1147
1341
عنوان

یه دوست صمیمی میخوام ..

133 بازدید | 30 پست

من کلا خیلی کم رو هستم از این نظر ک برم خونه همسایه ها اونا میان چیز میز میگیرن و میگن بیا خونمون ولی تو دلم میگم شاید اون لحظه مزاحم باشم شاید کار داره شوهرش هست کلا تو 5سال که این شهرم (قم)نتونستم هیچ دوستی پیدا کنم 

باهم بچه هامونو ببریم بیرون پارک و بریم خرید خونه هم بریم بریم باشگاه درد و دل کنیم .... همچین دوستی دلم میخواد چون اینجا تنهای تنهام خانوادم کنارم نیستن شهر دیگن خودم 22سالمه پسرمم کوچیکه کسی هست حالا اونم شرایط منو داشته باشه باهم دوست شیم 🙂🙂🙂

یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد. لبخندی زد و گفت:موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم.دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم،سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم.دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:اهدافم رویاهایم ایده هایم وسرنوشتمروزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد. نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.

بیا😊فقط من مجردم منو میبری پارک؟🙁

 توﺧﺎﺭﺝ ﻭﻗﺘﯽ ﭘﺴﺮﺍ ﭼﺸﺸﻮﻥ ﺑﻪ ﭼﻦ ﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﯿﺨﻮره،سینه ﺳﭙﺮ،نگاه ﺟﺬﺍﺏ،ﻟﺒﺨﻨﺪ ﮊﮐﻮﻧﺪ،ﺁﺳﺘﯿﻨﺎ ﺑﺎﻻ،ﻗﺪﻡ ﻫﺎ ﺷﻤﺮﺩه،حاﻻ ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ :جعفر ﻣﯿﻮﻓﺘﻪ ﺭﻭ ﮐﻠﻪ ﺭﻓﯿﻘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻪ عین سگ میزنتش ﻭ ﺷﻮﺧﯽ ﺧﺮﮐﯽ ﻭ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﺷﻢ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍﺱ ﺑﺒﯿﻨﻪ ﻧﮕﺎﺵ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﯾﺎ نه😐😂
بیا😊فقط من مجردم منو میبری پارک؟🙁

تو که تهرانی 

یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد. لبخندی زد و گفت:موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم.دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم،سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم.دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:اهدافم رویاهایم ایده هایم وسرنوشتمروزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد. نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.

یه بار برو اعتکاف کلی دوست پیدا میکنی

سنتم کمه و دوست زیاد

من حال بر عکسم عاشق تنهایی هستم


توو این سایتایی که میشه خونه و ویلا آنلاین رزرو کرد برای مسافرت دنبال یه جای خوب و تمیز بودم

خیلیها رو گشتم آخر از جاجیگا گرفتم

پشتیبانیش خوب بود و ضمانت تحویل هم دارن

از اینجا یه سر بهش بزنین اگه می خواین مسافرت برید

تو که تهرانی 

خو بیا تهران ببرم پارک بعد برگرد😊🙁

 توﺧﺎﺭﺝ ﻭﻗﺘﯽ ﭘﺴﺮﺍ ﭼﺸﺸﻮﻥ ﺑﻪ ﭼﻦ ﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﯿﺨﻮره،سینه ﺳﭙﺮ،نگاه ﺟﺬﺍﺏ،ﻟﺒﺨﻨﺪ ﮊﮐﻮﻧﺪ،ﺁﺳﺘﯿﻨﺎ ﺑﺎﻻ،ﻗﺪﻡ ﻫﺎ ﺷﻤﺮﺩه،حاﻻ ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ :جعفر ﻣﯿﻮﻓﺘﻪ ﺭﻭ ﮐﻠﻪ ﺭﻓﯿﻘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻪ عین سگ میزنتش ﻭ ﺷﻮﺧﯽ ﺧﺮﮐﯽ ﻭ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﺷﻢ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍﺱ ﺑﺒﯿﻨﻪ ﻧﮕﺎﺵ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﯾﺎ نه😐😂
1350
یه بار برو اعتکاف کلی دوست پیدا میکنی سنتم کمه و دوست زیاد من حال بر عکسم عاشق تنهایی هستم

اهلش نیستم از خانوم های اونجوری خوشم نمیاد

یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد. لبخندی زد و گفت:موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم.دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم،سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم.دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:اهدافم رویاهایم ایده هایم وسرنوشتمروزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد. نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.
خو بیا تهران ببرم پارک بعد برگرد😊🙁

عین پسرا حرف میزنی😐

یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد. لبخندی زد و گفت:موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم.دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم،سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم.دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:اهدافم رویاهایم ایده هایم وسرنوشتمروزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد. نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.
یه دختر عمو داره شوهره من نکنع تو اونی جز سنت ک گفتی همه چیزت مث اونه

