1421
1389

خودم با خانواده شوهر داشتم ميرفتم تولد و برادرزاده شوهرم ٣ سالشه بلوز و شلوارك سفيد پوشيده بود محكم بغلش كردم پشت بلوزشو يههه بوسسسسس محكم كردم و جاي رژم رو لباسش موند  وقتي ديدم گندزدم هول شدم  دو دقيقه بعد به مامانش گفتم كي تيام و بوس كرده لباس بچه رژي شده 😁حجم رژ خيلي زياد بود و اونم قبل از مهموني گل كاشته بودم نميتونستم  اعتراف كنم

هیولای پخش لوازم  آشپزخانه رو بشناسید

1401
من واقعا اینجا هم خجالت میکشم بگم جر مامانم به هیچ کس نگفتم 

بگو ماهم متل خواهر مادرت

فقط 15 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
خدایا من چشمامو میبندم🙈تو هفته هامو ببر بالا😘😘😘😘

خخخخخخ

يه بار من عمه أينام رفته بودند اصفهان بعد اومده بودند از اون شيريني هاي مخصوص گرفته بودند بعد گزاشته بودند بالاي آب تصفيه من از خواب پاشدم تا رفتم يكم بخورم همه ريخت روي سراميك حالا قيافه ي من😩😩😖😖

سريع همه رو ريختم زير يخچال بعد رفتم از كلاس اومدم قيافه ي خانواده😡😡😡😡😡😡 بعد قيافه ي من☹️☹️☹️☹️

87&pos4دوستاي گلم دوستاي خوبم امضامو تا اخر بخونيد ميخوام براي پسر كوچولوي دوست عزيزمون توي ني ني سايت مرمري ١٣٧٢ كه پسر ش أقا رادمهر مريض شده دعا كنيم تا جون بگيره وبر بيماريش غلبه كنه  كاري كنيم حداقل دل يه مادر شاد شه وبر لبش خنده بياد    
عزیزم اون خانمی که عکس پسرخاله شما و همسرش رو گذاشته بود اون حالا کی بود تونستی تشخیص بدی؟

زن پسر داییم😆نه ولی به صاحب عکس گفتم که حواسش جمع باشه....عزیزم الان رفته بعدش با یه کاربری دیگه میاد از کجا میتونم بفهمم کیه.....☺

1394

من سوتی لفظی میدم خیلی زیاد😀چندروزپیش استادم مهمانم بوددعوتشون کرده بودم موقع رفتن گفت خیلی زحمت کشیدید متشکرم اززحماتتون منم اومدم لفظ قلم شم گفتم خواااهش میکنم استدعا میفرمایم زحمت اصلی روشماکشیدین که خدمت رسیدین😀😂😂😂


کلا توتعارف کردن ضعیفم دست به لفظ قلمم هم خوب نی😀😁😂

آخرین تاپیکم که حذف شه دیگه نمیام نی نی سایت😀نتای روشن خداحافظ     نی نی سایت من خداحافظ خدااحااافظ😀✋
زن پسر داییم😆نه ولی به صاحب عکس گفتم که حواسش جمع باشه....عزیزم الان رفته بعدش با یه کاربری دیگه می ...

عه پس واقعا عکس رو برداشته بود ؟ عجب نامردی وای خدا

هر روز را چنان زندگی کن ، گویا آخرین روز زندگی توست...❤️💫

من یه بار با بابا رفته بودم مسجد (3_4ساله بودم) بعد کسی نبود منو بابام فقط بودیم هنوز کسی نیومده بود بعد من شیطونیم گل کرد رفتم سمت کنداکتور برقا همه کلیدارو با هم زدم یهو دود بلند شد ازشون 😑 بعد یهو همه برقای مسجد قطع شد😂 بابام سریع منو برداشت گفت گمشو بریم بیرون ک گند زدی الان بیان ببینن کار توعه آبروم میره

این بود انشای من🙂😂

خدا گر ز حکمت ببندد دری /ز رحمت زند قفل محکم تری 
1427

بچه ها من خانواده شوهر جان رو دعوت کرده بودم 

مادر همسر جان نباید زیاد غذاهای چرب بخوره  بخاطر بیماریش 

خلاصه من دلتون نخواد فسنجون درست کرده بودم 

این لامصب روغن نمینداخت چون من لجبازی کردم گردو رو چرخ نکردم 

منم دیدم اصلا قیافش قشنگ نیست کلی روغن یواشکی ریختم توش که یعنی روغن انداخته غذام

شب که شد شوهرم به مادر ش گفت بخور روغن گردوئه اصلا ضرر نداره 

من تا یه ماه نگران بودم نکنه حالش بد شه 

ببخشید طولانی شد 

من و‌دخترخالم رفته بودیم مهمونی صاحب خونه دختر خالم و مادرشو ک میشه خاله ی من میشناخت،آخر مهمونی صاحبخونه رو کرد ب دخترخالم گفت ب مادرت سلام برسون دفعه ی بعد حتما بیارش،منم قبل دخترخالم گفتم چشم بزرگیتونو میرسونم چشم حتما میارمش مادرمو

قیافه ی صاحب خونه:🤔

قیافه ی من:😱😬‌

قیافه ی دخترخالم:🥴

1339
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1408
1333
1384
1426
1380
1388
1365
1402
1407
224
29
1382
1415