1874
1955
عنوان

✍ یاد بگیریم......

220 بازدید | 21 پست


✍️یاد بگیریم

از محبت دیشب پدر نگوییم در حضور کسی که پدرش در آغوش خاک آرمیده است...


✍️یاد بگیریم

از آغوش گرم مادر نگوییم در حضور کسی که مادرش را فقط در خواب میتواند ببیند ...


✍️یاد بگیریم

اگر به وصال عشقمان رسیدیم، میان انبوه جمعیت کمی دستانش را آهسته تر بفشاریم،

شاید امروز صبح کسی در فراق عشقش چشم گشوده باشد ...


✍️یاد بگیریم

اگر روزی از خنده فرزندمان به وجد آمدیم، شکرش را در تنهاییمان به جا آوریم 

نه وصف خنده اش را درجمع ...

شاید کسی در حسرتش روزها را میگذراند...


✍️یاد بگیریم

آهسته تر بخندیم، شاید کسی غمی پنهان دارد

که فقط خدا میداند..

انجام کلیه خدمات قالیشویی، با سرویس دهی در کلیه نقاط تهران.

قیمت های شفاف، شستشوی اسلامی، لکه گیری، رفوگری و....

🤔🤔 اظهار بدبختی و شاد نبودن و خمودگی کنیم مبادا با به کسی بر بخورد😐😐😐

بوسیدمش در کافه های خسته ی در راه                    بوسیدمش از غم جلوی درب دانشگاه                                    بوسیدمش در رودسر , بر ماسه های داغ                              بوسیدمش در شهر بعد از خوردن شلاق
1983

یعنی هیچ وقت تو.جمع نباید اظهار شادی و.خوشبختی کنیم، چرا نباید این حس های خوب و انرژی که همراه خودش داره رو به جمع منتقل کنیم، باید یاد بگیریم از خوشحالی دیگران ما هم از درون خوشحال بشیم، انرژی مثبت ها رو تکثیر کنیم

به آرزوهایم قول رسیدن دادم
الان کجای این‌متن ابراز به بدبختی بود بنظرتون؟🤔

ابنکه کسی از خوشحالیای زندگیش نگه که یه وقت کسی مشکلی واسش پیش نیاد🤔🤔 

بوسیدمش در کافه های خسته ی در راه                    بوسیدمش از غم جلوی درب دانشگاه                                    بوسیدمش در رودسر , بر ماسه های داغ                              بوسیدمش در شهر بعد از خوردن شلاق
1967
یعنی هیچ وقت تو.جمع نباید اظهار شادی و.خوشبختی کنیم، چرا نباید این حس های خوب و انرژی که همراه خودش ...

دقیقا موافقم

چون در غیر اینصورت نتیجه اش میشه اینهمه تاپیک بدبختی کتک خیانت سیاه بختی که اینجا می بینیم.... در صورتیکه اونایی که زندگیشون خوب و سالم هست چیزی نمی نویسند اینجا

راه های دیگه هم برای ابراز خوشبختی هست

ابراز خوشبختی یه طرف قضیه است، انتقال این انرژی مثبت به دیگران یه طرف دیگه، من اگه بچه نداشته باشم چرا باید از بچه داشتن دیگری ناراحت بشم به جاش خداروشکر می کنم که دیگری این حس خوب رو تجربه می کنه اینطوری منم شریکم تو حال خوب اون، بحث اینه که باید خوشحال باشیم از دیدن عینی خوشحالی دیگران

به آرزوهایم قول رسیدن دادم
دقیقا موافقم چون در غیر اینصورت نتیجه اش میشه اینهمه تاپیک بدبختی کتک خیانت سیاه بختی که اینجا می ب ...

باهاتون موافقم، اینجا محیطش طوریه که دیدن خوشحالی و خوشبختی دیگران کمتر خواهان داره، در صورتیکه نمیدونیم اگه یه نفر حالش خوبه یعنی یه بدن سالمتر یه روح ارومتر و یه دغدغه کمتر

به آرزوهایم قول رسیدن دادم
8
راه های دیگه هم برای ابراز خوشحالی هست

من یک دوستی داشتم همیشه نق و نوق مادرشوهر و شوهرش رو برای ما می آورد ... اوایل باهاش همدردی میکردم یا سعی میکردم کمک کنم یه راه حلی پیدا کنیم... بعدا دیدم خوشی هاش رو نمیگه هیچوقت که مبادا چشم بخوره.... اینو گفتم برای اینکه بگم

قسمتی از تاپیک شما درسته در مورد پدر و مادر که نوشتید .... در مورد بقیه خوشبختی ها ولی به نظرم جامعه سالمتر هست اگر اونا رو بیشتر بگیم و انتشار بدیم..... 

من یک دوستی داشتم همیشه نق و نوق مادرشوهر و شوهرش رو برای ما می آورد ... اوایل باهاش همدردی میکردم ی ...

اتفاقا دیشب شاهد یه موضوع بودم

خیلی ذهنم رو درگیر کرده بود

امروز صبح این متن رو دیدم یاده موضوع دیشب افتادم

اینقدر بهش فکر کردم.دلم خواست بذارم تا شاید به درد کسی بخوره به خودش بیاد

چی بود ؟ کنجکاو شدم

شوهرم دوتا دوست داره برادر هستن.هر دوتا متاهل هستن.یکیشون دوتا بچه داره.یکیشون بچه نداره.

اونی که بچه نداره زنش باردار بود.همین هفته قرار بود بره سونو سلامت اول.همین داداش که زنش باردار بود به شوهر من قول داده بود گفته بود جمعه شب(یعنی دیشب)دعوته من تو فلان رستوران شیرینی بارداری خانمم.

بنده خدا به سونو سلامت نرسیده بود قبل از سونو بچشون سقط شده بود.

ولی دیروز شوهره تماس گرفت با شوهره من گفت درسته بچه سقط شده ولی دعوت رستوران سر جاش هست.بیاید دور هم باشیم.برای روحیه خانمم هم خوبه.

ما رفتیم رستوران اون داداش که بچه داره هم دعوت کرده بود.

من قبلا هر دوتا جاری رو دیده بودم‌هر دوتا خانوم بودن و کدبانو و خوش برخورد.

دیشب خیلی برام عجیب بود حرکاتشون.

اون جاری که بچه داشت اینقدر این بچه رو ناز میکرد و بالا و پایین انداخت که تا آخر شب بچه استخون درد گرفت😐

جلو اون جاری که بچه سقط کرده بود این کارا میکرد.

همش بچشو ناز میکرد.شیرین کاری های بچش رو به رخ میکشید.....

اونم که سقط کرده بود دو سه بار متوجه شدم که اشک تو چشماش حلقه زد و خودش رو کنترل کرد.

والا نمیدونم کی مقصره.خدا خودش از دل هرکسی با خبره.

ولی من خیلی متاسف شدن.

شوهرم دوتا دوست داره برادر هستن.هر دوتا متاهل هستن.یکیشون دوتا بچه داره.یکیشون بچه نداره. اونی که ب ...

وای طفلک.... چه زن مشکل داری هرچقدر هم دو تا جاری بد باشند بازم این حرکتا برای دل سوزوندن خیلی ..... میگن از آه دل شکسته باید ترسید.... بله حالا متوجه صحبتتون شدم ....

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1987
1763
1933
1956
1872
1966
29
1927
1766
1977
داغ ترین های تاپیک های امروز