1373
1363
عنوان

اصن روم نمیشه هیچ جا برممم خداا

339 بازدید | 20 پست

همیشه چشمام قرمزه صبح که از خاب بیدار میشم وقتی وضو میگیرم دوباره تا شب هیچ جا نمیتونم برم

رفتم دکتر گف حساسیت و ارثیه ی قطره داد ک بعد ی مدت بدتر هم شد

الن دوماهه دکتر گفته شامپو یا صابون یا ژل شستشو هرچیزی برای مو و صورت رو کامل کنار بزار 

هرجا میرم میگن تو ک همش چشمات قرمزه خسته شدم کسی بوده اینجوری باشه درمانی چیزی؟؟

لطفا برای حاجت من یک صلوات بفرستید عشقولیااا  

تو يه ماماني!

پس وقت كافي براي خريد نداري!

همين الان ليستت رو بچين

و در خونه تحويل بگير

1387

داداشم اونجوریه کلی هم دکتر رفته ولی خوب نمیشه که نمیشه

شازده کوچولو گفت :بعضی کارا ، بعضی حرفابدجور دل آدمو آشوب میکنه ...گل گفت : مثه چی ؟شازده کوچولو گفت :  مثه وقتی کهمیدونی دلم برات بی‌قراره و کاری نمیکنی !
1376
من باید خوب بشمممم حتماااا هرجوری ک شده

ایشالا که خوب میشی غذاهای حساسیت زا هم نخور 

عینک آفتابی بزن

شازده کوچولو گفت :بعضی کارا ، بعضی حرفابدجور دل آدمو آشوب میکنه ...گل گفت : مثه چی ؟شازده کوچولو گفت :  مثه وقتی کهمیدونی دلم برات بی‌قراره و کاری نمیکنی !
1226
دختر خاله شوهر منم همینجوره ولی همه جا میره خیلیم سر و زبون داره نکن با خودت اینجوری

من همه میگن چقد چشمات خوشگله ولی حیف همیشه قرمزه 

خودم میرم جلو ایینه دیوونه میشممم

اصن میترسم صورتمو بشورم یا برم حموم چون بعدش افتضاحه 

هر مهمونی یا مجلسی از صبح طرف اب نمیرم ولی اخر یکی میگه وای چشمات قرمزهه

لطفا برای حاجت من یک صلوات بفرستید عشقولیااا  

فقط برو بیمارستان فارابی 


لازم نیست نوبت بگیری برو اورژانسش 

شب هم برو که خلوت باشه

 بی تو عباس رقیه رفت بر اسیری‌اش/ ضربه‌هایی بخورد بر دندان‌های شیری‌اش/ خیزران و سر زینب، سجاد و مریضی‌اش/ شام و رقاصه‌و تشت و صحبت کنیزی‌اش/عباس تا تو رفتی دشمنت نیرو گرفت/ یار زینب دست بر زانو گرفت/تا تو رفتی دست دشمن باز شد/ پای گلچین هم به گلشن باز شد/ تا تو رفتی چشم دشمن شور شد/ گفت سوغاتی ما هم جور شد/ عباس تا تو بودی خیمه‌ها آرام بود/ دشمنت در کربلا ناکام بود/ تا تو رفتی دشمنت شاداب شد/ تا تو رفتی تازیانه باب شد/ عباستا تو رفتی حرمله تحریک شد/ وقت ذبح کودکان نزدیک شد/ عباستا تو رفتی شاه دین بیچاره شد/ مادر اصغر دگر آواره شد/ تا تو رفتی عباس، حرمت زینب شکست/ خاک روی معجر زینب نشست/ تا تو رفتی خیمه بد اقبال شد/ دلبر تو راهی گودال شد/ تا تو رفتی ناله زد هل من معین/ خورد با صورت غریبانه زمین/ ناکسی چکمه به پا خنجر به دست/ آمد و برسینه‌ی مولا نشست/ تا تو رفتی پیرمرد هم شیر شد/ چون عصایش دست او شمشیر شد/ تا تو رفتی گوشها پاره شدند/ دختران بی‌کس و آواره شدند/ تا تو رفتی معجران غارت شدند/ کوفیان همه بی‌غیرت شدند/ تا تو رفتی کوچه سنگ باران شد/ سر به روی نیزه‌ها مهمان شد...               عباس           کوفیان چه شورو هیزند و همه بی‌چشم‌رو/ زینبت را ببرند بازارو کوچه، کو به کو......                       "اَلحَمدُلله الَّذی جَعَل اَعدائَنامِنَ الحُمَقاء" صحیفه‌ی سجادیه      شیعه‌ی حیدری‌ام الحمدالله
1339
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1359
1333
1384
1388
1382
1380
1366
1365
29
1375
پربازدیدترین تاپیک های امروز
1340
224
1385
1356