1345
1341

من وخواهرشوهرم همسایه ایم وپسرش همبازیه پسرمه .دیروز شوهرم گفت با دوستاش خوانوادگی بریم کوه تفریح   منم کلا ازدوستاشو خونوادهاشون خوشم نمیاد گفتم نمیام اونم عصبانی شد وقهرکرد بعد خانوم یکی ازدوستاش زنگ زداصرارکه منتظریم بیایین منم مجبورشدم به دروغ گفتم که دارم بالش هامو میشورم واصلا نمیشه بیاییم.بعدش شوهرمم تواتاق دراز کشیده بود داد زد حیوون چرا دروغ میگی منم یکم بهش فحش دادم بعد اومدم بیرون دیدم پسرم وپسرخواهرشوهرم دارن بازی میکنن که خواهرشوهرم منودید دعوتم کرد به خونش وگفت که تنهام وبیا یکم بحرفیم همینطوری حرف میزدیم که یهو شوهرم اومدتو خواهرشوهرم نزدیک بودزهرترک بشه انقدترسید.بعدشوهرم برگشته بهم میگه تواینجا چیکارمیکنی دو رو دو رو   چهاررو چهاررو.وای بخداپیش خواهرشوهرم شدم سکه ی یه پول اشک تو چشام جمع شد نتونستم بحرفم یعنی بغض نذاشت هستین ادامشو بگم؟

تا حالا به سفر سویس فکر کردی ؟

اگه دوست داری به ژنو تو سویس سفر کنی   

حتما به اینجا سر بزن

1350

چقدددر زشت بزنی شل و پل کنی 👋🏻این بچه ها رو که اسم خودشونو گزاشتن مررد 

بد ترین دعوا ، دعوا با اونیه که سرعت تایپش از تو بالاتره   اون تورو شسته پهن کرده   تو تازه نوشتی احترام خودتو نگه دار   
1288
1364
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1359
29
1365
1366
1349
1340
224
1356
داغ ترین های تاپیک های امروز