1265
1292
عنوان

خاطره ی بارداری و زایمان دومم😊

| مشاهده متن کامل بحث + 1679 بازدید | 78 پست
اى جانم عزيزم  خداحفظش كنه  همش نگران بودن داخل دستشويى به دنيا اومده باشع😂😅 پسرت ...

خخخخ من فقط نگران همین نبودم....اخه میگفتن خیلی تازایمانت مونده...طاها که از قبل امادس کرده بودم واسه دیدن خواهرش...بی صبرانه منتظر دیدنش بود ....همسری هم که دیونه ی بچس....ولی بیشتر نگران من بود چون ۴۸ ساعت بود که لب به غذا نزده بودم....دنبال افطاری بود برام بیاره..

رایگان از مشاور خانواده سوال بپرس. با تخفیف تلفنی صحبت کن

1291
@nora813   @هانیh     @6770   @donya68    

😘😍😍😍😍😍😍ان شاالله  قسمت همه ما منتظر ااااا😍😍😍😍  خوش قدم باشه نی نی ت گلم😍😍

روزهایی در زندگی ام هست که دل ام می خواست مادر بودم. مثل امروز. از خواب که بیدار شدم دل ام می خواست بچه ای داشته باشم که مامان صدایم کند و هربار که می گوید مامان دل ام برای صدایش غنج رود. روزهایی در زندگی ام هست که حال ام دگرگون است. مثل امروز. مدتی ست با خودم فکر می کنم اگر بچه ای داشتم دیگر از خدا هیچ چیز نمی خواستم. دوستی می گفت چون نیازهای خودت را نمی شناسی این را می گویی . راستش حرف اش را خیلی نفهمیدم اما می دانم که از هجده سالگی دل ام می خواست مادر باشم. در آستانه سی و دو سالگی هم هنوز همین را می خواهم. شاید یک دلیل اش این باشد که من یکی از بهترین مادرهای دنیا را دارم و مادران همه دوستان ام هم به نظرم فرشته هایی هستند که روی زمین راه می روند. شاید فکر می کنم اگر من هم مادر بودم خطاهای کمتری می کردم. شاید می توانستم به آدم ها محبت کنم و خط کش دست ام نباشد که میزان مهربانی ام را اندازه گیری کنم تا مبادا زیادی مهر به خرج دهم. شاید آدم بهتری می شدم. نمی دانم اما وقتی مادرم را می بینم که با همه خستگی روزهای سخت زندگی هنوز هم برای کوچک ترین شادی های ما چه انرژی عجیبی می گذارد حیرت می کنم. فکر می کنم وقتی مادری ، عادلی. چون می توانی پنج فرزند داشته باشی و همه آنها را یک اندازه دوست داشته باشی. من نمی توانم. من اینقدر وسعت ندارم که آدم ها را یک اندازه دوست داشته باشم. من گاهی دل ام می گیرد گاهی از آدمی می رنجم. گاهی از آدمی بدم می آید اما مادر که باشی فرقی نمی کند بچه ات برایت کادو بخرد یا نخرد. به تو تلفن کند یا نکند. تو رو دوست داشته باشد یا نداشته باشد. دکتر باشد یا کارگردان یا معتاد. تو دوست اش داری. گاهی فکر می کنم لازمه مادر شدن داشتن قلب و روحی وسیع است. شاید هنوز به این وسعت نرسیدم که خدا نمی خواهد مادر شوم. اما روزی که مادر شوم همه شهر را خبر خواهم کرد. باید کم کم کامپیوتر را خاموش کنم و به دست بوس مادرم بروم. به شمایی که این نوشته را خواندید هم همین توصیه را می کنم. آغوش مادر امن ترین جای دنیاست. در باد ، باران و تنهایی.

عزیزم قدم نو رسیدت مبارک باشه انشالله زیر سایه پدر و مادر رشد کنه و عاقبت بخیر بشه🙏🏻❤️❤️🌹🌺

نینیم اومد بغلمون زودتر از موعد از خدا ممنونم بخاطر  فرشته ای که بهم عطا کرد🌹دامن همه منتظرا سبز بشه الهی🙏🏻🙏🏻🙏🏻❤️❤️❤️بجای آنکه بی صبرانه در انتظار ۹ ماه بارداری بمانی ، هر لحظه از این دوران را ببلع ! چرا که شانس این را داشته ای که بهترین موجود جهان را در وجودت پرورش دهی و  معجزه خداوند را به نمایش بگذاری . . . ❤️❤️❤️
1274
@nora813   @هانیh     @6770   @donya68    

