1345
1363
عنوان

خانومای بچه دارمیشه بیاین کمکککک

69 بازدید | 16 پست

بعدازسالهایه دختر ناز خدابمن داد.امانمیتونم ازش مراقبت کنم.هرکی از غریبه وفامیل می بینش یامیخوادبغلش کنه یامیخوادبده دست بچه ش باهاش بازی کنه.مردها که لپش رو می بوسن جیغ میزنه وصورتش جوش میزنه.چندبار زخم وزیلی کردنش امابازم روم نشده بگم که بچه رو نمیدم.پدرشوهرومادرشوهرمم پیرن توی خیابون میگن بده بغل کنیم سکته میکنم تابرسیم خونه.خسته شدم از بس غصه خوردم برای بچه م.شماچطوری بزرگ کردید.چطوری مراقب نوزاددوماهه ام باشم.

طفلک خیلی کوچیکه که

منم روم نمیشد به خیلیا بگم ولی شوهرم راحت میگفت

واسه دیدنش که میومدن انتظار داشتن بدیم بغلشون ولی میگفت مریض بوده روزای سختیو گذروندیم دکتر گفته محیطش کاملا استریل باشه

میدونستین پوشک پول-آپ نم پس نمیده و باعث میشه ادرار با سطح پوست کودک تماس پیدا نکنه؟

یکی از خصوصیات پوشک مای بیبی جذب بالاست 

برای اطلاعات بیشتر اینستاگرام ما رو دنبال کنید

1379

من آدمه خيلي استرسيو حساسيم همه قبل از بچه دار شدنم فكر ميكردن نميزارم كسي به بچم دست بزنه ولي وقتي بچم بدنيا اومد اجازه ميدادم كه اطرافيان بغلش كنن و باش بازي كننو غيره البته از حق نگذريم كسي دسته بچش نميداد و فقط دستاشو بوس ميكردن اين رفتارم باعث شد همه عاشقه پسرم باشن و پسرمم خيلي خنده رو و خوش اخلاقو اجتماعيه

ماهم داشتيم اين روزارو  كمتر رفت و امد كن بشين توي خونت تا بلايي سر بچت نيارن

بخدا حاضرم از خونه بیرون نیام.خواهروبرادرام بزرگن بچه های بزرگ دارن.خونه ی من شرایطش برای بچه بده..از گرماپنجره رو بارمیکنم حیوون میادتوی تخت بچه.یا خیس عرق میشه.وقتی هم‌میرم خونه ی مادرم که استراحتی کنم خواهروبرادرهاوبچه هاشون‌میریزن اونجاوبغل میکنن فرارمیکنن

رک بگو دوس ندارم چن بار اول سخته بعدش خوب میشن

یه بار داشتم میرفتم بیرون خواهرم گفت بذارش اینجابرو.گفتم نه باید همرام باشه اخه دیگه برنمیگردم..بمادرم گفته بود دیدی ترسید بچشو بذاره اینجا..دفعه بعد یواشکی میاد بغل میکنه ومیبره خونشون.بدبختی اینکه برای دخترهاش میبره که باهاش سرگرم بشن..منم مثل بدبختها دنبالشون میدوم

1376
بخدا حاضرم از خونه بیرون نیام.خواهروبرادرام بزرگن بچه های بزرگ دارن.خونه ی من شرایطش برای بچه بده..ا ...

خونتونو امن كن توري بزن به پنجره و ...هركاري لازمه 

بچه هاي ديگه مريض باشن بچه ات خيلي كوخيكه زود مريض ميشه خدايي نكرده

خوشبخت کسی نیست که مشکل ندارد بلکه کسی است که بامشکلاتش مشکلی ندارد

یه بار دخترکوچیکه خواهرم‌باگریه والتماس اومد خونمون که بادخترم بازی کنه..درحین بازی کردن اسباب بازی پرت شد توی چشم دخترم وپیشونیش بادکردوکبودشد.دختر مطلومم غش کرد..حالا نمیتونستم دختربچه رو دعواکنم.میزدم توی سرخودم که اگر می مرد چه میکردم

هروقت خاستن بگیرن بعلشون یا لپشو بکشن بگو خابه اذیت میشه  یا بگو پوستش حساسه لپشو نکشید .

اخه تامن بیام بگم کارخودشونو میکنن.به خواهرم گفتم خواهشن بیدارش نکن.اصلا اهمیت نمیده.باصدای بلند میپره توی اتاق میگه بدش ببینم باباااا

من آدمه خيلي استرسيو حساسيم همه قبل از بچه دار شدنم فكر ميكردن نميزارم كسي به بچم دست بزنه ولي وقتي ...

خوش بحالت..چندروز پیش رفتیم دیدن همکارشوهرم که دوتادوقلوی دوساله داشت.مادره خواست بچشو آروم‌کنه.بهش گفت بیانی نی روببین..بچه نزددیک دخترم شدخواست دست بزنه به سرش من یواش دستمو گذاشتم که ضربه نزنه یه دفعه با کفش خاکیش کوبیدتوی دست دخترم وزخم‌کرد..مادرش فقط گفت عه این چه کاریه..ومن‌مونرم ودست خونی دخترم

طفلک خیلی کوچیکه که منم روم نمیشد به خیلیا بگم ولی شوهرم راحت میگفت واسه دیدنش که میومدن انتظار دا ...

آخ..استریل حالشون نیست.ده روزش بود که خواهرزاده م باگلودرد چرکی اومد کنارش وآخرمریضش کرد.وقتی گفتم گفتند نه بابا ویروسش اومده

1226
رک بگو دوس ندارم چن بار اول سخته بعدش خوب میشن

یه بار داشتم میرفتم بیرون خواهرم گفت بذارش اینجابرو.گفتم نه باید همرام باشه اخه دیگه برنمیگردم..بمادرم گفته بود دیدی ترسید بچشو بذاره اینجا..دفعه بعد یواشکی میاد بغل میکنه ومیبره خونشون.بدبختی اینکه برای دخترهاش میبره که باهاش سرگرم بشن..منم مثل بدبختها دنبالشون میدوم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید