1345
1341

مام  بابام گف بیاین طبقه بالای ما بشینین خونه ای 270تومن اجاره میدادیمو خالی کردیم اومدیم یه ماه گذشت حالا شروع کرده ک درشید ازاینجا و من نون خور اضافه نمیخامو این چیزا میگردیم دنبال خونه پایین 600پیدا نمیکنیم الان یه ماهه دنبال خونه ایم و هرروزم دارم غر میشنوم ازاین لعنتی بیشعور و هنوزم خونه پیدا نشده ک برم دیگه برنگردم

فقط 2 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
عشقه مامان دلم میخواد این چندوقتم سریع تموم بشه و تو زودتر بیای بغلم ولی انگار این اخریا عقربه های ساعتو نگه داشتن خیلی دوستت دارم کنجدم 💟💟 میشه برا اینکه بچم سالم بیاد بغلم یه صلوات مهمونم کنید
اره ما ساختمونهای نیرو انتطامی هستیم بعد رفتیم واس تحویل سند گفتن سند نمیدیم یا باید پول اجاره زمین ...

خدا لعنتشون کنهههههههه😡😡😡

گر نگهدار من آن است ک من‌میدانم❤شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد❤

اگر به دنبال کاهش وزن هستین 

با کورکومین با سرعت بیشتری وزن کم کن

نوشته فقط کارای جزئیش مونده نوشته پنجره هم نداره فکرکن این خونه 100میلیون بیشترخرج داره

خواستم ی چیزی بنویسم دیدم حرف زیاده ناگفته های زیادی تودلم تلنبارشده ،نمیدونم ازکجاشروع کنم ولی همینقدربهتون بگم بامردی که عاشق هم بودیم ازدواج کردم .اسمش محمده اسم قشنگیه مگه نه؟محمدمن ی مردبه تمام معناست ی آدم مهربون وخوش قلب.درکنارهم ی زندگی خوب وآروم ساختیم کم کم نجواهاشروع شد کم کم دلمون خواست که غیرازخنده های ازته دل خودم وعشقم ی صدای ظریف وبچگونه هم توخونمون باشه ازاون روزا بیش از10سال میگذره هنوزاون صدای ظریف وبچگونه خونمونوپرنکرده بجاش خنده های ازته دل خودمون هم ته کشیده ،بجای دستای کوچیک بچمون تنهایی سفت بغلمون کرده ،غم اومده وتو گوشه گوشه ی زندگیمون جاخوش کرده .ی حسرت عمیق توچشمای محمدم نشسته ویه دردبی پایان توسینه ی خودم .نگاه اطرافیان سنگین شده .من یک زنم که لقب نازاگرفتم زنی که عاشق بچه ست اما دکتراگفتن محاله مادربشی .منو محمدهنوزم عاشق همیم هنوزم دلم که میگیره چشام که پرمیشه سرمومیگیره توبغلشومیگه فدای سرت خانمی منو توهمدیگه روداریم منوتویه روزی تنهاآرزومون این بودکه خانواده هامون اجازه بدن باهم ازدواج کنیم .تواین مواقع خودمولوس میکنم براش میگم تودلت نمیخوادیه دختر چشم رنگی مثل من داشتی؟ی آه میکشه وسکوت میکنه امامن درونم پرازآشوب میشه .من درونم پرازشرم میشه ازشماچه پنهون من سالهاست که شرمنده ی این مردم .سالهاست وقتی نگاه پرازحسرتشدنبال بچه های مردم میدوه من سرتاسروجودم پرمیشه ازشرمندگی .سالهاقبل باهم قرارگذاشتیم بچه دارکه شدیم اگه دختربوداسمشوبذاریم نفس واگه پسربودبذاریم محمدمتین،سالهامیگذره وهرجااین دوتااسم رومیشنویم به هم نگاه میکنیم وناخداگاه هردومون آه میکشیم این دوتااسم برامون ی درد سنگین شد .خیلی سنگین😔😔😔
1350
ای بابا ب قول دوستان دیگه رویا شده خونه خریدن واقعا کارگراهم لطفابرن بمیرن راحت تره


من که راهنماییت کردم

شوهر شما اگه استاد باشه، کارگری معنی نمیده براش

در ضمن حقوق کارگری هم از یک و سیصد بیشتره

1376
من که راهنماییت کردم شوهر شما اگه استاد باشه، کارگری معنی نمیده براش در ضمن حقوق کارگری هم از یک و ...

