1803
1804
عنوان

مشکلات بعد از عقد

515 بازدید | 51 پست

خونواده ی شماام به رفت و امدای بعد از عقدتون گیر میدن؟

امشب بعد از شام نامزدم خونه ی مابود اومده بود به خونوادم سر بزنه ساعت یازده و نیم با یکی قرار داشت همون ساعتا خدافظی کرد و رفت یک ساعت بعدش به من زنگ زد که اگه میتونم برم با هم یه مغازه ببینیم منم دربارش نظر بدم میخواد مغازه رو بگیره یه کار شروع کنه.منم دیگه از بابام اجازه نگرفتم و اماده شدم ساعت دوازده و نیم اومد دنبالم و باهاش رفتم موقع رفتن بابام پرسید کجا میری گفتم با یاسین یه سر میرم تا جایی وزود برمیگردم بابامم چیزی نگفت.وقتی برگشتم مامانم عصبانییییییی گفت بابات گفته از این به بعد حق نداری بعد از ساعت یازده بری بیرون.تو مگه بی صاحابی بزرگتر نداری وقتی میخوای بری بیرون اجازه بگیری؟؟؟و کلی دعوام کرد.نمیدونم چیکار کنم کلا از وقتی عقد کردم خونوادم به چیزای الکی خیییییلی گیر میدن دوران عقدم داره به بدترین دوران و پر استرس ترین دوران عمرم تبدیل میشه خیلی ناراحتم

عشق چشم قهوه ایِ من الهی همیشه سایه ی قشنگت روی سرم باشه.        لطفا برای خوشبختیمون داشتن نی نی های سالم برامون دعا کنید 

عفونت مجاری ادرار دارید؟ عفونت شما موقتی خوب میشود و دوباره باز میگردد؟  

داروی کانفرون بیونوریکا آلمان مشکل شما را برطرف می کند. 

 برای کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید

1805
من اگه برمیگشتم عقب بعضی وقتا به شوهرم میگفتم بابام نمیذاره بیام بیرون. باورکن چیز بدی نیست.

اخه اصلا فکر نمیکردم باعث ناراحتی بشه.من در هفته دوشب میمونم خونشون تاحالا نگفتن نمون ولی از اینکه این موقع رفتم بیرون ناراحت شدن.با مامانمم یکم چند روز پیش بحث کردم ازم ناراحته هی اتیش میاره و منو پیش بابام بد میکنه 

عشق چشم قهوه ایِ من الهی همیشه سایه ی قشنگت روی سرم باشه.        لطفا برای خوشبختیمون داشتن نی نی های سالم برامون دعا کنید 

ما باباهامون باهم مشکل داشتن بابای من نمیزاشت شوهرمو ببینم بابای اونم میگفت باید جدابشی

منو شوهرم صبا باهم میرفتیم بیرون

وقتایی ام که مامان بابام نبودن یواشکی میومد خونمون

 یه شبم رو تختم باشت گذاشتم رفتم بیرون و برگشتم هیچکس نفهمید 😂

حتی شوهرم میگفت بیا فرار کنیم بریم شمال ولی من جرات نداشتم

انسانها چیزهای ساخته و پرداخته از دکان می خرند اما چون کاسبی نیست که دوست بفروشد آدمها بی دوست و آشنا مانده اند!
خب بنده خداها میدین نیستی نگران میشدن بهتر بود بهشون بگی

وقتی داشتم میرفتم دیدن که دارم میرم بهشون گفتم که با یاسین میرم بیرون فقط اجازه نگرفتم 

عشق چشم قهوه ایِ من الهی همیشه سایه ی قشنگت روی سرم باشه.        لطفا برای خوشبختیمون داشتن نی نی های سالم برامون دعا کنید 
1771
اینجور موقع ها بابا  ها حساس تر میشن بنده خدا هویج نبوده که یه جوری می گفتی که فکر کنه اجازه گر ...

وای دقیقا مامانمم همینو گفت گفت بابات اینجا هویج بود تو سرتو مث ادمای سرخود انداختی پایین رفتی؟؟گفتم خب من که گفتم با یاسین میرم بیرون گفت چه فایده داره؟؟باید قبل از اینکه اماده بشی میومدی میگفتیبابا اجازه میدی برم بیرون 

عشق چشم قهوه ایِ من الهی همیشه سایه ی قشنگت روی سرم باشه.        لطفا برای خوشبختیمون داشتن نی نی های سالم برامون دعا کنید 

گیر میدادن خیلی ام‌گیر میدادن 

بابام همون روز اول به شوهرم گفت  

هر حا بودین قبل ۱۱ باید خونه باشه 

دختر شب جایی نمیمونه باید شب خونه باشه 

مسافرت نمیتونی ببریش 

مارسم‌نداریم داماد شب بمونه خونه پدر زن 

رفت و امدتونو کنترل کنین 

هر چی سنگین و رنگین تر بهتر............

