1147
1341
عنوان

چون نذاشتم بچمو جلو جمعیت لخت کنن پدرشوهرم بهم گفت وحشی!!!

| مشاهده متن کامل بحث + 3199 بازدید | 167 پست

دخترمنم ٨ماهش بود خونه مامانم حياط داره تابستون بود استخر باديشو برديم حياط يكمم اب ريختيم دخترمم پوشكشو باز كردم يه شلوارك پاش كردم بردمش خيلط اب بازي كنه

بهد بابا و داداشمم اومدن نگاهش ميكردن بچم ذوق زده بود 

بعد ك رفتيم تو خونه بابام ناراحت بود گفت بيا رفتم پيش بابام گفتم دخترت مشكلي داره چرا شرت پاش كرده بودي 

گفتم نه بابا بخاطر اينكه دختر بچس خوب نيس 

مبعدم گفت من يه لخظه ترسيدم مشكلي داشته باشه و از ما قايم كردي 😟


براشون توضيح بده بكو باباجون مامان جون دختر بچه اس دوس ندارم بدنشو كسي ببينه تمام

بنظرم بهتر بود وسایل رو خودت توی اتاق اماده میکردی شوهرت رو صدا میکردی بیاد کمکت. اصلا از اول نباید ...

والا آخه وسط هال جای این کاراس مگه؟ انگار مثلا تو بانک چیزی بردن همه میخوان دور هم باز کنن ذوق کنن واسش  

استارتر کار خیلی خوبی کردی. پدر شوهر بسیار بی ادب و بی فرهنگی هم داری

سلام 😇👋🏻

امسال نمايشگاه 👩‍👧‍👦مادر ،نوزاد و كودك

با كلي اتفاقات هيجان انگيز منتظرتون هستيم🎈

https://miladfair.com/fa/mbc

https://t.me/mbcfair2019  👈🏻تلگرام

اينستاگرام👈🏻  [email protected]

وای تاپیکت رو خوندم یاد ی حرکت خیلییییی زشت افتادم

چند ماه پیش رفته بودیم شمال، کنار ساحل ی پدر و مادر داشتن لباس دخترشونو عوض میکردن

بچه هم خیلی کوچیک نبود حدس میزنم ۴ساله بود

میخواستن لباس زیرشو دربیارن عوض کنن

جلوی اون همه جمعیت😳😳😳😳 بچه هم جیغ میزد

خاک بر سر اون مادرِ بی حیا😡 خب ی چیزی جلوش میگرفتی بعد لباسشو در میاوردی

ذات بچه پاکه، حیا سرش میشه

نمیخواست بذاره دربیارن ولی ب زور درآوردن


این همه انحرافات اخلاقی تو جامعه میبینیم ۹۰ درصدش تقصیر همین پدر و مادر هاست...


باز یادم افتاد اعصابم خورد شد😡😡😡

وای تاپیکت رو خوندم یاد ی حرکت خیلییییی زشت افتادم چند ماه پیش رفته بودیم شمال، کنار ساحل ی پدر و م ...

بعضیا میگن بچه اس...ولی به نظر من بچه و غیر بچه نداره...

فقط 5 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
قبلا قلبم تو وجودم بود...الآن تو بغلمه...👶👶👶               مبینا عسل من خوش اومدی...                   منتظر خاطره ی زایمانم باشید...😉😉😉                    تیکر رفتن به دانشگاهمه...😬😬😬

استارتر یاد خودم افتادم پسرم تازه ب دنیا اومدنی مادر شوهرم میومد خونمون میگفت اب بیار من بشورم درحالی ک خودم میبردم دسشویی با اب سرد بچمو میشست یادم میاد گریم میگیره منم بی زبون هیچی نمیگفتم فقط خود خوری ـ بزرگتر ک شد میبردم دسشویی میاوردم بیرون میگفت بیارش میبردم دس مالیش میکرد  شوهرم میگفت نکن میگفت پسره دختر ک نیس  

والا آخه وسط هال جای این کاراس مگه؟ انگار مثلا تو بانک چیزی بردن همه میخوان دور هم باز کنن ذوق کنن و ...

