1507
1411
عنوان

هر کی ی تجربه یا نصیحت از زندگی زناشوییش بگه

| مشاهده متن کامل بحث + 1628 بازدید | 135 پست
من ک قبول ندارم محبت زیاد مرد رو وابسته ات میکنه البته نه اینکه اویزونش باشم ولی غذا با عشق و علاق ...

اصلا وابسته نمیکنه ک پرروترمیکنه توقع رومیبره بالا و طرف فک میکنه وظیفته زن ک زیادمحبت کنه مرد توقعش میره بالا، دیدم ک میگم

پسرم رو میگم پاستیل مامانشه    
+ خودتو خیلی محکم نشون نده خودت باش بعصی ها زیادی خودشونو محکم نشون میدن  یهو میشکنن..  ...

یکی از مشکلام همینه بعضی  وقتا که از ناراحتیام گفتم همسرم زود جبهه گرفت و پشیمون شدم از گفتنم 

گاهی ترجیح میدم ناراحتیم و بروز ندم و خودم حال خودم و خوب کنم

زنی که خرج نداره ارج نداره

دوری و دوستی با خانواده شوهر

شکم و زیر شکم واسه مردها خیلی مهمه 

خودتو دوست داشته باش تا شوهر و بقیه دوستت داشته باشن

مشکلات و اختلافاتتون از در خونه بیرون نره

تحقیر و مقایسه ممنوع مردها کینه به دل میگیرن ازش

مردها عاشق قدردانی و تحسین همسرشون هستن

مناسب‌ترین تورها ویژه فصل پاییز در علی‌بابا

همیشه پس انداز مخفی واسه خودت داشته باش واسه روز مبادا.

درد دلت رو مطلقا به جاری نگو.

ابدا خونه مادرشوهربیش از اندازه کار نکن که واست وظیفه میشه.

شوهرت رو به خودت وابسته کن .


1436
اصلا وابسته نمیکنه ک پرروترمیکنه توقع رومیبره بالا و طرف فک میکنه وظیفته زن ک زیادمحبت کنه مرد توقعش ...

من اصن نمیتونم قربون صدقش برم شاید چندماه ی بار.یا اصن نمیتونم برم جلو بوسش کنم یهو. ولی اون برعکس منه. حس میکنم من محبت کردن بلدنیستم اطرافیانم بهم میگن شوهرت زنگ میزنه یاتوجمع صدات میزنه بگوجانم باهاش خوب حرف بزن ولی من اصن بلد نیستم ب زور سلام.میکنم بهش واقعا دست خودم نیس 

همونlia73 سابقم

این کار کردن خونه مادرشوهر خیلی مهمه،من از دفعه اول ک رفتم دس ب هیچکاری نزدم،الانم ازم توقعی ندارن و وقتی خودم میرم ظرفی چیزی بشورم کلی تشکرمیکنن،😂😂البته خاهرشوهرم ازدواج کرده رفته، دیگه دلم نمیاد همه کارا گردن مادرشوهر باشه اونم جای مادرم❤️

1334
رفتارت عوض کن  من مثل شما هستم  بعد ده سال تو زندگی خودم حس میکننم کاش من اینطوری نبودم

نمیتونم. خیلیم لجبازم چوبشم میخورم همیشه ولی اونلحظه واقعا کنترل نمیشم. شوهرمم دوسدارم ولی محبت کردن بلدنیستم .بعضی وقتا ک محبت کنم بعد چندوقت بهم میکه چیه کارت گیره چیزی شده

همونlia73 سابقم
من اصن نمیتونم قربون صدقش برم شاید چندماه ی بار.یا اصن نمیتونم برم جلو بوسش کنم یهو. ولی اون برعکس م ...

سعی کن قربون صدقش بری سخت نیس. البته اگه واقعا عاشقش باشی. من یهو نصفه شب پا میشم بازوی شوهرمو بوس میکنم فک میکردم اصلا نمیفهمه ولی یه بار گف که چن باری متوجه شده و خیلی خوشش اومده

1403
اره همسر من شکموعه وقتی میرسه خونه همون جلو در بوی غذارو میشنوه میگه صبرکن حدس بزنم چیه😂😂میگم بابا ...

