1735
1714

مبارکه عزیزم

فقط 27 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
خدایا شکرت منو ببخش بخاطر ناشکریام تحمل من کم بود و صبر تو زیااااااد خداجونم تو خیلییییی مهربونی ممنونم بخاطر هدیه ی زیبایی که بهم دادی.....لطفا برای سلامتی تو راهیم یه صلوات مهمونم کنین😍🙏🙏

مای پی شاپ سه روز تخفیف واقعی 50درصد برای مانتوهاش  داره  .

  تمامی  مانتوها تک دوز وکار دست هستن  حتما سر بزنید.

نظرم مبارکه😅

🌱 من از تبار #دختران_تکراری نیستم....                       من همان #تافته ی _جدا_بافتهام.....🍭                              ~~~~~~~~~~~~~~~~~                          👩‍⚕️ یکمامایآروم و مهربون                                        🚫توروخداااااااااا لایکم نکنید🚫
1718
1760

مبارکه عزیزم مثبته مثبت💋💋💋😘😘😘😍😍😍🎂🎂🎂🎂🎂

خدایا شکرت . مامان جونم من و بابایی روز شماری میکنیم برا دیدنت .الهی دور پسر نازم بگردم .🥰🥰🥰🥰میشه برا سلامتی پسرگلم واینکه سالم بیاد بغلم یه دونه صلوات بفرستین🤩🤩🤩🤩💋💋💋💋ممنوووونم

مبارکه باشه چندوقته اقدامی؟؟؟

فک کردین فقط شماها بلدین رژیم بگیرین؟؟؟😣😣😣منم میتونم!!!💪💪💪 اینجانب با افتخار در دوران بارداری 94 کیلو بودم...بعد زایمان شدم 85...😎😎😎 بعد دوماه شدم 87...😦😦😦 الان با شروع رژیمی سالم رسیدم به 81.700...💪💪💪بعد دوهفته👈👈👈79.500👈👈👈77.100👈👈👈76.500👈👈👈72.200👈👈👈 تیکر رسیدن به وزن ایده آلم(65)...😋😋😋
1759

مادر شدنت مبارک

فرزندم،دلبندم، عزیزتر از جانم از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم... امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آغوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها و سالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم... شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...! این روزها فهمیدم باید از تک تک لحظه هایم لذت ببرم
1651
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1606
1762
1725
1681
1462
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   zahra7978  |  13 ساعت پیش
توسط   آبنبات_عسلی_۷۶  |  15 ساعت پیش