1345
1341

این خاطره رو عمه ام برام تعریف کرده وقتی هفت سالش بوده یه برادری داشته که  همون عموی من میشه اون موقعها عمه ام هفت ساله بوده و خیل به برادرش وابسته بوده عموی منم هیجده سال داشته و بیماری رماتیسم قلبی داشته خیلی پسر خوب و مومن و باهوشی بوده و همه خیلی دوستش داشتن خلاصه عمه ام میگه یه روز میاد بهم میگه انگشت شصت دستت رو سیاه می کنم بهش نگا کن یه اقایی میاد بهش سلام کن و ازش بپرس چند روز و جوابشو بهم بگو عمه ام میگه یه آقایی رو می بینم بهش سلام میدم و می پرسم چند روز اونم با دست سه رو نشون میده عمه ام میگه بر می گردم بهش میگم گفت سه روز میگه اشک تو چشماش جمع میشه و بعد سه روز فوت میکنه این خاطره عمه ام خیلی برام جالب بود 

من ایمان دارم خدای مهربون به ما فرزندی سالم وصالح می دهد و همسرم عاشقونه منو دوست داره تا ابد خدایا شکرت

مناسب‌ترین تورها ویژه فصل پاییز در علی‌بابا

1350

به نظرم عموم یه علمی می دونسته که تونسته با اون دنیا ارتباط برقرار کنه و زمان مرگش رو بدونه عمه من حالا حدود هفتاد سالشه ولی این خاطره خیلی برام جالب بود 

من ایمان دارم خدای مهربون به ما فرزندی سالم وصالح می دهد و همسرم عاشقونه منو دوست داره تا ابد خدایا شکرت

دختر داییم فوت شد 😔جوون بود مشکوک ب قتل هم بود البته

بچه هاش رو لای برگ گل بزرگ کرد اینقدر روشون حساس بود 

به همه میگفت اگه من مردم نذارین شوهرم بچه هامو ببره روستای پدریش اونجا مواظبشون نیستن 

یه چند ماه بعدش 

خاله ی دختر داییم خواب میبینه پسر کوچیک دختر داییم که دو سالشه سرما خورده و دختر داییمم ناراحته میگه سینام سرما خورده 😔

بیدار میشه زنگ میزنه به زن دایی من میگه شما خبر ندارین از بچه ها ؟ فلانی اومده تو خوابم خیلی ناراحت بوده 

زن داییمم زنگ میزنه روستای پدری شوهر دختر داییم میفهمه که سینا واقعا سرما خورده و مریضه😔😔😔😔

منم قبلن چشام سگ داشت🙂🙂 اما ب مرور رفت تو اخلاقم😑😑😑😂😂😂😂میون جوشام یه دونه صورت زده که اونم تا چند وقت دیگه از بین میره 😕😕😕😕_به نظر من عشق از غرور بالاتر هستش مثلا خود من بار ها شده که بخاطر عشقی که به لواشک داشتم غرورمو زیر پا گذاشتم و گفتم تو رو خدا یه تیکه شم به من بدید        _تمام قند های توی دلم را آب کردم ... برای تویی که چایت را همیشه تلخ میخوری ... خاک بر سرت😑😑     کوتاه ترین جمله ی جهان مربوط به کرمانیاس:(قَ هَ)=(آیا در خانه قند هست)😂😂😂😂😂                        _آدما کلن چهار دسته ان :یا مَمَدن یا فاطمه یا زهران یا علی بقیه دوستای اینان😅😅😅😅😅😅😅 (توی نی نی سایت یاد گرفتم که هر کسی هر جور دلش میخواد قضاوت میکنه و هر حرفی که دلش میخواد میزنه دوست عزیزم اگه نظرت مخالف منه ریپلی نکن سعی میکنم جوابتو ندم اما اگه رو اعصاب راه بری قول نمیدم که .... 🙂) دوستتون دارم😊❤🌹
چقدر باورش سخته واقعا

آره خیلی عجیبه ولی عمه من سنی ازش گذشته و همیشه این خاطره رو تعریف میکنه خیلی برادرش رو دوست داشته ظاهرا اون از هر نظر آدم کاملی بوده و پدربزرگ ام روش خیلی حساب باز کرده بود دلیلش که رو انگشت عمه ام رو سیاه کرده این بوده که این کار باید رو یه فرد نابالغ انجام بشه به نظرم چون بچه ها پاک و معصوم هستن بیشتر از اون نظر بوده

من ایمان دارم خدای مهربون به ما فرزندی سالم وصالح می دهد و همسرم عاشقونه منو دوست داره تا ابد خدایا شکرت

نمیدونم اینم عجیب باشه یانه ولی تعریف میکنم

دخترم که تازه به دنیا اومده بود خونه مادرم بود و چون تابستون بود مامانم گهواره دخترمو دقیقا گزاشته بود زیر پنجره اتاق، دخترمم توش خواب بود خودمم خواب بودم تو عالم خواب دیدم یه آقای اومد بهم نزدیک شد صدام کرد گفت پاشو پاشو بچتو بغل کن پاشو بچتو نجات بده منم هول از خواب پریدم سریع رفتم تو اتاق بچمو بغل کردم باور کنید هنوز پامو از در اتاق نزاسته بودم بیرون یه دفعه یه توپ فوتبال فوق العاده سنگین با ضرب خیلی شدید خورد تو شیشه شیشه خورد شد و همش ریخت تو گهواره دخترم اصلا نفهمیدیم اون توپ از کجا اومد چی شد صاحبش کی بود ولی مطمئنا اگه اون توپ با اون ضرب میخورد تو سربچم یا اون شیشه خرده ها میریخت روش خدا میدونه چه بلایی سرش میومددمامانم هنوزم میگه اون معجزه خدا بود

                                                       💜رابطمون خوبه باهم اون رو به راهه منم روبراهم💜
1376
دختر داییم فوت شد 😔جوون بود مشکوک ب قتل هم بود البته بچه هاش رو لای برگ گل بزرگ کرد اینقدر روشون ح ...


آخی الهی بگردم مادر اون دنیا هم که باشه قلبشم که مرده باشه بازم عشق بچش توشه و نگرانشه اشک تو چشام جمع شد خدا بیامرزدش😔😔

                                                       💜رابطمون خوبه باهم اون رو به راهه منم روبراهم💜
نمیدونم اینم عجیب باشه یانه ولی تعریف میکنم دخترم که تازه به دنیا اومده بود خونه مادرم بود و چون تا ...

من به معجزه اعتقاد دارم 

من ایمان دارم خدای مهربون به ما فرزندی سالم وصالح می دهد و همسرم عاشقونه منو دوست داره تا ابد خدایا شکرت

من ک مادر بزرگ بیچارم..همیشه میگفت ی چیزای مث بچه جن یا شیطون میان دور و برم نمیرارن بخوابم.مامانم اینا ی اتاق براش تو حیاط زده بودن.از حرفاش میترسیدیم.حتی میگفت میخاستن ی تعداد شیطون بودن باهام رابطه داشته باشن.البته بعضی وقتا گربه هم میرفت تو اتاقش.یا دم در اتاقش میخابیدن بنده خدا خیلی دس این شبطونا ناراحت بود ک نمیزارن بخابه.حتی ب مامانم میگفت پایینم..تمیز کن  ی وقتای رابطه دارم..یا اخرای مرگش میگفت من شوهر کردم ی مرد میاد تو اتاقم پیشم.

1226
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1359
1297
29
1365
1366
1375
1349
1340
224
1356