من همسرم شکمو نیست نقطه ضعفش گرسنگیه  گرسنه باشه عصبی میشه

۱_هیچوقتتتتت رازهای دوران مجردیتو ب شوهرت نگو،مخصوصا اونایی ک خودت بی تقصیر بودی حتی اگه بگه راحت باش بگو مال گذشته بوده،بازم نگو مطمین باش یه روز تو سرت میزنه یا هم دیدش بهت عوض میشه یا هم ممکنه با ترحم باهات ادامه بده!!خودم ک تجربه نکردم ولی اینو از اطرافیانممم خیییلی دیدم!!

۲_همین الان اول ازدواج ب شوهرت بگو ک جز سفرهای خانوادگی و دورهمی همیشه سفر دو نفره رو هم یادش بمونه!

۳_ب شوهرت بگو اگه میخوای تا همیشه رابطه منو و خانوادت اوکی بمونه همش زود ب زود هی نگو بریم سر بزنیم،بذار بین دیدارامون فاصله بیوفته ک دلتنگ هم بشیم و یسری حریما حفظ بشن!!چون حتی اگ بهترین هم باشن دیدارای مداوم خستت میکنه ازشون

۴_این مورد خییییییلی مهمه!یجوری ب خانواده شوهرت و خواهرشوهرات اینا برسون بگو ک خییییلی بدت میاد کسی خودش خودشو ب صرف غذا خونمون دعوت کنه،بگو هروقت خودم شرایطم اوکی بود دعوت میکنم!

۵_ب خانواده شوهرت بگو دوست نداری کسی بره تو اتاق خواب وکابینتا و یخچال😑😑البته غیرمستقیم بگو جوری ک مثلا خودت اونا رو جز این افراد فضول نمیدونی 😌

۶_اینم خیییلی مهمه ب شوهرت بگو جز خودمو خودت هیییچ احدی حق نداره کلید خونمون رو داشته باشه و اگه یه وقت خونه نباشیم دوست ندارم کسی بیاد تو خونمون ک ممکنه یه کاری کنه یا کسی رو بیاره و...

۷_ب شوهرت بگو ماهیانه یه مبلغ معین بریزه ب حسابت من خداروشکر تو این مورد راضیم😊


اینایی چیزایین ک خودم باهاشون درگیرم جز اولی ک خداروشکر تجربه خودم نیس

لطفا برای سلامتی عزیزام و مادر شدن آبجیم و زن داداشم صلوات بفرستید
اصلا وابسته نمیکنه ک پرروترمیکنه توقع رومیبره بالا و طرف فک میکنه وظیفته زن ک زیادمحبت کنه مرد توقعش ...

درسته که محبت اندازه داره

ولی من هر وقت به همسرم محبت میکنم و قربون صدقه اش میرم اونم همون محبت و بهم برمیگردونه و کاملا تو  رفتارش میبینم نتیجه شو 


من اصن نمیتونم قربون صدقش برم شاید چندماه ی بار.یا اصن نمیتونم برم جلو بوسش کنم یهو. ولی اون برعکس م ...

من اینقده جلوهمه بهش احترام گذاشتم ک مخصوصا خانواده خودش فک میکردن من از بی شوهری داشتم می مردم ک اینا اومدن منو گرفتن شوهرم هم فک میکرد یه ک و ه ی هست که من اینهمه بهش محبت میکنم ک مبادا ازدست مردمش..درصورتیکه من هم تحصیلات بالاتربود قیافه خوبی داشتم ولی ازهمون اول بخودم احترام نزاشتم 

پسرم رو میگم پاستیل مامانشه    
1514
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1477
1510
1492
1426
1515
1479
1402
1504
1439
1462
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   merbano  |  1 روز پیش
توسط   98fadak  |  2 ساعت پیش
224
1506
29
1483
داغ ترین های تاپیک های امروز