1351
1341

من دوران نامزدیم خونه مادر شوهرم زیاد میرفتم چون دوستم داشتن خیلی مشکلی باهاشون نداشتم مثله خانوادم خودم دوستشون داشتم اونا هم همینطور ولی یه مشکلی که بود مادر شوهرم حساس بود به اینکه کنار هم بخوابیم کاری نکنیم میگفت باید تا شب عروسیت دختر باشی که از هم سرد نشین حالا من میذاشتم پای دلسوزیش.یادمه یه شب با همسرم تو اتاق خوابیده بودیم داشتیم بوس میکردیم یهو مادر شوهرم درو باز کرد همسرم هول شد از رو تخت افتاد وای انقد خندیدم کل خونه بیدار شدن ولی طفلک شوهرم خیلی خجالت کشید هیچوقت این خاطره یادم نمیره😂😂😂😂

شما هم تعریف کنین از خاطرات خونه مادرشوهر

من بابام اجازه نمیده خونه شوهرم اینا بخوابم

فقط 26 هفته و 2 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
عـــ💓ـــشق ینی چشــــ👀ـــمات ینی حسی(😍✨)که نگاهِ تو به قلبم داد 💗ای همه دنیـــ🌏ــام اون نگاه تو اخه بد کاری دستم داد🍃💍💎

من که الان نامزدم هیچوقت دوست ندارم شب خونه مادرشوهرم بخوابم میرم یه سر میزنم میام

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت                  بیچاره از این عشق فقط سوختن آموخت

توو این سایتایی که میشه خونه و ویلا آنلاین رزرو کرد برای مسافرت دنبال یه جای خوب و تمیز بودم

خیلیها رو گشتم آخر از جاجیگا گرفتم

پشتیبانیش خوب بود و ضمانت تحویل هم دارن

از اینجا یه سر بهش بزنین اگه می خواین مسافرت برید

1350
من که الان نامزدم هیچوقت دوست ندارم شب خونه مادرشوهرم بخوابم میرم یه سر میزنم میام

وا من انقدر خونشون بودم که برادر شوهرام بهم میگفتن چتر (شوخی)

خیلی هم راحت بودیم ار همه لحاظ

اگه حرف وزن نداره ـپس چه جوری کمر آدم را میشکونه؟   
1307
بیایم رختخواب پهن کنیم که چی بشه؟؟؟ معلوم مریضی  اوج خلاقیتتونم همینه که تواتاق بودیم و مشغول ...

اولا مریض شمایی که توهین میکنی دوما من خودم خاطره تعریف کردم قسمت خنده دارشو گفتم حرفی نزدم که بخواد بد باشه جنبه نداری نیا تو کسی ازت دعوت نکرده

مامانش خیلی فوضول بود یه بار درو باز کرد اومد تو ما دو تاهم لخت بودیم لا پتو 

همینجور اومد نشست ننش شوهرم اعصابش خورد شد منکه از لاپتو تکون نخوردم شوهرم لخت از زیر پتو پاشد شروع کرد لباس پوشیدن ننش داشت اب میشد🤣

منم اصلا به روی خودم نمیاوردم 

تازه شرت و کرم هم وسط اتاق افتاده بود🤣🤣🤣

فقط 20 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
الهی به امید تو❤
1308

من خونه مادرشوهرم خیلی کم میرم دوست دارم کمتر برم حرمتا حفظ شه سنگین تر باشم

ولی وقتایی که میرم تو تحریم کاملیم😂😂😂😂

مادرشوهرم که اصن اجازه تنهایی نمیده😠

خواهرشوهرمم تا صبح حواسش بهم هس😐😐😐

آخه خیلی حساسن رو این چیزا

یه شب به بهونه آب خوردن رفتم آشپزخونه نامزدمم آشپزخونه بود کلی همو بوسیدیم دزدکی بود چسبید😂😍

عوضش خونه خودمون خیلی راحتیم مامان بابام به روز فکر میکنن...شبا هم با هم میخوابیم وآی آی😍😍😍😍😍🙊

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم    
مامانش خیلی فوضول بود یه بار درو باز کرد اومد تو ما دو تاهم لخت بودیم لا پتو  همینجور اومد نشس ...

یا خدا 😂😂😂😂😂😂

گاهی‌گمان‌نمی‌کنی‌ولی‌خوب‌می‌شود/گاهی‌نمی‌شود‌که‌نمی‌شود‌که‌نمی‌شود/گاهی‌بساط‌عیش‌خودش‌جور‌می‌شود/گاهی‌دگر،‌تهیه‌بدستور‌می‌شود/گه‌جور‌می‌شود‌‌خود‌آن‌بی‌مقدمه/گه‌با‌دو صد‌مقدمه‌ناجور‌می‌شود/گاهی‌هزار‌‌دوره‌دعا‌بی‌اجابت‌است/گاهی‌نگفته‌قرعه‌به‌نام‌تو‌می‌شود.
1335
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1344
1330
1305
1298
1275
1297
1349
29
1295
1294
1340
224
1347