1421
1389

ما خیلی از این خاطرات داریم .

زمانی که دوست بودیم ۳ هفته رفتم مسافرت روزی که اومدم روز زن بود .تو دانشگاه نشسته بودم یکهو دیدم اومد تو باورم نمیشد که دارم میبینمش چون اصلا قرارمون واسه عصر بود  خلاصه جلو حراست دانشگاه پریدم تو بغلش . وای وقتی رفتم تو ماشین پره بادکنک بود و کلی کادو من دیگه از ذوغ مردم .

۲ - خاطره دیگم باز ماله دوران دوستیمونه برام یک تولد مفصل گرفت ولی سوپرایز نبود ولی زمانی که بهم کادومو داد باورم نمیشدچون مثلا ایفون سیکس تازه اومده بود و برام گرفته بود .

الانم که بیشتره اوقات سوپرایزم میکنه .

همین الان که میتونی این امضارو بخونی خداروشکر کن که بهت دو چشم بینا داده

منم شوهرم اوایل بلد نمیتونست سوپرازم کنه چون من گند اخلاق بودم هیچوقت نمیزاشتم هزار تومن زیادی خرج کنه قناعتی بودم خب دستمونم تنگ بود حساب همه ی پولاش رو داشتم تا اینکه ی بار دعوای شدید کردیم گفت من مرد نیستم من زن تو ام 

دیدم راست میگه نمیزارم مردونگی کنه بعد دیگه خودم ی بار سالگرد ازدواجمون سوپرایزش کردم 

شوهرم هم امسال تولدم سوپرایزم کرد



کلینیک ختنه نوزادان تهران اولین و قدیمی ترین کلینیک تخصصی ختنه در ایران 

برای اطلاعات بیشتر درباره ختنه نوزاد اینجا را کلیک کنید



اینقد دوس دارم بدون مناسبت یه چیز کوچیک مثلا یه جفت دمپایی حتی بخره واسم بیاره اصلا هرچی

از رو درآوردم بهشم گفتم ولی اصلا

میگه من میرم بیرون دخترم فقط سهم داره 

من هیچ😳

من نگاه😳

❤یا امیرالمومنین❤ممنونتم
1436

شوهر ندارم

ولی بابای عزیزم یبار روز تولدم بود ابجیم بهش یاداوری کرد رفت کیک خرید با کلی کلاه خوشگل تولد  منم تو اتاق بودم بیخبر یهو صدام زدن با غر و غر رفتم تو پذیرایی دیدم برام تولد گرفتن خیلی خوشحال شدم.. یبارم کوچیک بودم برا تولدم قرار بود از خیلی وقت پیش گوشی بخره تو جشن تولدم هدیه مو با کیک فرستاد بالا انقد خوشگل و با سلیقه کادو کرده بود خیلی ذوق کردم تازه گوشیم از همه مدل بالاتر بود با اینکه سنم از همه کمتر بود  

من یه قانون جذبی ام.  زندگیم تو مشتمه   

شوهره من ی جانی قاتل زنجیره ای  ادمکشه دزده دست بزن داره من وقتی میاد خونه میرم پشت بوم میشینم تا صبح چشماش هر کدوم ی رنگه خیلی خطرناکه پلیس فتا دنبالشه امنیت جانی ندارم میترسم ازش 

فقط 26 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
شما خیلی گلی😊 ولی ما باغچمون دیگه جا نداره😒
1394

یه بارم بابام رفته بود خرید کنه برای کارش بعد شب دیر وقت رسیده بود اونوقتا من اول ابتدایی بودم از خواب بیدار شدیم دیدم تو کل خونه عروسک چیده یه عالمه برامون اندازه یه گونی عروسک خریده بود با اینکه شب دیر وقت رسیده بود و خسته بود ولی میخواس سورپرایز شیم   خیلی خوب بود هنوزم یاداوریش شیرینه

من یه قانون جذبی ام.  زندگیم تو مشتمه   
شوهره من ی جانی قاتل زنجیره ای  ادمکشه دزده دست بزن داره من وقتی میاد خونه میرم پشت بوم میشینم ...

😐😦😳🤐

ای بی بصر  !                                                                        من می روم ؟!                                                                او می کشد قلاب را ...

من عشقم سربازی که بود روز آخرش رفت واسه کاراش الکی بهم گفت چهارماه دیگه واسم زدن و باید وایسم درحال گریه بودم زنگم زد گفت بیا دم خونه منم رفتم اونور خیابون با اون فرم نازش خندید واسم و چشمک زد و رفت چون ازدواج نکردیم نشد بپرم بغلش جلو ملت😂

😐😦😳🤐

اقا من تصمیم گرفتم دیگه شوهرمو تعریف نکنم بعضی از دوستان نی نی سایت ناراحت میشن میگن فازت چیه آدم خوشبختیشو جار نمیزنه حسود نیستناااااا فقط میگن ک نگو زشته

فقط 26 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
شما خیلی گلی😊 ولی ما باغچمون دیگه جا نداره😒
1390

یکی از تولد هام خیلی نامحسوس اجرا کرد و فوق العاده بود اون لحظه... بردم رستوران گردان،خیلی اتفاقی گفت بریم،بعدش گفت کارت پولمو جاگذاشتم ماشین، رفت و برگشت کادوش گوشی بود...خیلی کارشو دوست داشتم بهترین و قشنگترین سورپرایزم بود...بقیه سورپرایزها رو خودش یا دیگران قبلش لو دادن

1364
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1408
1333
1384
1380
1426
1388
1365
1402
1407
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
29
1382
1415
داغ ترین های تاپیک های امروز