1265
1292

امروز مادر شوهرم پدر شوهرم برد بيمارستان واسه انژيو خلاصه بچه خواهر شوهرم پيش من گذاشتن تو خونه چون مامانش به شهر ديگست اين واسه تعطيلات تابستان پيش مامان بزرگه امده 

خلاصه شوهرم با باباش ١ ما پيش دعوا كرد قهره حتي امروز يه زنگ نزد ببينه حاله باباش چطوره خيلي بيشعوره منم سر همين موضوع دعوام شد باهاش كه چرا نرفتي !!! 😐 

منم سوپ درست كردم  با نهار واسشون چون مادر شوهرم گفت مرخص ميكنن مياييم تا عصر منم هي پيگير زنگ ميزدم كه اخر گفت مرخص نميكنن فردا 

من خواستم برم ملاقات بهم گفت نيا چون بچه پيشته نميزارن  بياد داخل و نميشه اونم تنها تو خونه بذاري بمون ما مياييم كه نيامدن اما خيلي زنگ زدم شايد بالاي ١٦ بار 

حالا ميگم كاش ميرفتم حالا اون گفت نيا ولي خوب بچه نميشد تنها بزارم كه !! 

حالا صبح مرخصش ميكنن  ساعت ٩،١٠  به نظرتون برم يه سر تا بيمارستان

چون شوهرم خونس بچه خواهر شوهرم ميزارم پيشش !؟ 


چه عروسِ خوبی هستی شما ❤

عزيزم مرسي اما شوهرم اخلاق گندي داره با اينكه هفته ديگه احتمالا طلاق بگيرم ازش ولي خوب بازم دلم ميسوزه مريضه پدر شوهرم 

شوهرم قدرمو نميدونه خيلي اذيتم ميكنه 

به مامانشم گفتم شايد جدا سم اما نميدونه كي 

رایگان از مشاور خانواده سوال بپرس. با تخفیف تلفنی صحبت کن

1279
دیگه فردا خودشون میان کجا میخوای بری. خودش گفته نیا. پس گله نمیکنن. چقدم زنگ زدی بهشون. یه بار جو ...

ميان همينجا خوونه كه من زندگي ميكنم چون خودشون شهر ديگه زندگي ميكنن واسه دكتر امدن اينجا و ما چون فعلا اواره هستيم تو خونه اينا زندگي ميكنيم 

لزومی به رفتن نبست  شما تلفنی هم پیگیری کردید و الان بچه امامت شماست  حالا چرا اینقدر زی ...

اخه گفت ميايم ١ ساعت ديگه ديدم نيامدن خونه باز شد ٣ ساعت ديگه ديدم نيامدن واسه همين زنگ زدنم طولاني شد 😂 ديگه ساعت ٩ گفت نمياييم ديگه زنگ نزدم 

لزومی به رفتن نبست  شما تلفنی هم پیگیری کردید و الان بچه امامت شماست  حالا چرا اینقدر زی ...

😂😂😂 

اخه گفت ميايم ١ ساعت ديگه ديدم نيامدن خونه باز شد ٣ ساعت ديگه ديدم نيامدن واسه همين زنگ زدنم طولاني شد 😂 ديگه ساعت ٩ گفت نمياييم ديگه زنگ نزدم

1315
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1283
1300
1305
1275
1297
1294
1296
1298
1301
24
1295
29
1314
1255
1322
1180
224