1373
1363

دیگه خسته شدیم ازتاپیکهای گلایه ای وغمگین.         من خودم یه بارباپسرعموهام وزناشون نشسته بودیم اولای پاییز بودوتوزمیناآتیش درست کرده بودیم وهمه نشسته بودیم ویه دفعه نمیدونم چی شدصحبت این شدکه دستگیره درسته یادستغوره.که زن یکیشون گفت دستغوره درسته مامانم همیشه میگه دستگیره زشته نگین وهمه هم تاکیدکردن یه دفعه منه احمق بلند گفتم حالامثلادستککیره کجاش زشته😐😟یه دفعه همشو😟ساکت شدن حتی شوهرم سرشوبلند نکردیعنی همینجورکه یه چوب دستش بودونگاه اتیش میکردیه دفعه چوبش وایسادنگاشم همینجوردوخته شده بودبه اتیش خلاصه جوخیلی سنگین شده بودکه یه دفعه یکی ازپسرعموهام که خیلی پررووشوخه گفت دستکیره نه ودستگیره 😣همینوکه گفت صدای خنده یهمشون رفت هوا😂😂اماشوهرم همچنان نگاش به اتیش بودواینجوری😥

یکی دیگه از خصوصیات پوشک مای بیبی  تعویض آسان و راحت

برای تعویض پوشک پول-آپ به راحتی می تونین از دوخت کناری، پوشک رو پاره کنید و با استفاده از چسب دورانداز بهداشتی که در پشت  قرار داره اون رو بپیچید و دور بیاندازید.

برای اطلاعات بیشتر به اینستاگرام ما سر بزنید

1350

من خودم با مربی آموزش رانندگی داشتم بعد میگف برا دنده عقب باید دست پشت صندلی شاگرد باشه و ب عقب نگا کنی!منم صندلیم جلو بود مربی هم صندلیش خیلی عقب !همینجور ک دستمو گزاشته بودم دیدم صدای نوچ نوچ میاد یهو نگا کردم دیدم دستمو از اول تا آخر گزاشتم رو شونش دنده عقب رفتم!دیگه مونده بودم چجوری خودمو کنترل کنم از خنده

یبار به برادر شوهرم سر یه جریانی گفتم بیا خونمون ما یه کلاغ داریم سیگار میکشه من منظورم اون چیزه نبودا ولی هم منحرف اون بدترین حالت ممکنو برداشت کردن هیچی دیگه جو سنگین شد شوهرمم بعدش دعوام کرد 😬

1376

خانواده شوهر من وقیحن این چیزا بینشون شرمآور نیست

ولی خانواده خودم به شدت حریم داریم

یبار داشتم برای داداشم جوک تعریف میکردم خودم نکته انحرافیشو نگرفته بودم قبلش 

موقع تعریف یادم اومد آخرش کلمات تو دهنم ماست شدن😕

داداشم😐

نکته انحرافی جوک😉

طرز بیان من آخرای جوک😳

زندگی مساله در اختیار داشتن کارتهای خوب نیست بلکه خوب بازی کردن با کارتهای بد است .گابریل گارسیا مارکز

من ببار تو جمع فامیل اومدم بگم کت آتیلا پسیانی گفتم ک## آتیلا پسیانی.... همه سکووووووت محض کردیم ، شوهر دوستم خفه شد غذا تو‌گلوش موند از خنده، کارش به تنفس مصنوعی رسید داشت میمرد 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

خانواده شوهر من وقیحن این چیزا بینشون شرمآور نیست ولی خانواده خودم به شدت حریم داریم یبار داشتم بر ...

وای منم یه بار داشتم برای مامانم یه جوک میخوندم بعد تا وسطاش خوب بود دیدم بعدش ناموسی داره میشه نمیدونستم چطور جمعش کنم همینجوری میگفتم اممم 😂😂

غلتی بزن زمانه !به پَهلویِ دیگرت... روز ها میگذرد و روز به روز دلتنگی من مثل خنجری عمیق و عمیق تر به روح من ضربه میزند کاش که بیایی و این خنجر را از روحم بیرون بکشی #b
وای منم یه بار داشتم برای مامانم یه جوک میخوندم بعد تا وسطاش خوب بود دیدم بعدش ناموسی داره میشه نمید ...

وای خیلی بدههههه

تازه این داداشمم اهل خنده و مسخره بازیه یک نگاه عاقل اندر سفیه انداخت و سرشو تکون داد😳

زندگی مساله در اختیار داشتن کارتهای خوب نیست بلکه خوب بازی کردن با کارتهای بد است .گابریل گارسیا مارکز
1226

یه بارم رفتم رو حیاط دستام میشستم روز بود ساعت ۵ بعد از ظهر بعد اونروز فکرم مشغول بود بلند شدم داشتم میومدم داخل همش می گفتم من یه کاری نکردم بعد حالا فکر کنید صدای شرشر آب میومد بعد گفتم آهان لامپو خاموش نکردم بعد رفتم لامپ بزنم دستم رفت رو کلید متوجه صدای آب و روز بودن شدم😑😐

غلتی بزن زمانه !به پَهلویِ دیگرت... روز ها میگذرد و روز به روز دلتنگی من مثل خنجری عمیق و عمیق تر به روح من ضربه میزند کاش که بیایی و این خنجر را از روحم بیرون بکشی #b
یه بارم رفتم رو حیاط دستام میشستم روز بود ساعت ۵ بعد از ظهر بعد اونروز فکرم مشغول بود بلند شدم داشتم ...

فکر مشغولی خیلی بده 

من یبار داداشم آب میخواست لیوان و بردم برای بابام😐

بابام دعوام کرد

گفت حواست کجاست😧

زندگی مساله در اختیار داشتن کارتهای خوب نیست بلکه خوب بازی کردن با کارتهای بد است .گابریل گارسیا مارکز
یه بارم رفتم رو حیاط دستام میشستم روز بود ساعت ۵ بعد از ظهر بعد اونروز فکرم مشغول بود بلند شدم داشتم ...

درصد شرم آوریش بالا بود سانسورش میکردی خووووووو  

فقط رو خودت حساب کن  
فکر مشغولی خیلی بده  من یبار داداشم آب میخواست لیوان و بردم برای بابام😐 بابام دعوام کرد گفت ...

آره واقعا 👌یه بارم نون هارو میخواستم بزارم فریزر داشتم میزاشتم تو جای ظرفها کنار بشقابا😐واقعا انگار آدم میره یه دنیا دیگه

غلتی بزن زمانه !به پَهلویِ دیگرت... روز ها میگذرد و روز به روز دلتنگی من مثل خنجری عمیق و عمیق تر به روح من ضربه میزند کاش که بیایی و این خنجر را از روحم بیرون بکشی #b

با دوستم یک مجلسی دعوت بودیم

بعد یکی از دوستان مشترکمون خیلی وقت بود ازدواجیده بود اون خبر نداشت

بعد حرف اون دوست مزدوجم شد با آشناها

همین دوستم برگشت گفت مگه فلانی ازواج کرده؟!!!

 منم اومدم بگم این دیگه چقدر بی خبره

گفتم این دیگه چقدر خرابه

جلوی مامانش و دخترعموهاشو و زنعموش

بعدش دیگه تو افق محو شدم😖😖😖

ما را به سخت جانی خود،این گمان نبود  
1364
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1359
1297
29
1365
1366
1349
1375
1340
224
1356
داغ ترین های تاپیک های امروز