1373
1363

... پست بعدی میذارم همشو نوشتم

خدا جون من هنوز سر قولم هستم از عید غدیر امسال و امروز که اول محرمه همه چشم امیدم به توعه.

سلام :-(

هم خوشحالم هم ناراحتم بعد دوساعتم از بلاک درش اوردم البته ازش خبری نیس ولی دوس دارم سراغمو بگیره بگه میخوامت 

تاپیک قبلیم راجع به دونفر مشورت خواستم 

خب نفر دوم که خواشتگارم بود رو رد کردم فکرامو کردم دیدم اصلا عاقلانه نیس و ریسک موفقیت ازدواجمون خیلی بالا نیس و اصلا نرفتم ببینمش که با سختی و ناراحتی زیادش اونم تموم شد 

نفر اول هم که دیروز دیدمش تو ماشین بهم گفت ببین من خیلی نگرانم برای تو وابستگی پیش بیاد چون واقعا نمیدونم خودم چیکاره ام ..بعد بهش گفتم فقط برای من نگرانی؟! فقط من وابسته میشم تو نمیشی پوستت کلفت شده ؟گفت اره پوستم کلفت شده بعدم گفتم فکر کنم داری بهم هشدار میدی یعنی فردا روزی تهشم هرچی شد تو بهم بگی من که از اولشم بهت گفته بودم هشدار بهت داده بودم خودت توجه نکردی 

بعد گفت وااااای ببین فکراتو من چی میگم تو تا کجا فکر میکنی 

بعدش رفتیم کافه اونجا یهو  ازم یهو پرسید چرا هستی؟منظورش این بود چرا الان با منه!منم کپ کردم دستو پامو گم کردم اولش به شوخی چرت و پرت گفتم که اره خب اینجام چون مامانم منو به این دنیا اورده اما بعدش دیدم اصلا جای شوخی نیس دوباره سوالشو تکرار کردم  بهش حرف دلمو زدم (حرفی که خیلی سالهاااا قبل باید جرات گفتنشو پیدا میکردم )اشک تو چشماش جمع شد که نمیخواستم اشکشو ببینم دستشو گرفتم باهم از کافه زدیم بیرون

فهمیدم که خیلی روحش شکسته فهمیدم که خودشم نمیدونه منو میخاد یا نمیخاد اصن هیچی نمیدونه انگار تو این سالها خیلی روحش زخمی شده هم توسط من هم توسط دخترای دیگه احتمالا! (البته نگفت مستقیم ولی یه چیزایی فهمیدم)

بعدم که توراه برگشت براش مسیج بلندبالا زدم و از تمام حسام گفتم ازش معذرت خواستم بخاطر سالها پیش که بهش بد کردم

اونم گفت اصلا دلش نمیخاد ناراحت باشم حتی یه لحظه و از این حرفا (اینجا توقع داشتم بجا اینکه بهم تکست بده بهم ز بزنه چون بار اولی بود که از احساسم براش نوشته بودم و دلم میخواست خیلی براش اهمیت داشته باشه وقتی رسیدم خونه بهم ز زد که مطمئن شه رسیدم خونه ج ندادم تو دلم پر ازغم بود 

یکم بعد زنگش بهش گفتم رسیدم و بعد هم گفتم شب بخیر که جوابمو نداد خوابش برده بود احتمالا نمبدونم 

 صبح که بیدار شدم دیدم زده سلام صبح بخیر 

بعد زدم بلاکش کردم دوباره پشیمون شدم از بلاک درش اوردم 



خدا جون من هنوز سر قولم هستم از عید غدیر امسال و امروز که اول محرمه همه چشم امیدم به توعه.

به نظرتون منو میخاد ؟

حرفاش نشون دهنده چیه؟

اشکش نشونه چیه؟

ادامه دادنش نشونه چیه

دارم دیوونه میشم 


خدا جون من هنوز سر قولم هستم از عید غدیر امسال و امروز که اول محرمه همه چشم امیدم به توعه.

یکی دیگه از خصوصیات پوشک مای بیبی  تعویض آسان و راحت

برای تعویض پوشک پول-آپ به راحتی می تونین از دوخت کناری، پوشک رو پاره کنید و با استفاده از چسب دورانداز بهداشتی که در پشت  قرار داره اون رو بپیچید و دور بیاندازید.

برای اطلاعات بیشتر به اینستاگرام ما سر بزنید

1350
1376
1226

فازت و از بلاک کردنش و ناراحت شدنت اصلا قابل درک نیست...

من جاش باشم حالا ک جواب سلامم بلاکه اگه جونمم برات بدم هیچوقت ب روت نمیارم و کاری باهات نخواهم داشت...

ایشون هم از اول گفتن ک قصد خاصی ندارن... حالا ناراحت شده اشک داشته... زنگ زده نگرانت شده ب عنوان دوست صمیمی... دوست دختر صمیمی دیدت 🌹

خداسلام.. خدا مرسی.... خدا زود زود ب همه مامانای منتظر نی‌نی بده... دوستان من ی مسئول خرید و حسابدار فروشگاه تره بارم ساعت کاریم ۵صبح تا ۱۲شب.... البته وسطاش هروقت بخوام استراحت میکنم... معمولا ۱۱ظهر میخوابم تا ۱یا۲... من حالم خوبه ب دعاهای شما😘😘😘😘 همین چندساعت خواب برام کافیه... اگه سوال دیگ‌ای دارین تاپیک داستان زندگیم و بخونید🌹🌹🌹😘😘

چرا اینکار رو کردی باهاش؟ اول تکلیفتو با دلت معلوم کن ببین واقعا میخوایش یا نه اگه منتظری یکی تو رو بخواد بهش فرصت بده ببین چه میکنه نه اینکه بلاکش کنی اگه تلاشی نکرد اونوقت با حرف زدن تمومش کن نه با بلاک کردن


چرا اینکار رو کردی باهاش؟ اول تکلیفتو با دلت معلوم کن ببین واقعا میخوایش یا نه اگه منتظری یکی تو رو ...

نمیخواستم بلاکش کنم :( اخه ترسیدم از حرفاش مثه هشدار بود برام ...منتظرشم الانم دلم میخواد برگرده 

  من تکلیفم معلومه اونه که نمیدونه چیکاره اس من تو این شرایط باهاش بمونم خوبه؟


خدا جون من هنوز سر قولم هستم از عید غدیر امسال و امروز که اول محرمه همه چشم امیدم به توعه.
1364
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1359
1297
29
1365
1366
1375
1349
1340
224
1356