1345
1273

خب برای من خیلی سخت بود . اون موقع دیگه فوق لیسانسم رو هم گرفته بودم و هیچ تغییری در شرایطم ایجاد نشده بود .. یه آزمون دادم بین 400 نفر در سطح کشور شدم نفر اول. شرکت یه لوح تقدیر به من داد و اسمم رو زد تو سایت و بهم افتخار کرد ... اما پست و ارتقاعی در کار نبود ..

 من دلزده شده فهمیدم اینجا جای رشد من نیست ...

#چالش هر کاربر- هر هفته - یک تاپیک مفید #


با چیکادو  بهترین هدیه را برای عزیزان خود ساده ، سریع و هوشمندانه انتخاب 

و در قرعه کشی های دوره ای چیکادو شرکت کنید.


شروع  کردم به آزمون استخدامی دادن . سرچ کردن تو سایت سنجش .. ای استخدام .. بیشتتر از 5 تا آزمون استخدامی دادم  و فقط یکیش رو قبول شدم ...

#چالش هر کاربر- هر هفته - یک تاپیک مفید #
1350

توجه داشته باشید این آزمونی که من قبول شدم فقط یک نفر نیرو میخواست .. اما به جای مایوس شدن گفتم چرا من اون یه نفر نباشم روزها و شبها خوندم .. مطالعه کردم .. قبول شدم و بین سه نفر مصاحبه هم اول شدم .. یه هفته رفتم و دیدم اونجا عجب افتضاحی هست از نظر کاری .. بنابراین نرفتم و برگشتم سر کار قبلیم ....

#چالش هر کاربر- هر هفته - یک تاپیک مفید #

دوباره آزمون دادم آزمون دادم  ..و توی آزمون یه وزارت خونه  بلاخره قبول شدم ... جالبه بدونین اونجا هم یک نفر نیرو توی رشته ی من میخواست ... دو سال مصاحبه ، گزینش و... طول کشید .. و من بلاخره 1/5/98 رفتم سر کار جدید ...

 روز اولی که رفتم ..مدیر من برد داخل اتاق گفت آقای فلانی پاشو این خانم بشینه .. آقا من دیدم این آقا اصلا عجیب خوشحال شد .. وسائلش رو جمع کرد ... همش مگفت خوش آمدین خانم خوش آمدین .. اون موقع باید دوزاری من می افتاد که نیافتاد .

#چالش هر کاربر- هر هفته - یک تاپیک مفید #
1348

من وارد یه سازمان بی در و پیکر شده بودم ... روی میز من پر از پرونده های انجام نشده بود ....  کلی ارباب رجوع داشتم در حالی که هیچ کس کار رو به من یاد نداده بود .. میزدم تو سر خودم تو سر پرونده های مشابه تا بلاخره می فهمیدم باید چه کار کنم..

 ..روزها و شبهای سختی رو کشیدم .. بارها حس تحقیر بهم دست داد ... با رتبه سه رقمی کارشناسی و ارشد .. این سازمان اینقدر بی در و پیکر هست که خودم باید مثل نامه رسون نامه هام رو میبردم سازمان دیگه ... روزی ده نفر سرم داد میزدن به خاطر پروندهاشون که عقب افتاده بود و اونها نمیدونستن از کی باید شاکی باشن .

#چالش هر کاربر- هر هفته - یک تاپیک مفید #

 نگم از سختی هایی که کشیدم .. از اینکه یک روز کیفم رو برداشتم و گفتم میرم از این خراب شده .. اما نیاز مالی اجازه ندااد ... یه روز رفتم واحد بغلی با یکی از همکارا صحبت کنم . یهو زدم زیر گریه .. اوقدر گریه کردم جلوی سه تا مرد و زن غریبه .. کلی خجالت  کشیدم یکی از آقایون که بسیار با تدبیر و مودب هست برام دستمال کاغذی اورد و حرفی زد که  خیلی برای من تاثیر گذاشت.. گفت" دخترم مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش "...  ...

#چالش هر کاربر- هر هفته - یک تاپیک مفید #

 الان که با شما صحبت میکنم بیشتر از یک سال از اون روز ها گذشته .. سخت ترین روزهای عمرم رو گذروندم .. اما به آرامش رسیدم .. واحد منظم شده ارباب رجوع ها رضایت دارند . الان من  پست گرفتم و مسئول واحد سه نفره ی خودمون هستم ..  چیزی که هرگز سال گذشته بهش فکر نمیکردم ..

 روز اولی که اومدم اینجا یه خانمی چیزی بهم گفت که دلم شکست " تو اینجا چکار میکنی ؟ اینجا جای پیشرفتی نیست ..." و هفته ی گذشته این خانم به من تبریک گفت به خاطر مسئولیتم

#چالش هر کاربر- هر هفته - یک تاپیک مفید #
1226

اینها رو نگفتم که بگم ببینین من چه خوبم .. خواستم بگم سختی ها میگذرن .. همه چیز از اول خوب نیست ...  این پروسه ده سال برای من طول کشید .. سال های اول واقعا درامدم  کفاف زندگی رو نمیداد الان اوکی هست .

#چالش هر کاربر- هر هفته - یک تاپیک مفید #
1331
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1344
1330
1305
1298
1297
1275
1349
1294
29
1295
1340
224
1347