1373
1341
عزیزم برا سیسمونیش سبد و کریر تریکو خواستی درخدمتم

کریر هم خودت درست می‌کنی عزیزم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم  نگران فردایت نباش _خدای دیروز و امروز ، خدای فردا هم هست._ما اولین بار است بندگی میکنیم ولی او بی زمانی است که خدایی میکند ! _ اعتماد کن به خدایی اش …
عزیزم تو راهه

وای من خیلی ذوق میکنم واس سیسمونی دلم میخواد واس بچم سنگ تموم بزارم ،عزیزم ایشالا سالم به دنیا بیاد

در و وا کن ممدم در و وا کن ممدم میخوام بیام به دیدنت تا بگم دوستت دارم قربون عطر پیرهنت             با تشکر از niloofar_27

مناسب‌ترین تورها ویژه فصل پاییز در علی‌بابا

1379
خدایا یه پسر دادی بهم یه دخترم بده😍😍😍وای خدا عاشق این وسایل اشپزیام😍😍همه چی خوب برا دختراس پسرا ...

منم دوتا پسر دارم ولی پسرم خیلی از این وسیله آشپزیا دوست داره براش یه سرویس کامل خریدیم لباسشویی وجارو برقی و...هم داره😄

1376
بچه ها تو ى سنى اينجورين ديگه ايشالا سالم باشه پسرتون

مرسی گلم😘😘😘همچین گل پسر شما

فرزندم، دلبندم، عزیزتر از جانم از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم... امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آغوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها و سالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم... شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...! این روزها فهمیدم باید از تک تک لحظه هایم لذت ببرم....
بچه ها دعا کنید منم دختر دار بشم از ته دلم میخوام دعا کنین خدا صلاح بدونه استاتر موقع زایمان اسم منم ...

شما قول بده ناز فاطمه نذاری انقدر دعا میکنم که نگو

فقط 6 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
1378
1339
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1359

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

خانه داری

hadis303 | 23 ثانیه پیش

درددل

74angel73 | 27 ثانیه پیش
1365
1297
29
1349
1366
1375
1340
224
1356