عزیززززرم بخدا کار نیست نصف قنادی ها توی شهرکرد جمع کردن همینجا که شوهر من رفته تو هفته دوسه روزش تعطیله تازه روزی که تعطیله از حقوقش کسر میشه 

28 متر که خیلی نابوده ارزش خرید نداره 

ولی بگرده میتونه 50 متر اینطورا پیدا کنه 

فقط 2 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
سلام ترانه قشنگ هستی...که اومدی توی دلم نشستی...یه حس خیلی فوق العاده دارم....مثل یه ابرم که می خوام ببارم
اصلا تا حالا رفتی قیمت گرفتی؟! 

شما آپارتمان ۲۸متری پیدا میکنی فقط چون قیمتش ۶۰تومنه ؟؟؟؟؟ حالتون خوبه ؟ آخه ۲۸متر ؟؟؟؟؟ 😑😑😑😑

گر نگهدار من آن است ک من‌میدانم❤شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد❤
1226

فقط قیمتونگاه نکن فقط 28مترمتراژداره تو28مترچجوری زندگی کنه

خواستم ی چیزی بنویسم دیدم حرف زیاده ناگفته های زیادی تودلم تلنبارشده ،نمیدونم ازکجاشروع کنم ولی همینقدربهتون بگم بامردی که عاشق هم بودیم ازدواج کردم .اسمش محمده اسم قشنگیه مگه نه؟محمدمن ی مردبه تمام معناست ی آدم مهربون وخوش قلب.درکنارهم ی زندگی خوب وآروم ساختیم کم کم نجواهاشروع شد کم کم دلمون خواست که غیرازخنده های ازته دل خودم وعشقم ی صدای ظریف وبچگونه هم توخونمون باشه ازاون روزا بیش از10سال میگذره هنوزاون صدای ظریف وبچگونه خونمونوپرنکرده بجاش خنده های ازته دل خودمون هم ته کشیده ،بجای دستای کوچیک بچمون تنهایی سفت بغلمون کرده ،غم اومده وتو گوشه گوشه ی زندگیمون جاخوش کرده .ی حسرت عمیق توچشمای محمدم نشسته ویه دردبی پایان توسینه ی خودم .نگاه اطرافیان سنگین شده .من یک زنم که لقب نازاگرفتم زنی که عاشق بچه ست اما دکتراگفتن محاله مادربشی .منو محمدهنوزم عاشق همیم هنوزم دلم که میگیره چشام که پرمیشه سرمومیگیره توبغلشومیگه فدای سرت خانمی منو توهمدیگه روداریم منوتویه روزی تنهاآرزومون این بودکه خانواده هامون اجازه بدن باهم ازدواج کنیم .تواین مواقع خودمولوس میکنم براش میگم تودلت نمیخوادیه دختر چشم رنگی مثل من داشتی؟ی آه میکشه وسکوت میکنه امامن درونم پرازآشوب میشه .من درونم پرازشرم میشه ازشماچه پنهون من سالهاست که شرمنده ی این مردم .سالهاست وقتی نگاه پرازحسرتشدنبال بچه های مردم میدوه من سرتاسروجودم پرمیشه ازشرمندگی .سالهاقبل باهم قرارگذاشتیم بچه دارکه شدیم اگه دختربوداسمشوبذاریم نفس واگه پسربودبذاریم محمدمتین،سالهامیگذره وهرجااین دوتااسم رومیشنویم به هم نگاه میکنیم وناخداگاه هردومون آه میکشیم این دوتااسم برامون ی درد سنگین شد .خیلی سنگین😔😔😔
28 متر که خیلی نابوده ارزش خرید نداره  ولی بگرده میتونه 50 متر اینطورا پیدا کنه

پیشرفت همینطوریه از جای کوچیکه شروع می‌کنی تا بری بالا

حالا نمیگم این خونه خوبه ولی صد درصد بگردی پیدا میشه

بخدا نیس فقرا و نیس اصلا شوهرم میگه خونه تو شهر کرد با خونه تو تهران برابری میکنه ی سر ل دیوار بزن ب ...

ما شیرازیم نگو ک از اینجا گرونتره

برای خانه همسایه ات هم چراغ آرزو کن.قطعا حوالی خانه ات روشن ترخواهد شد..
1339
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1359
1365
29
1297
1349
1375
1366
1340
224
1356
داغ ترین های تاپیک های امروز