1428
1411

قبل محرم گفت

یه روز درمیان میرم مراسم خالت تا بتونم باهات بیرون بیام و راضی شی

بعد هر روز رفت اونجا

صبح بهش گفتم امروز نرو باهم بریم بیرون حوصلم سر رفته همش خونه ام

بعد با لحنی که دوس نداره و... گفت باشه

منم عصبی شدم اصلا نخواستم بیای 

اونم گفت گفتم که نمیرم منم چون ناراحت شدم دوس نداشت بیاد و.. بداخلاقی کردم

خلاصه گذشت ناهار خوردیم و رفتم خوابیدم

عصر خواهرم بهش یاد میده مگه باباس که میترسی

بیا بریم خونه خاله 

توم بامامانت برو مراسم

مادرشوهرایی که عروستون شکنجه میدین اذیت میکنین میگین حرف حرف شماست وفکرمیکنین کاری باهاش ندارین یادتون نره اونام خدادارن عدالت خداهم هست ازخدابترسین😭☹😕شبا باگریه میخوابم ازاشکهایم که بخدا گلایه میکنن وامانتن بترس


مامان باباهای عزیز میدونین پول آپ مای بیبی چیه؟

یک پوشک شورتی نازک و نرم، باقدرت جذب بالا. که کش مخصوص 360 درجه دور کمر آن، آزادی وابتکار عمل بیشتری به دلبند شما می ده

برای اطلاعات بیشتر ما رو دنبال کنید


1401
اونم گفت گفتم که نمیرم منم چون ناراحت شدم دوس نداشت بیاد و.. بداخلاقی کردم خلاصه گذشت ناهار خوردیم ...

گفته باشه جای تو بودم قهرنمیکردم میرفتم باهرلحنی بگه مادرته

مادرشوهرایی که عروستون شکنجه میدین اذیت میکنین میگین حرف حرف شماست وفکرمیکنین کاری باهاش ندارین یادتون نره اونام خدادارن عدالت خداهم هست ازخدابترسین😭☹😕شبا باگریه میخوابم ازاشکهایم که بخدا گلایه میکنن وامانتن بترس

بعد لباسای مامانمو برد بپوشه منم عصبی شدم به مامانم گفتم مگه نگفتی نمیرم پس چرا میری دروغ میگی

گفت به قران قسم دوس نداذم برم

منمگفتم پس نرو مجبور نیستی بهمن قول دادی

لباس پوشید عصبی شدم گفتم قسم دروغ میخوری به قران 

قران پس بزنه کمرت

1394

دقیق نفهمیدم چی شد ولی فکر کنم مقصر شمایید. مادرها یک عمر بچه داری کردن الان باید روابط دلخواهشون رو داشته باشن . اگر خودش دوست داشت با شما بیاد اوکی ولی اگر تحمیل باشه صحیح نیست

بعد میگه مثل حضرت زینب اواره ام این میگه برو اون میگه نرو

دارم میترکم از حرص

مثل زن و شوهریمبا مامانم چند روز خوبیم بعد یه کاری میکنه گند میزنه اعصابم چند روز ناراحت قهر میشم ازش 

1387

حداقل انتظار داشتم محبت کنه

بگه دخترم میدونم قول داذم میرم به خاطرت امروز زودتر برمیگردم

برای تو هم وقت میزارم

یا بگه امروز هم تحمل کن جبران میکنم

خلاصه یجور دلمو به دست بیاره

اعصابم از دستش خرده.

خواهرم هم گفت ایشالا من بمیرم هیچی بهش نگفت


بعد لباسای مامانمو برد بپوشه منم عصبی شدم به مامانم گفتم مگه نگفتی نمیرم پس چرا میری دروغ میگی گفت ...

آفرین به تو😐😐😐

فقط 10 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
دلیلِ خوشبختیم: 💙پسرم💙  نفسم: 💙پسرم💙 عمرم: 💙پسرم💙 وجودم: 💙پسرم💙 قلبم: 💙پسرم💙 تموم زندگیم: 💙پسرم💙 باوجودِ پسرم، دردونهء وروجــَکــَم ، که یه تار مویِ نازِش به تموم دنیا می‌ارزه ، خوشبخترینِ عالـــَــمـــَـم💙 👶  تیکر تولد داداشِ گل‌پسرم😍👶 خدایا شکرت بابت دوتا دسته گل زیبایی که بهم هدیه دادی💙
مگ چن ساالته ک با مادرت بیرون میری با دوستت برو

نمیزارن

منم حرفم اینه مگه زندانیم همش بمونم خونه

شب بابام کلن نمیزاره بریم بیرون

میمونه روزا روزا هم خودش میگرده

منم انسانم برای منم وقت بزاره

حوصلم پوکیذ از بس موندم خونه تی وی و گوشیو زل زدم دیوار

1339
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1408
1333
1426
1380
1382
1388
1365
1407
1402
224
29
1439
1415