1147
1341
عنوان

کار درستی کرد به مادرش گفت

242 بازدید | 18 پست

  الان دوروزه برادرشوهرمو بازداشت کردن بخاطر قرض ،زندگی همه روریخته بهم مشکلات مالی آورده  بخاطر اینکه میخوان زندگی تجملاتی داشته باشن مادرشوهرم از دستشون دق کرده بخدا چندروزه شوهرم دنباله کاراشه دیشب شوهرم گفت باید برم ماموریت گفتیم باشه صبحی زود فهمیدم دروغ گفته اینقدر گریه کردم با دعوا ازدرخونه رفت بیرون بعدش مثل اینکه به مادرش گفته بود مادرشوهرم ساعت پنج ونیم اومد خونمون گفت بخدا مادوستت داریم توعزیزی برای ما مادیگه از دست جاریت خسته شدیم اگه شوهرت بهت نگفته و ما نگفتیم بخاطر این است جوش نزنی منم گریه کردم گفتم پسرت وعروست به زندگی من انرژی منفی میدن گفت بذار آزاد بشه من دور همشون خط می کشم تو گریه نکن اگه شوهرت نگفته قصدش آینه که غم نخوری خودشم یه بار سکته کرده قندشم بالا بود ولی من همه چی رو گفتم

توو این سایتایی که میشه خونه و ویلا آنلاین رزرو کرد برای مسافرت دنبال یه جای خوب و تمیز بودم

خیلیها رو گشتم آخر از جاجیگا گرفتم

پشتیبانیش خوب بود و ضمانت تحویل هم دارن

از اینجا یه سر بهش بزنین اگه می خواین مسافرت برید

1350
1348
1226

ب هرحال برادرشه نمیشه ک کلا کنار بذاره اونو ک شما انرژی منفی میگیرید

کارخوبی نکرده دروغ گفته ولی کوتاه بیاین شماهم ببخشیدش الان دغدغه ذهنی داره خودش شما بیشتر رو اعصابشون نباشید

به نظر من چلیزی نبوده که بخواد از شما پنهون کنه

و کار شوهرتون اشتباه بوده 

به هرحال شما زن زندگیش هستید و باید از مسائل و مشکلات خبر دار باشید

ولی خب حالا هم که مادرش اینجور بهتون گفته دیگه هیلی سخت نگرید ولی بهش تذکر بدید دفعه دیگه مسائلی رو ازتون پنهون نکنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1344

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

1305
1297
1298
1275
1295
1349
29
1294
پربازدیدترین تاپیک های امروز
1340
224
1347
داغ ترین های تاپیک های امروز