1345
1273

سلام 😇👋🏻

امسال نمايشگاه 👩‍👧‍👦مادر ،نوزاد و كودك

با كلي اتفاقات هيجان انگيز منتظرتون هستيم🎈

https://miladfair.com/fa/mbc

https://t.me/mbcfair2019  👈🏻تلگرام

اينستاگرام👈🏻  [email protected]

بزارش سر گاز یکم روغن بریز توش که ته نگیره دائما همش بزن تا ابش بکشه یکمم نمک بزن توش که کپک نزنه

گوجه ات و بده بیرون ابش و بگیرن که صاف کردنم نخواد

اگر خودت بخوای لهش کنی باید بعد از نرم شدم از سبد ردش کنی که صاف شه 

من رو خاکریز باورام وایسادم😎❤💃
1350

بشور بزار خشک بشه ببر بیرون برات آبش را بگیرن

بیار بزار روی شعله گاز همراه یکم روغن و نمک و فلفل تا قل بزنه هفت هشت ساعت سفت که شد خاموش کن و بزار سرد بشه بریز شیشه راحت و کم دردسر

هرکی هرچی دلش میخواد میگه، آخرش میگه من دلم صافه...انگار دل ما فرفریه  

بده بیرون برات تفاله و تخمش رو جدا میکنه ،بعد نمک بزن بزار یه روز بمونه ،البته هر یه ساعت یه بار بهش سر بزن یه وقت نپوسه و همش بزن ،بعدش بزار قابلمه بپزه ،ابش که کاملا بخار شد روغن بزن بهش و بعد بزار سرد بشه ،من ربم رو خیلی سفت برمیدارم واقعا عالی میشه

در این شب سرد و تاریک.زمستانی از تو مینویسم و از تو میگویم ،اری از تو که حتی یادت روشنی بخش لحظه های بی کسیم می شود ،ای غریب شهر غربت کجایی ؟در کدام گوشه ی این شهر به یاد مادرت روضه ی پشت در را زمزمه میکنی ؟کجا نغمه ی ای وای مادرم سر میدهی و با چه کسی درد تنهاییت را تقسیم میکنی ،عزیز جانم فردا جمعه است زماد میعادمان ،میشود صبحدم که چشمان بی فروغم را باز میکنم صورت زیبای تو اولین تصویر پیش روی دیدگانم باشد؟بس است تنهایی ،بس است بی تو زیستن ،حرامم باد ذره ذره ی هوایی که بی تو نفس میکشم ،حرامم باد هر جرعه ابی که بی یاد جد غریبت مینوشم ،صاف و ساده بگویم آقا خیلی دلتنگت هستم ،دنیا پر از غم و.کینه و دشمنیست و تو هنوز نیامدی .راستی اقا صدای زجه ی مادران بی کودک را میشنوی که در فراغ فرزندشان در تب.و تابند ،اقا به جان مادرت به فریادمان برس ،دنیا را اب برد و ما را خواب اما شما که بیداری شما که چشم خدایی ،ببین چقدر بی کس و گرفتاریم ببین چگونه سردمداران ظلم میتازند و می تازند و می تازند...اقا ما بدیم و بی لیاقت اما به خدا این جدایی تاوان خیلی سختیست برای گناه های بی شمارمان ،شرممان باد که اینگونه با دست خود از معشوقمان دور افتاریم ،ننگمان باد که یادمان رفته در گوشه ی این دنیا مردی تنها و غریب از جنس باران و نور در انتظار دعای صبحگاه ماست تا بیابد و بگیرد انتقام مادر جوانش را تا بیاید و پر کند این شهر مرده را از رنگ و بوی زندگی ...جان من بر این کوردل بی لیاقت منت نه تا فردا صبح قبل از دیدن هر چیز و هر کسی روی شما را ببیند و عطر شما رو استشمام کند  ،میخوابم با این خیال که فردا  جمعه،اخرین روز فراغ و جداییست و امیدم به فریاد انا المهدی شماست ،خدایا خیالم را به حقیقتی شیرین و دل انگیز مبدل کن ،امین یا رب العالمین

ما گوجه خا رو خورد میکنیم و نمک میزنیم و میریزیم توی دیگ کوچیک و سرش رو میزاریم و میزاریم تو افتاب تا دوروز بمونه بعد از دورز میریزیم تو ابکش و زیرش ر یه قابلمه میزاریم اونقدر چنگ میزنیم  و فشار میدیم تا گوشت و اب گوجه بریزه تو قابلمه . همش رو یهو نمیریزیم تو ابکش ها . بعد وه این کارمون تمام شد میریزیم تو دیگ و میزاریم رو اجاق گاز تا بپزه و غلیظ بشه . همش با ملاقه هم میزنیم تا تهش نگیره شعلش هم خیلی زیاد نمیکنیم

