1421
1389
عنوان

شما بودید چی کار میکردید بچه ها؟؟؟

228 بازدید | 22 پست

سلام دوستای عزیزم...من ۶ ساله ازدواج کردم و تک دختر هستم و یه دختر ۵ ساله هم دارم...تو این مدت تو شهر خودمون بودیم...الان همسرم به خاطر کارش اصرار داره بریم شهر خودشون...من واقعا نمیدونم چی کار کنم...از یه طرف به مادرم وابسته ام و مادرمم خیلی ناراحته از یه طرف اگه برم نزدیک فامیل شوهر میشم و داستاناشون از طرف دیگه شوهرمم تحت فشار گذاشتتم که دیگه اینجا نمیخوام بمونم....شما بودید چه میکردید؟😓

تو نمتونی کاری کنی چون اون دیگه عزم رفتن کرده

فقط 11 هفته و 2 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
تیکر تولد زندگی مامان💙💙‏بالارفتنِ سن عین کوهنوردیه؛هرچی بالاترمی‌ری نیروت کمترمی‌شه وافق دیدت وسیع‌ترهرکسی باید تو زندگیش یه باباطاهر داشته باشه که بهش بگه: گل سرخم چرا پژمرده حالی؟ بیا قسمت کنیم دردی که داری بیا قسمت کنیم،بیشِش به من ده که تو کوچک دلی، طاقت نداری...💜❤️

تو يه ماماني!

پس وقت كافي براي خريد نداري!

همين الان ليستت رو بچين

و در خونه تحويل بگير

1390

باهاش میرفتم هرچند دوری از مامان واقعا سخته. فامیل شوهر هم بستگی به رفتار خودت داره.

 من خودم درحال حاضر دور از شهر پدر و تو شهر شوهرم زندگی میکنم

جانا دلم ربوده ای فریبانه !
1394

بستگی به شوهرت خانوادش داره ولی نره بمون پیش خانوادت

زندگی زیباست ای زیبا پسند زنده اندیشان به زیبایی  رسند انقدر زیباست این بی بازگشت گز برایش میتوان از جان گذشت .                                                   دوست عزیز مجازی منو ریپلای نکن نظرات ما کاملا متفاوته من دوست ندارم بینمون کدورتی پیش بیاد من فقط نظر خودمو به استارتر میگم اگر از نظر علمی چیزیو غلط گفتم خوشحال میشم از سوادت استفاده کنم اما اگر از نظر عقیده سلیقه با من مخالف بودی منو ریپلای نکن

شما یا باید همینجا بمونی یا بری شهر شوهرت اما نزدیک منظورمان این نیست که بری تو کوچه شون شما اینور شهر اونا اونور شهر بعدشم از اول هر طور برخورد کنی همون عادتشون میشه به نظرم اگه شهرت خوبه همونجا بمون 

من یکساله کل فامیل و خانواده م رو ترک کردم بخاطر شوهرم اومدم گرمای اهواز و ماهشهر رو تحمل میکنم....حتی خانواده شوهرم به شدت مخالف بودن که من همراه شوهرم نیام پیششون شیراز بمونم تا شوهرم انتقالی بگیره بیاد ولی خودم مخالفت کردم اولش سخت بود برام ولی الان خیلی خوشحالم که اومدم چون شوهرم بیشتر از قبل دوستم داره میگه هیچ وقت این ازخودگذشتگیت رو فراموش نمیکنم که همراهم اومدی غربت 

محکوم به زندگی کردن
1387

من باشم که اصلا نمیرم 

ولی تو میگی شوهرت میگه بخاطر کارم مجبورم

چقدر فاصله است بین شهراتون؟و اینکه فرهنگاتون چطوره؟فامیلای شوهرت چه رفتاری باهات داشتن؟

یه دختر گل دارم خدایا خودت حفظش کن  

من و همسرم از دو شهر متفاوت بودیم و برای اینکه روزی روزگاری شوهرم نگه بریم شهر اونا واسه زندگی   ، همون اول یکی از شروط عقد این بود که تعیین محل ز ندگی با من باشه، اینو‌گفتم شاید برای بعضی دخترای مجرد موقع ازدواج مفید باشه 

ولی برای شمااگه شوهرت موقعیت شغلی و مالی بهتری داره قبول کن ولی روابطتت با فامیل همسر و محدود کن  مادرت هم میتونه بیاد سر بزنه و شما هم همینطور 

می رفتم باهاش، پارسال تو همچین موقعیتی بودم شوهرم می خواست بره شهر دیگه گفتم منم میام تازه تنها تنها بودم اونجا هم عرب زبان بودن دوست نداشتم تنها بزارمش

هرکس خودش باید با توجه به موقعیتش تصمیم بگیره

مادرم نمیتونه بیاد بچه ها...پدرم اینجا یه کار کوچولو واسه خودش داره...نمیتونه زندگیشو به خاطر من ول کنه بیاد...چهار ساعت تا شهر ما فاصله داره...خانواده شوهرم بد نیستن ولی خیلی فضولن به نظرم...واقعا نمیدونم چه کنم....میترسم زندگیم بپاشه از هم

1424
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1408
1333
1384
1388
1380
1365
1407
1402
1375
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   a_f  |  2 ساعت پیش
توسط   monirehh  |  1 روز پیش
224
29
1382
1415
داغ ترین های تاپیک های امروز