داده هات شکر 😍

بچه كه بودم با دخترداييم تو خيابون بوديم و سر خنده افتاده بوديم رفت تو اتاق پرو انقدر خنديد كه تو خودش جيش كرد حالا من وايساده بودم فقط ميخنديدم نميدونستم چيكار كنم..

1331
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1408
1405
1384
1426
1388
1380
1365
1402
1407
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
29
1382
1415
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   loiliol  |  13 ساعت پیش
توسط   مهتاااا  |  7 ساعت پیش
توسط   هانی۷۳  |  13 ساعت پیش