شوهرت کیه

یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد. لبخندی زد و گفت:موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم.دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم،سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم.دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:اهدافم رویاهایم ایده هایم وسرنوشتمروزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد. نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.
عین پسرا حرف میزنی😐

😂😂

 توﺧﺎﺭﺝ ﻭﻗﺘﯽ ﭘﺴﺮﺍ ﭼﺸﺸﻮﻥ ﺑﻪ ﭼﻦ ﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﯿﺨﻮره،سینه ﺳﭙﺮ،نگاه ﺟﺬﺍﺏ،ﻟﺒﺨﻨﺪ ﮊﮐﻮﻧﺪ،ﺁﺳﺘﯿﻨﺎ ﺑﺎﻻ،ﻗﺪﻡ ﻫﺎ ﺷﻤﺮﺩه،حاﻻ ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ :جعفر ﻣﯿﻮﻓﺘﻪ ﺭﻭ ﮐﻠﻪ ﺭﻓﯿﻘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻪ عین سگ میزنتش ﻭ ﺷﻮﺧﯽ ﺧﺮﮐﯽ ﻭ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﺷﻢ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍﺱ ﺑﺒﯿﻨﻪ ﻧﮕﺎﺵ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﯾﺎ نه😐😂
1348

حیف مشهدم وگرنه شرایطتوداشتم...مشهدکسی نبووووووووود؟؟؟؟؟🙋

خدایاسرده این پایین ازاون بالا اگه میشه نگام کن         یه کاری کن اگه میشه فقط گاهی خودت قلبمو ها کن     خدایاسرده این دستام ازاون بالاخودت ببین میلرزه         مگه حتی همه دنیا به این دوری به این سردی می ارزه😔
اهلش نیستم از خانوم های اونجوری خوشم نمیاد

خانومای چجوری دقیقا؟

خدایاسرده این پایین ازاون بالا اگه میشه نگام کن         یه کاری کن اگه میشه فقط گاهی خودت قلبمو ها کن     خدایاسرده این دستام ازاون بالاخودت ببین میلرزه         مگه حتی همه دنیا به این دوری به این سردی می ارزه😔
اهلش نیستم از خانوم های اونجوری خوشم نمیاد

خب پس اگه مجرد و متاهلش فرقی نداره واست انجمن نویسندگان جوان قم عضو شو ادمایی که دوست داری هستن اکثرا هم فرهیخته و امروزی.

خب پس اگه مجرد و متاهلش فرقی نداره واست انجمن نویسندگان جوان قم عضو شو ادمایی که دوست داری هستن اکثر ...

چجوری عضو شم ؟؟

یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد. لبخندی زد و گفت:موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم.دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم،سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم.دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:اهدافم رویاهایم ایده هایم وسرنوشتمروزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد. نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.
1226
من اگه دوستای صمیمیم نبودن میمردم

تو کجای میشه منم دوست صمیمیت شم 🙂

یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد. لبخندی زد و گفت:موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم.دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم،سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم.دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:اهدافم رویاهایم ایده هایم وسرنوشتمروزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد. نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.
خانومای چجوری دقیقا؟

منظورم طور خاصی نبود من خودمم حجاب دارم منظورم خانم های خیلی خیلی محجبه و اهل تسبیح و این حرفا 

یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد. لبخندی زد و گفت:موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم.دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم،سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم.دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:اهدافم رویاهایم ایده هایم وسرنوشتمروزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد. نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.
شوهم پسره باباشه   خخخخ یه دختر عمو تو قم داره. اسم پسرت پوریاس؟

نه اون نیستم خخخخ

یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد. لبخندی زد و گفت:موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم.دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم،سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم.دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:اهدافم رویاهایم ایده هایم وسرنوشتمروزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد. نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.
چجوری عضو شم ؟؟

برو دفتر مرکزیشون وبلاگ هم دارن بگو میخوام به عنوان شنونده بیام

از خداشونم هست

میری اونجا و شب شعر دارن و نقد کتاب و دور همی تو کافه

ادمای اهل دلی هستن کلا و زود جوش میخوری باهاشون

اونایی که بجه دارن رو انتخاب کن

یادش بخیر دورانی داشتیم اونجا....(البته من تهرانم ولی فرقی نداره جو همونه)


1346
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1344
1330

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

😎😁😂سلام

raha77777 | 3 ثانیه پیش
1305
1275
1297
1298
1294
1295
1349
29
پربازدیدترین تاپیک های امروز
1340
224
1347
داغ ترین های تاپیک های امروز