آخی عزیز دلم مبااااارک باشه،زیر سایه پدر مادر بزرگ بشه،خوش قدم باشه،پسر منم 30 اردیبهشت دنیا اومد وقت کنم منم خاطره زایمانمو مینویسم،واسه من که خیلی وحشتناک بود طوری که هنوز کابوس اون شب تو ذهنمه و پاک نمیشه،هرگز زایمان طبیعی رو به کسانی که مثل من آستانه دردشون پایینه توصیه نمیکنم

مهم نیست اکنون زندگی‌ام چگونه می‌گذردعاشق آن خاطراتی هستم                                      که تصادفی از ذهنم عبور می کنندو باعث لبخندم می شوند...!
آخی عزیز دلم مبااااارک باشه،زیر سایه پدر مادر بزرگ بشه،خوش قدم باشه،پسر منم 30 اردیبهشت دنیا اومد وق ...

ممنونم عزیزم نی نی شماهم همینطور....درسته عزیزم کسی که استانه ی دردش پایینه و روحیش مناسب این نوع زایمان نیس منم اصلا پیشنهاد نمیکنم....امیدوارم افسردگی بعد زایمان نیاد سراغت رفیق جان

ممنونم عزیزم نی نی شماهم همینطور....درسته عزیزم کسی که استانه ی دردش پایینه و روحیش مناسب این نوع زا ...

قربونت بشم چرا تا حدودی که افسردگی اومده سراغم هنوز به زندگی عادی برنگشتم خیلی گنگم 

مهم نیست اکنون زندگی‌ام چگونه می‌گذردعاشق آن خاطراتی هستم                                      که تصادفی از ذهنم عبور می کنندو باعث لبخندم می شوند...!
قربونت بشم چرا تا حدودی که افسردگی اومده سراغم هنوز به زندگی عادی برنگشتم خیلی گنگم 

برا من هفته ی اول سخت گذشت نقش همسر خیلی مهمه تو برطرف شدن افسردگی...

1308
ولی خب میریختم تو خودم...احساس کردم دستشویی(شماره ۲)دارم....میگفتم‌بزارید برم دستشویی...مامانمو مادر ...


سلام خواهر جان. خاطره بارداری و زایمانت خیلی شیرین بود مثل خاطره اولت جوری تعریف کردی انگار خودم دارم تجربش میکنم. قدم دختر گلت مبارک باشه و خدا بچه هات و براتون نگه داره و زندگی شادی در کنارشون داشته باشین. 

 

همیشه وقتی یکی از زایمان طبیعی خودش میگه هم ترس دارم هم دوست دارم تجربش کنم. ولی دردهایی که همه ازش میگن برام نا آشناست و میترسم نتونم تحمل کنم. 

انشالله که همه مامانها این طعم شیرین بچه دار شدن و زایمان و تجربه کنن و هر کی هر جوری که به صلاح خودش و نینی ش باشه زایمان کنه و به سلامتی این دوران شیرین و پشت سر بذارن.

فقط 6 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
سلام خواهر جان. خاطره بارداری و زایمانت خیلی شیرین بود مثل خاطره اولت جوری تعریف کردی انگار خودم دار ...

سلام عزیزم...ممنون که خوندی...بستگی ب استانه تحمل درد هرکس داره...وقتی از استانه تحمل دردت مطمعن نیستی سعی کن اصلا بهش فک نکنی...روحیه خیلی مهمه

سلام عزیزم...ممنون که خوندی...بستگی ب استانه تحمل درد هرکس داره...وقتی از استانه تحمل دردت مطمعن نیس ...


سلام‌گلم. درسته عزیزم انشالله هر چی به صلاحمون باشه و خیر باشه.

شرمنده دیر جواب دادم چند روزیه سرم شلوغه وقت نمیکنم بیام نی نی سایت.

فقط 6 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
سلام‌گلم. درسته عزیزم انشالله هر چی به صلاحمون باشه و خیر باشه. شرمنده دیر جواب دادم چند روزیه سرم ...

فداسرت عزیزم...خوبی؟حال و اوضاعت چطوره؟

فداسرت عزیزم...خوبی؟حال و اوضاعت چطوره؟


ممنون خوبیم عزیزم خداروشکر . دکتر رفته بودم هفته پیش واسم سونو و آزمایش دیابت نوشت رفتم. نینیم تو هفته ۲۹ یه کیلو و ۳۵۷ گرم بود خداروشکر همه چیش عالیه.

ولی وزن خودم تو دو ماه یه کیلو فقط اضافه شده. دکتر گفت خیلی وزنم پایینه. غذام کم شده چند وقتیه. زیاد نخوردم که اضافه وزن نداشته باشم که اونم دکتر گفت باید وزنت بالا بره.  

فقط 6 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
1290
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1283
1300
1305
1275
1294
1297
1298
1296
24
1301
1314
1255
1295
29
1180
224