دقیقا...

فقط 5 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
قبلا قلبم تو وجودم بود...الآن تو بغلمه...👶👶👶               مبینا عسل من خوش اومدی...                   منتظر خاطره ی زایمانم باشید...😉😉😉                    تیکر رفتن به دانشگاهمه...😬😬😬

منم دوست نداشتم دخترموکسی لخت ببینه الانم خیلی ماشالله باحیاست .خودمم شیر میدادم جلو همه سینمو می پوشاندم بامیرفتم تو اتاق

🖤پایداااااار تاااااا پاااااااای داااااار🖤
1348

اولا وقتی میرید مهمونی بهتره که دستمال مرطوب کودک و زیر انداز برداریید و بچه رو ببرید تو اتاق عوض کنید دومااینکه واقعا چندشه وسط حال بچه شستن من اگه بودم دیگه اونجا نمیتونستم بشینم غذا بخورم و دراخر اینکه باید همسرتون میومد کمک میکرد نه مادرش

واقعا کار شما زشت بوده تعجب اینه از کارتون دفاع هم میکنن

لبت نه گوید و پیداست می گوید دلت آری که اینسان دشمنی یعنی که خیلی دوستم داری        دلت می آید آیا از زبانی اینهمه شیرین            تو تنها حرف تلخی را همیشه بر زبان آری
وای تاپیکت رو خوندم یاد ی حرکت خیلییییی زشت افتادم چند ماه پیش رفته بودیم شمال، کنار ساحل ی پدر و م ...

ی بار رفتم شمال از هرچی شمال و شمال رفتن بدم میاد از بس بی حیایی و ولنگاری انجا رواج داره

1308
اولا وقتی میرید مهمونی بهتره که دستمال مرطوب کودک و زیر انداز برداریید و بچه رو ببرید تو اتاق عوض کن ...

مهمونی نبود...دو روز بود خونه مادرش بودیم...حالا اینجا نمیدونن مادرشوهرم چجوریه...انگار بچه خودشه همش میخواد خودش بغلش کنه خودش بشوره...مثلا داریم غذا میخوریم بچه گریه میکرد بغلش کردم چون درحال غذا خوردنم میتونم بغلش کنم مادرشوهرمم داشت غذا میخورد ولی اصرار اصرار که بدش بغل من...

فقط 5 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
قبلا قلبم تو وجودم بود...الآن تو بغلمه...👶👶👶               مبینا عسل من خوش اومدی...                   منتظر خاطره ی زایمانم باشید...😉😉😉                    تیکر رفتن به دانشگاهمه...😬😬😬
مهمونی نبود...دو روز بود خونه مادرش بودیم...حالا اینجا نمیدونن مادرشوهرم چجوریه...انگار بچه خودشه هم ...

حس مالکیت دارن فکر میکنن بچه مال خودشونه و ماهم خدمتکاریم که بچه بزایم برای خودشوو

کاربرقدیمی ام کاربری دوممه

شما که حساس بودی از اول میبردیش تو اتاق بی سرو صدا عوضش میکردی

در اون لحظه بله کارت زشت بود 

زشته که بگی بده به من بچمو ببرم بزرگتر بلاخره مادر شوهرت ببسن چقدر خوبه که داشته بچتو عوض میکرد مادر شوهر من دست نمیزنه

واقعا کار شما زشت بوده تعجب اینه از کارتون دفاع هم میکنن

آره کار اونا خوب بود که میخواستن وسط هال بچمو بشورن...من هیچ لحن بدی نداشتم خیلیم آروم به مادرشوهرم گفتم بدش من...

فقط 5 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
قبلا قلبم تو وجودم بود...الآن تو بغلمه...👶👶👶               مبینا عسل من خوش اومدی...                   منتظر خاطره ی زایمانم باشید...😉😉😉                    تیکر رفتن به دانشگاهمه...😬😬😬
1335
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1344
1330
1305
1298
1297
1255
1294
1295
29
1340
224
1347
داغ ترین های تاپیک های امروز