کاش همیشه قبل از رفتن جایی قبل آماده شدن به خانواده اطلاع بدی که میخوای بری بیرون نه اینکه بخاطر اجازه ، فقط بخاطر احترام من الان سه ساله ازدواج کردم یه دخترم دارم وقتی خونه مامانم اینام حتی اگه بخوابم برم سوپری هم میگم مامان من میرم سوپری برگردم خو یهو آماده بشی بری زشته مخصوصا دوران عقد خانواده ها خیلی حساسن . من خانوادم هیچ مشکلی نداشتن دوران عقد حتی شب میرفتم خونه همسرم میموندم ولی قبلش میگفتم که تصمیم دارم برم که بدونن واسم مهمن و قرار نیس چون اجازه میدن اطلاع هم ندم که

۱۲/۵ شب مغازه ببینین؟! اون موقع نه کسی هست نه جایی بازه. گیر الکی نمیدن عزیزم باید رعایت کنید همه باباها حساسن رو این چیزا که دخترشون ۱۲ شب پاشه بره بیرون بالاخره شما هنوز تو اون خونه‌ای فرق داره با خونه خودتون باید حرمتها و خط قرمزای خانوادتونو رعایت کنید

اخه اصلا فکر نمیکردم باعث ناراحتی بشه.من در هفته دوشب میمونم خونشون تاحالا نگفتن نمون ولی از اینکه ا ...

خبببب پس دردت چیه دیگه تو که ازادی دختر.ناراحت شده که اجازه نگرفتی.حق هم داره عزیزم.اصلا واسه خودت خیلی خوبه.اینجور موقعا بابد به شوهرجان بگی صبر کن دیر وقته بذار از بابام بپرسم.

باورکن مردایی که بدونن دختر از باباش حساب میبره خیلییی مراقب رفتاراشونن.حالا رو نگاه نکن خوشید.دنیا بالا پایین داره.

1794
خیلی بده منو شوهرمم درست حسابی همو نمیبینیم بخاطر رفتارای خانوادم شوهرم ناراحته نمیاد خونمون لحظه ش ...

وای دقیقا منممممممم.قبلا فکر میکردم دوران نامزدی خیلی خوبه ولی الان دارم لحظه شماری میکنم تموم شه.حالا من اصلا نمیذارم نامزدم از این ناراحتیا چیزی متوجه شه ولی خب میفهمه دیگه

عشق چشم قهوه ایِ من الهی همیشه سایه ی قشنگت روی سرم باشه.        لطفا برای خوشبختیمون داشتن نی نی های سالم برامون دعا کنید 
وای دقیقا مامانمم همینو گفت گفت بابات اینجا هویج بود تو سرتو مث ادمای سرخود انداختی پایین رفتی؟؟گفتم ...

تا وقتی تو خونه پدرت زندگی میکنی باید طبق قوانین اونا رفتار کنی برای بیرون رفتنم باید باهاشون هماهنگ میکردی متاسفانه دوران عقد مشکلات زیادی داره

اللهم عجل لولیک الفرج🌼🌼🌼
وای دقیقا مامانمم همینو گفت گفت بابات اینجا هویج بود تو سرتو مث ادمای سرخود انداختی پایین رفتی؟؟گفتم ...

حقدار ی اونا ام حساسیت بیجا نشون می دن ولی یکم مدارا کنی حل میشه تا چند وقت دیر وقت نرو بیرون وای من بابام حساس شده بود می گفت چرا انقدر براش میوه پوست می گیری لی لی به لالاش می زاری اون باید نازتو بکشه خره😅😅😅😅😅

گیر میدادن خیلی ام‌گیر میدادن  بابام همون روز اول به شوهرم گفت   هر حا بودین قبل ۱۱ ...

زنداداش منم اینطوری بود ولی ابجیم دوسه سال قبلش ازدواج کرده بود اصلا این مشکلارو نداشت.الان همش زنداداشمو برام مثال میزنن.باباااااا خب منم دوس دارم مثل ابجیم باشم چرا به اون چیزی نمیگفتن؟

عشق چشم قهوه ایِ من الهی همیشه سایه ی قشنگت روی سرم باشه.        لطفا برای خوشبختیمون داشتن نی نی های سالم برامون دعا کنید 
1718
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1816
1791
1782
1809
1766
1763
1796
1462
1769

داغ ترین های تاپیک های 2 روز گذشته

«شعر٨»

اعتصامی | 1 روز پیش