1334

من واسه اولین بار هفته پیش درست کردم عااالی شد 

البته ۲۰ کیلو بیشتر نبود 

گوجه ها رو شستم ۴قاچ کردم انداختم تو قابلمه بزرگ و یه قابلمه کوچیک آب ریختم زیرشو روشن کردم تا یکم له شن و بشه پوستشو جدا کرد یه سی دقیقه با حرارت کم له که شد بعد تو ضافی ریختم تا تخم و پوستش جدا شن من پشت قاشق میزدم چون داغ بودن اگه هم دادی بیرون ابشو بگیرن که دیگه نصف راهو رفتی و دردسر و کثیف کاری نداره پس تخم و پوستش باید جدا شه تا تلخ نشه 

آب گوجه رو میزاری تو قابلمه بزرگه تا بجوشه سرش باز باشه شعله هم متوسط 

هر یه ساعت یا چهل دقیقه یه هم بزن ۶_۷ ساعت طول می کشه غلیظ شه اون اخرا باید بالاسرش باشی دیگه و هم بزنی 

اون کف اول رو گوجه ها رو جدا کن آخر بهش اضافه کن تا خوش رنگ شه وقتی غلیظ شد و به قل قل افتاد و پت پت کرد و پاشید اینور اونور هم بزن تا ته نگیره 

بعد که از سر و صدا افتاد یکی دوقاشق روغن میتونی بزنی واسه خوش رنگ شدنش و نمک بپاشید من چون عاشق تندی و شوریم یکم فلفل قرمز ریختم وقتی قاشق کشیدی ردش موند امادست 😄

و

1288
ما گوجه خا رو خورد میکنیم و نمک میزنیم و میریزیم توی دیگ کوچیک و سرش رو میزاریم و میزاریم تو افتاب ت ...

ممنون عزیزم. اینجوری مامانمم درست میکنه. ولی من یه فندق هفت ماهه دارم اینجوری خیلی وقت ندارم

ممنون عزیزم اگه یه روز نزارم‌بمونه چی میشه؟

 خواهش میکنم عزیزم،ترشیش کمتر میشه

در این شب سرد و تاریک.زمستانی از تو مینویسم و از تو میگویم ،اری از تو که حتی یادت روشنی بخش لحظه های بی کسیم می شود ،ای غریب شهر غربت کجایی ؟در کدام گوشه ی این شهر به یاد مادرت روضه ی پشت در را زمزمه میکنی ؟کجا نغمه ی ای وای مادرم سر میدهی و با چه کسی درد تنهاییت را تقسیم میکنی ،عزیز جانم فردا جمعه است زماد میعادمان ،میشود صبحدم که چشمان بی فروغم را باز میکنم صورت زیبای تو اولین تصویر پیش روی دیدگانم باشد؟بس است تنهایی ،بس است بی تو زیستن ،حرامم باد ذره ذره ی هوایی که بی تو نفس میکشم ،حرامم باد هر جرعه ابی که بی یاد جد غریبت مینوشم ،صاف و ساده بگویم آقا خیلی دلتنگت هستم ،دنیا پر از غم و.کینه و دشمنیست و تو هنوز نیامدی .راستی اقا صدای زجه ی مادران بی کودک را میشنوی که در فراغ فرزندشان در تب.و تابند ،اقا به جان مادرت به فریادمان برس ،دنیا را اب برد و ما را خواب اما شما که بیداری شما که چشم خدایی ،ببین چقدر بی کس و گرفتاریم ببین چگونه سردمداران ظلم میتازند و می تازند و می تازند...اقا ما بدیم و بی لیاقت اما به خدا این جدایی تاوان خیلی سختیست برای گناه های بی شمارمان ،شرممان باد که اینگونه با دست خود از معشوقمان دور افتاریم ،ننگمان باد که یادمان رفته در گوشه ی این دنیا مردی تنها و غریب از جنس باران و نور در انتظار دعای صبحگاه ماست تا بیابد و بگیرد انتقام مادر جوانش را تا بیاید و پر کند این شهر مرده را از رنگ و بوی زندگی ...جان من بر این کوردل بی لیاقت منت نه تا فردا صبح قبل از دیدن هر چیز و هر کسی روی شما را ببیند و عطر شما رو استشمام کند  ،میخوابم با این خیال که فردا  جمعه،اخرین روز فراغ و جداییست و امیدم به فریاد انا المهدی شماست ،خدایا خیالم را به حقیقتی شیرین و دل انگیز مبدل کن ،امین یا رب العالمین
1331
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1344
1330
1305
1297
1298
1275
1295
29
1349
1294
1340
224
1347