1464
1411
عنوان

رفتار عجیب مادرشوهر(صرفا جهت فان)

| مشاهده متن کامل بحث + 2236 بازدید | 108 پست
سرمه اصل بینایی رو تقویت میکنه. به اصطلاح میگن نور چشم رو زیاد میکنه

مرسی 

سرمه اصل از کجا بخرم و تهیه کنم؟

فقط 32 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
سلطان نکته ی فارسی هسدم در خدمتون  دکتر جانا هستم
مرسی  سرمه اصل از کجا بخرم و تهیه کنم؟

خواهش میکنم من از یه پیج گرفتم خودش سرمه ۴ مغز درست میکنه راضیم

تو نت هم یاد داده چجور درست میکنن

این ریشه های پُر جان در عمق تشنه ی خاک این خانه را بسازند اندیشمند و دل‌پاک
فقط مواظب باش بچه هات نبینن عادی بشه

تمام نگرانیم همینه 

و حتما تمام تلاشمو میکنم 

اگه بخوام یک خلاصه از خودم بگم دوست دارم اینجوری بگم؛ از یک دنیای زیبا و پر از ناز و نعمت پرت شدم تو دنیایی که به خیال خودم مانند کتاب ها قراره رویایی باشه(ازدواج).ولی فهمیدم هیچ چیزی مثل رویاها نیست ،رویاها به همون جای خودشون تعلق دارن و ما داریم تو دنیای واقعی زندگی میکنیم دنیایی که غم داره شادی داره خنده داره گریه داره ،دنیایی که مانند یک ترازو هست گاهی ترازوی غم و گریه سنگین تره و گاهی ترازوی شادی و خنده .بعد از گذشت یک مدت از ازدواجمون با کلی ذوق با همسرم تصمیم گرفتیم یک عضو سوم به رابطه دونفرمون اضافه کنیم یا بقول همسرم یک زیرمجموعه کوچولو 😁...اما دوسال از اون روزا میگذره 😞، تو این دوسال ترازوی غم😔 و گریه😭 و غصه😞 تو زندگیمون سنگین تر بوده و دنیامون رنگش خاکستری شده 💔 ،چونکه زیرمجموعه کوچولوی ما هنوز نیومده ...تو این دوسال تنها چیزی که بغلمون پر کرده فقط مشتی از اوراق: معرفی نامه ها /ازمایش ها /نسخه ها و.. هست و یک جمله تلخ دکتر که تا ابد تو گوشمون هست :شما به صورت طبیعی به هیچ عنوان قادر به بچه دار شدن نیستید. اواخر برج ۱ سیکلiui  شروع کردیم و در کمال ناباوری ۳ روز زودتر از موعدم پریود شدم و توی ناامیدی غرق شدم. تو همون روزها دکترم سیکل میکرو (یا به اصطلاح عموم ivf) شروع کرد ...روزهای سختی میگذروندم سختی من موقعی به اوج رسید که متوجه شدم هایپر شدم و ۱۰ روز بالجبار شرایط بحرانیم بیمارستان بودم و کمترین خواستم مرگ بود، بس که درد داشتم و درد .در اواخر برج ۷ انتقال جنین صورت گرفت و دوهفته بعد در کمال ناباوری جواب ازمایش مثبت دراومد.شیرینی پخش کردیم،قربونی کردیم ،شله‌زرد نذری دادیم و غرق شادی بودیم تا اینکه دوروز بعد ازمایش تکرار کردیم بتا اومد پایین و تکرار دوباره اون نتیجه مشابه داشته .رشد جنین به گفته دکتر متوقف شده بود ...اینبار اینقدر دردش سنگین بود که حس مرگ داشتم و دلم مرگ میخواست.باز هم نشد💔😞 التماس دعا دارم دوستان❤💔

اگه دنبال درمان قطعی سینوزیت حاد و یا پیشگیری از سرماخوردگی کودک خود هستین 

حتما از داروهای گیاهی بیونوریکا آلمان استفاده کنید

تمام نگرانیم همینه  و حتما تمام تلاشمو میکنم

خب ببینن

ما که دیدیم هیچیمون نشد

فقط 32 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
سلطان نکته ی فارسی هسدم در خدمتون  دکتر جانا هستم
خب ببینن ما که دیدیم هیچیمون نشد

وای نه 

اصلا دوست ندارم تو این جو باشن 

اگه بخوام یک خلاصه از خودم بگم دوست دارم اینجوری بگم؛ از یک دنیای زیبا و پر از ناز و نعمت پرت شدم تو دنیایی که به خیال خودم مانند کتاب ها قراره رویایی باشه(ازدواج).ولی فهمیدم هیچ چیزی مثل رویاها نیست ،رویاها به همون جای خودشون تعلق دارن و ما داریم تو دنیای واقعی زندگی میکنیم دنیایی که غم داره شادی داره خنده داره گریه داره ،دنیایی که مانند یک ترازو هست گاهی ترازوی غم و گریه سنگین تره و گاهی ترازوی شادی و خنده .بعد از گذشت یک مدت از ازدواجمون با کلی ذوق با همسرم تصمیم گرفتیم یک عضو سوم به رابطه دونفرمون اضافه کنیم یا بقول همسرم یک زیرمجموعه کوچولو 😁...اما دوسال از اون روزا میگذره 😞، تو این دوسال ترازوی غم😔 و گریه😭 و غصه😞 تو زندگیمون سنگین تر بوده و دنیامون رنگش خاکستری شده 💔 ،چونکه زیرمجموعه کوچولوی ما هنوز نیومده ...تو این دوسال تنها چیزی که بغلمون پر کرده فقط مشتی از اوراق: معرفی نامه ها /ازمایش ها /نسخه ها و.. هست و یک جمله تلخ دکتر که تا ابد تو گوشمون هست :شما به صورت طبیعی به هیچ عنوان قادر به بچه دار شدن نیستید. اواخر برج ۱ سیکلiui  شروع کردیم و در کمال ناباوری ۳ روز زودتر از موعدم پریود شدم و توی ناامیدی غرق شدم. تو همون روزها دکترم سیکل میکرو (یا به اصطلاح عموم ivf) شروع کرد ...روزهای سختی میگذروندم سختی من موقعی به اوج رسید که متوجه شدم هایپر شدم و ۱۰ روز بالجبار شرایط بحرانیم بیمارستان بودم و کمترین خواستم مرگ بود، بس که درد داشتم و درد .در اواخر برج ۷ انتقال جنین صورت گرفت و دوهفته بعد در کمال ناباوری جواب ازمایش مثبت دراومد.شیرینی پخش کردیم،قربونی کردیم ،شله‌زرد نذری دادیم و غرق شادی بودیم تا اینکه دوروز بعد ازمایش تکرار کردیم بتا اومد پایین و تکرار دوباره اون نتیجه مشابه داشته .رشد جنین به گفته دکتر متوقف شده بود ...اینبار اینقدر دردش سنگین بود که حس مرگ داشتم و دلم مرگ میخواست.باز هم نشد💔😞 التماس دعا دارم دوستان❤💔
1517
والا اونو نمیدونم به دومادهای گل بگو نگران نباشن اونهم حل میشه ایشالا ...فعلا با یارانه صفا کنن بعدش ...

انشالله که درست میشه گناه دارن خب

ساحل دلت رو به خدا بسپار خودش قشنگترین قایق رو میاره
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1477
1511
1492
1515
1479
1426
1402
1439
1504
1462
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
29
1506
1483